دعای فرج مهاجر - مطالب ابر پورصدوقی
مهاجر
العالم لغیره والعابدلنفسه
Slide 1 Slide 2 Slide 3 Slide 4

«جابر بن عبدالله» گفت: «شنیدم که رسول اکرم سه روز قبل از ارتحالش به علی بن ابی طالب چنین فرمود: سلام خدا برتو باد ای پدر دو ریحانه( حسن وحسین سلام الله علیهم) به تو درباره‌ی ریحانه‌ام در دنیا سفارش می‌کنم. به زودی دو رکن تو منهدم می‌شود، و خدا خلیفه‌ی من بر تواست.( چون خبر این مصیبت برای حضرت علی کمرشکن بود نبی مکرم اسلام با این جمله« و خدا خلیفه‌ی من بر تواست» او را تسلیت داد و آرام کرد.

چون رسول خدا (صلی الله علیه و آله) وفات كردند؛ علی (علیه السلام) فرمودند: این یكی از رکن‌هایی بود كه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به من فرمودند. چون فاطمه (سلام الله علیها) وفات كردند؛ فرمودند: این رکن دوم است كه رسول خدا  فرمودند.»[1]

عجب چینشی! فضیلت و منزلت بی‌نهایت، مصیبت و مظلومیت هم بی‌نهایت.آیا مظلوم‌تر و داغ دیده تر از فاطمه زهراء  در عالم کسی هست؟ 

سوزنده تراز داغ تو داغی نبود     پژمرده تراز تو گل بباغی نبود
روشن‌گر دل‌هایی واما افسوس     بر گم‌شده  قبر تو چراغی  نبود

پی‌نوشت:
[1]. الفایق فی غریب الحدیث، الزمخشری، مصادر حدیث سنى ، چاپ : الأولى، 1417 - 1996 م، دار الكتب العلمیة – بیروت،ج1، ص162« أبا الریحانتین أوصیك بریحانتی خیرا فی الدنیا قبل أن ینهد ركناك . فلما مات رسول الله صلى الله تعالى علیه وسلم قال علی : هذا أحد الركنین ، فلما ماتت فاطمة قال : هذا الركن الاخر»
تاریخ مدینة دمشق، ابن عساكر، مهمترین مصادر رجال سنى ، تحقیق : علی شیری ، دار الفكر للطباعة والنشر والتوزیع - بیروت – لبنان، 1415ق، ج14، ص166« جابر بن عبد الله قال قال رسول اله لعلی سلام علیكم أبا الریحانتین أوصیك بریحانتی من الدنیا من قبل أن ینهد ركنی والله عز وجل خلیفتی علیك قال فلما مات النبی قال علی هذا أحد الركنین...»
معانی الأخبار، شیخ صدوق‏، جامعه مدرسین‏،قم، چاپ اول، 1403ق،ص403، ح69،«قَالَ جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ‏ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص یَقُولُ لِعَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع قَبْلَ مَوْتِهِ بِثَلَاثٍ سَلَامُ اللَّهِ عَلَیْكَ یَا أَبَا الرَّیْحَانَتَیْنِ أُوصِیكَ بِرَیْحَانَتَیَّ مِنَ الدُّنْیَا فَعَنْ قَلِیلٍ یَنْهَدُّ رُكْنَاك..»








 عالم سنی به نام «سیّد محمّد بن علوی مالکی»، مدرس علوم حدیث در مکه مکرمه، در نقد و رد افکار وهابیت نسبت به برگزاری جشن پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) در کتاب خود بیست ویک دلیل بر مشروعیت و مطلوبیت جشن میلاد رسول‌اکرم  ذکر می‌کند، که مادر این نوشتار فقط دلیل چهاردهم را انتخاب و تقدیم می‌کنیم: 

دلیل چهاردهم: این پندار غلطی است که گفته شود: «هر عملی که سلف صالح انجام نداده‌اند و در صدر اول اسلام نبوده است آن عمل، بدعتی زشت و گناه است و انجام آن حرام می‌باشد و واجب است از انجام آن ممانعت و جلوگیری شود»

روش صحیح در این باره این است که آنچه که تازه پدید آمده است بر دلایل شرعی عرضه شود، هر آنچه که شامل مصلحتی باشد پس واجب است یا اگر شامل حرامی باشد پس حرام است و اگر با مکروه آمیخته است، مکروه است و اگر شامل مباح است پس مباح است و اگر در بردارنده مستحب است ، پس مستحب است و قاعده معروفی است به نام «للوسائل حکم المقاصد» یعنی برای وسیله‌ها با توجه به نیت و هدف و مقصود آن‌ها حکم کرده می‌شود.

علماء اهل سنت و جماعت بدعت را به پنج قسم تقسیم کرده‌اند: 1- بدعت واجب: مانند: رد کردن عقاید گروه‌های منحرف 2- بدعت مستحب: مانند:اذان دادن بر مناره ها 3- بدعت مکروه: مانند: زینت دادن و آراستن مساجد. 4- بدعت مباح: مانند: افزایش رفاه و تنعم در خوردن و نوشیدن. 5- بدعت حرام: و آن فعلی است که تازه پیدا شده و مخالف سنت صحیحه است و هیچ یک از أدله شرعی آنرا شامل نمی شود و در بردارنده ی هیچ گونه مصلحت شرعی نیز نمی باشد.[1]
در نتیجه با این حساب هر بدعتی حرام نیست. وهابیت هیچ دلیل شرعی و عقلی و عرفی برای حرام دانستن جشن میلاد پیامبر اکرم ندارند.

پی نوشت:
[1]. السید محمد بن علوی المالکی الحسنی،کتاب: الإعلام بفتاوى أئمة الإسلام حول مولده علیه الصلاة والسلام،دارالکتب العلمیه، بیروت-لبنان، 2005م،  1426ق، چاپ اول،ص19و20«الرابع عشر: لیس کل ما لم یفعله السلف ولم یکن فی الصدر الاول فهو بدعت منکره سیئه یحرم فعلها»



مطالب مرتبط :
مصطفی پورصدوقی
برچسب ها : پورصدوقی ,  ضد وهابیت ,  عالم سنی ,  علوی مالکی ,  بدعت , 



 خیلی از افراد به خاطر متوجه نشدن مفهوم واقعی وحدت برموافقین وحدت ایراد می‌گیرند و انتقاد می‌کنند. در حالی که اگر متوجه معنای واقعی و فوائد وحدت بشود قطعا از طرفداران وحدت می‌شوند. در این مقاله مفهوم واقعی وحدت را ازمنظر استاد شهید مطهری بیان می‌کنیم.

«مخالفین اتحاد مسلمبن، برای اینکه از وحدت اسلامی، مفهومی غیر منطقی وغیر علمی بسازند، آن را به نام وحدت مذهبی توجیه می‌کنند. مسلمانان به نص صریح قرآن برادر یکدیگرند. وحقوق وتکالیف خاصی، آن‌ها را به یکدیگر مربوط می‌کند با این وضع چرا مسلمین از این همه امکانات وسیع که از برکت اسلام نصیبشان گشته استفاده نکنند؟  هیچ ضرورتی ایجاب نمی‌کند که مسلمین به خاطر اتحاد اسلامی صلح و مصالحه و گذشتی در مورد اصول یا فروع مذهبی خود بنمایند. وبحث و استدلال نکنند و کتاب ننویسند. این منظور واقعی وحدت  نیست.

بلکه تنها چیزی که وحدت اسلامی ازاین نظر ایجاب می‌کند این است که مسلمین برای اینکه احساسات کینه توزی در میانشان پیدا نشود یا شعله ور نگردد متانت را حفظ کنند یکدیگر را سب و شتم ننمایند به یکدیگر تهمت نزنند و دروغ نبندند منطق یکدیگر را مسخره نکنند و بالاخره عواطف یکدیگر را مجروح نسازند و از حدود منطق و استدلال خارج نشوند.

بدیهی  است که منظور علمای روشنفکر اسلامی از وحدت اسلامی حصر مذاهب به یک مذهب یا اخذ مشترکات مذاهب و طرد مفترقات آن‌ها نیست که نه معقول و منطقی است و نه مطلوب و عملی، بلکه منظور این دانشمندان متشکل شدن مسلمین است در یک صف در برابر دشمنان مشترکشان و این کار اضافه بر اینکه با موازین کتاب و سنت سازگا ر است معقول و مطلوب هم خواهد بود.»[1].

پی‌نوشت:
[1].مجید باقری، یک صدو ده سوال از استاد مطهری، انتشارات خادم الرضا ، ایران قم، سال 89، چاپ 98، ص158، سوال 81





شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic