دعای فرج مهاجر - مطالب ابر مصطفی پورصدوقی
مهاجر
العالم لغیره والعابدلنفسه
Slide 1 Slide 2 Slide 3 Slide 4

 منشاء تمام دردها و انحرافات، سفاهت و لجاجت و جهالت است  و علاج تمام امراض و دردها،  فقاهت و درایت و انصاف  است . اگر بشر به لجاجت و سفاهت برسد گمراهی فراگیر می‌شود و عصمت و فضیلت  را نادیده می‌گیرند آن وقت نتیجه‌اش این می‌شود که فاطمه رهراء را در حدّ یک زن عادی  تلقی می‌کنند. و کلام او را  نسبت به فدک  تصدیق نمی‌کنند  در حالی که عایشه در وصف فاطمه زهراء گفت: ندیدم هیچ کس را راستگو‌تر از فاطمه الّا پدرش خاتم النبیین( صلی الله علیه وآله وسلم)[1].  این کلام را از عایشه شنیدند ولی فاطمه زهراء را در احقاق حقش تصدیق نکردند.

ظلمی که باید در مقابل آن فریاد زد.  طبق کلام مفسرین سنی و شیعه هنگامی که آیه نازل شد «وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَلاَ تُبَذِّرْ تَبْذِیرًا [اسراء/26] حق خویشاوندان و مسکینان و در راه ماندگان را ادا کن و هیچ اسراف‌کاری مکن» رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فاطمه را صدا زد و فدک را به وی بخشید.[2].

اما جهالت و سفاهت  و ترس و جاه طلبی باعث شد تا فدک را از حضرت زهراء بگیرند. [3] چرا حضرت دنبال حقش بود و فدک را طلب کرد؟ چرا احقاق حق کرد و در راستای آن روشن گری کرد؟رنج پنهان او چه بود که هرچی فریاد زد کسی به دفاع از حقش قیام نکرد؟  کسی که می دانست از اهل بیت نخستین فردی است که به رسول خدا ملحق می‌شود، چنین کسی برای نان خودش غصه نمی‌خورد. برای گرسنگی بچه‌اش رنج  نمی‌دید. کسی که خدا در قرآن در باره او واهل بیت(پنج تن)  فرموده است: «إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُریدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً [انسان/9] ما شما را بخاطر خدا اطعام مى‌كنیم، و هیچ پاداش و سپاسى از شما نمى‌خواهیم‏»[4]

وقتی که سه روز گرسنگی می‌کشد، نان از بچه‌اش می‌برد و از خودش قطع می‌کند و به یتیم و مسکین و اسیر می‌دهد، دنبال مال دنیا نمی‌رود. حضرت «آیت الله العظمی وحید خراسانی» در رابطه با رنج پنهان و رنج‌های فاطمه زهراء می‌فرماید:«در واقع حضرت دنبال فدک نبود، دنبال ابن بود که اگر امروز حق دختر خاتم از بین برود فردا با حق امت چه خواهدشد، درد زهراء  این بود ، رنج او ابن بود که اگر امروز کسی به جای پیامبر بنشیند که مساله‌ی ارث را بلد نیست، و حقی مسلّم به نام فدک را غصب می‌کند،  فردا دیگری (خلیفه دوم) که حکم تیمم را بلد نیست،[5] به جای کسی که خاتم الانبیاء و مرسلین است می‌نشیند. اگر اینان نشستند، فردا «ولید بن عبدالملک» خواهد نشست. بعد «هارون» خواهد نشست، «مامون» خواهد نشست و نتیجه‌ی بعثت انبیاء باطل خواهد شد. رنج و درد پنهان فاطمه زهراء این بود.[6]

نتیجه: احقاق حق فاطمه زهراء از فدک، آینده‌نگری و بصیرت حضرت را می‌رساند.رنج پنهان حضرت زهراء از احقاق حقش، آینده‌نگری و هدایت‌گری امت بود.در واقع رنج و درد و فریاد فاطمه زهراء برای نجات بشریت بود.  فدک زمینه و مقدمه‌ای بود برای افشاگری و دفاع از ولایت که حق اصلی از دست رفته، اهل بیت بود. کلید بصیرت و راز سعادت و هدایت، در گرو دشمن‌شناسی است، که حضرت زهراء (سلام الله علیها) به نحو احسن افشاگری کرد و حجت را بر همه تمام کرد.
خواننده عزیز و محترم برای آگاهی بیشتر از ظلم‌ها و رنج‌ها و فضیلت‌های حضرت زهراء می‌توانید به لینک‌های زیر مراجعه فرمایید.[7]

 

پی نوشت:
[1]. الحاكم النیشابوری، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفای405 هـ)، المستدرك علی الصحیحین، ج 3، ص 175، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت الطبعة: الأولی، 1411هـ -« عَنْ عَائِشَةَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهَا، أَنَّهَا كَانَتْ إِذَا ذُكِرَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ النَّبِیِّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ قَالَتْ: " مَا رَأَیْتُ أَحَدًا كَانَاصدَقَ لَهجَه مِنْهَا إِلا أَنْ یَكُونَ الَّذِی وَلَدَهَا ".هَذَا حَدِیثٌ صَحِیحٌ عَلَی شَرْطِ مُسْلِمٍ، وَلَمْ یُخَرِّجَاهُ.»
 الهیثمی، مجمع الزوائد، مصادر حدیث سنى – فقه، دار الكتب العلمیة - بیروت – لبنان، 1408 - 1988 م، ج9،ص201،« . وعن عائشة قالت ما رأیت أفضل من فاطمة غیر أبیها قالت وكان رواه الطبرانی فی الأوسط وأبو یعلى إلا أنها قالت ما رأیت أحدا قط أصدق من فاطمة ، ورجالهما رجال الصحیح»
 أبو یعلى الموصلی، مسند أبی یعلى، مصادر حدیث سنى – عام، تحقیق : حسین سلیم أسد، دار المأمون للتراث، چاپ : الأولى،1408 - 1988 م،ج8، ص153،ح 4700« قالت عائشة ما رأیت أحدا قط أصدق من فاطمة غیر أبیها وكان بینهما شئ فقالت یا رسول الله سلها فإنها لا تكذب»
 [2]. تاریخ طبری، طبری، دار الکتب العلمیة، بیروت، ج 2، ص 138،« فکانت خیبر فیئا للمسلمین و کانت فدک خالصة لرسول الله لأنّهم لم یجلبوا علیها بخیل و لا رکاب.»
الدر المنثور، سیوطی، دارالفکر، بیروت، ج 5، ص 273،« و أخرج البزّار و أو یعلی و إبن أبی حاتم و إبن مردویه عن أبی سعید الخدریّ قال: لمّا نزلت هذه الآیة «وآت ذا القربی حقّه» دعا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فاطمة فاعطاها فدک.».
[3]. مسلم النیسابوری، صحیح مسلم، دار الفكر - بیروت – لبنان،ج5، ص152، باب الحکم الفی،« فلما توفى رسول الله صلى الله علیه وسلم قال أبو بكر انا ولى رسول الله صلى الله علیه وسلم فجئتما تطلب میراثك من ابن أخیك ویطلب هذا میراث امرأته من أبیها فقال أبو بكر قال رسول الله صلى الله علیه وسلم ما نورث ما تركنا صدقة...»
[4]. زمخشرى محمود، الكشاف عن حقائق غوامض التنزیل‏، اهل سنت، الكتاب العربی‏،بیروت، 1407ق، ج‏4، ص: 670،(ذیل آیات 11-22سوره انسان)«و عن ابن عباس رضى اللّه عنه: أنّ الحسن و الحسین مرضا، فعادهما رسول اللّه صلى اللّه علیه و سلم فی ناس معه، فقالوا: یا أبا الحسن، لو نذرت على ولدك‏ ، فنذر علىّ و فاطمة و فضة جاریة لهما إن برآ مما بهما: أن یصوموا ثلاثة أیام، فشفیا و ما معهم شی‏ء، فاستقرض علىّ من شمعون الخیبری الیهودی ثلاث أصوع من شعیر...»
بیضاوى، عبد الله بن عمر، أنوار التنزیل و أسرار التأویل‏،دار احیاء التراث العربى‏، بیروت، 1418ق، ج‏5، ص: 270، (سوره انسان، ذیل آیه 11-12) «فطحنت فاطمة صاعا و اختبزت خمسة أقراص فوضعوها بین أیدیهم لیفطروا، فوقف علیهم مسكین فآثروه و باتوا و لم یذوقوا إلا الماء و أصبحوا صیاما، فلما أمسوا و وضعوا الطعام وقف علیهم یتیم فآثروه، ثم وقف علیهم فی الثالثة أسیر ففعلوا مثل ذلك، فنزل جبریل علیه السلام بهذه السورة و قال خذها یا محمد هناك اللّه فی أهل بیتك...»
[5]. مسلم النیسابوری، صحیح مسلم، دار الفكر - بیروت – لبنان،ج1، ص193، باب تیمم،« ان رجلا اتى عمر فقال إنی أجنبت فلم أجد ماء فقال لا تصل فقال عمار اما تذكر یا أمیر المؤمنین أذانا وأنت فی سریة فأجنبنا فلم نجد ماء فأما أنت فلم تصل واما انا فتمعكت فی التراب وصلیت فقال النبی صلى الله علیه وسلم إنما كان یكفیك ان تضرب بیدیك الأرض ثم تنفخ ثم تمسح بهما وجهك وكفیك فقال عمر اتق الله یا عمار قال إن شئت لم احدث به»
 الإمام أحمد بن حنبل، مسند أحمد، مصادر حدیث سنى – فقه، دار صادر - بیروت – لبنان، ج4،ص319، حدیث عمار بن یاسر رضى الله عنه« قال كنا عند عمر فاتاه رجل فقال یا أمیر المؤمنین انا نمكث الشهر والشهرین لا نجد الماء فقال عمر اما أنا فلم أكن لأصلی حتى أجد الماء فقال عمار یا أمیر المؤمنین تذكر حیث كنا بمكان كذا ونحن نرقى الإبل فتعلم انا أجنبنا قال نعم قال فانى تمرغت فی التراب فاتیت النبی صلى الله علیه وسلم»
[6]. حضرت آیت الله وحید خراسانی، کتاب حلقه وصل رسالت و امامت، نشر: قم، مدرسه الامام باقرالعلوم، چاپ سوم، 1391ش،ص49-50-51
[7]. تحلیلی بجا و زیبا از فلسفه صبر حضرت علی، بر دستان بسته و فدک از دست رفته
دو رکن از ارکان وجودی امیرمؤمنان علی (علیه السلام)
خطاب حضرت زهراء به مهاجمین در دفاع از ولایت
اسنادی تلخ و سوال برانگیز از ناراحتی حضرت زهراء در معتبرترین کتب اهل سنت
خطابی از دل اندوهگین فاطمه درخطبه فدکیه
تصریح عملی پیامبراکرم در ابلاغ فضایل حضرت زهراء
شش ماه حضور و سلام، یعنی حجت تمام
برداشت زیبا وبحق دوعالم سنی ازحقیقت مباهله
ترس اُسقف نصرانی از نَفَس فاطمه زهراء

 




 «حسن بن فرحان المالکی»[1] عالم سنی کشور عربستان در کتاب خود به نام «نَصیحَة لشباب المسلمین فی کشف غلو العلماء المعاصرین فی المملکة العربیه السعودیه»عنوان ترجمه«نگاهی به غلو اندیشی و افراط گرایی علمای معاصر عربستان»[2] به حقایقی از  غلو اندیشی و افراط گرایی علمای معاصر عربستان اشاره کرده است.

او در مقدمه کتابش می‌گوید: بیست سال در کشور عربستان زندگی کردم و در طول این سال‌ها به تالیف و پژوهش و موعظه مشغول بوده‌ام . اما آنگاه که دین فروشی مردم را دیدم، برآن شدم که با نوشتن این کتاب، فریاد اعتراض سر دهم تا شاید بتوانم امانت علم را که بر عهده‌ام گذاشته شده ادا کنم. مدت‌ها در برابر غلوّ بسیاری از علمای عربستان سکوت کردم، به این امید که هدایت شوند و از مسیر خویش بازگردند، لیکن فایده‌ای نداشت، زیرا خداوند انسان‌های لجباز و معاند را با محروم کردن آنان از هدایت، مجازات می‌کند.

 این دانشمند سنی کتاب خود را که در نقد وهابیت است به سه باب تقسیم می‌کند: باب اول ( ویژگی‌ها، مختصات معرفتی، سطح دانش وآگاهی علمای معاصر عربستان) و در این  باب به بررسی مفهوم واژه علما پرداخته و در نهایت نتیجه‌گیری نموده که اطلاق واژه علمای اسلام بر علمای سعودی جایز نیست بلکه باید آن‌ها را صرفاً «عالم به مذهب تیمی- وهابی» دانست. یعنی (عالم به مذهب ابن تیمیه و محمدبن عبدالوهاب فقط.)

باب دوم: «فتواها و دیدگاهای شخصیت‌ها و مفتی‌های تاثیر گذار عربستان» در ابتدای این باب به نقد و بررسی فتواهای غلوآمیز علمای مشهور عربستان پرداخته مانند:«محمد بن ابراهیم آل الشیخ، عبدالعزیز بن باز، شیخ محمد بن صالح بن عثیمین و غیره..» و در ادامه به خطای راهبردی علمای عربستان سعودی در تکفیر دیگران و تعریف واژه غلو پرداخته شده است.

باب سوم: «فتواها و دیدگاها به عنوان نمونه‌ها و جزئیات بحث» در این باب موضوعاتی چون تاثیر تکفیر بر وجهه عربستان، انتقاد از پرداختن به حواشی به جای اصول، زیانبار بودن فتواهای تکفیری در خارج و حتی داخل عربستان، بررسی فتواهای رمزدار و نقد بعضی فتواها  مطرح شده است.

نتیجه: به طور کلی بررسی‌های نویسنده کتاب، گویای این حقیقت است که آنچه در تفکر وهابیت عربستان تجلّی دارد نوعی تقلیل گرایی و محدود‌اندیشی نسبت به فقه و اعتقادات اسلامی است که با مطلق گرایی علمای عربستان همراه شده و آنان با احساس استغنا و ناآگاهی از فقه سایر مذاهب به طور یک جانبه براندیشه‌هایی تاکید می‌کنند که مخالف و در مقابل تفکرات اسلامی مذاهب گوناگون قرار دارد.

 

پی نوشت:
[1]. دکتر «شیخ حسن فرحان المالکی» اندیشمند و مبارز سنی عربستانی، در سال 1390 هجری قمری در منطقه «بنی مالک جنوبی» 150 کیلومتری شرق شهر «جازان» متولد شد، وی از چهره‌های مشهور در بین پژوهش‌گران تاریخی در کشورهای عربی و به ویژه عربستان سعودی محسوب می‌شود.
[2]. نویسنده: حسن بن فرحان المالکی،کتاب: «نصیحة لشباب المسلمین فی کشف غلوالعلماء المعاصرین فی المملکة العربیه السعودیه،» ترجمه با عنوان«نگاهی به غلو اندیشی و افراط گرایی علمای معاصر عربستان»  ناشر و مترجم: موسسه فرهنگی و هنری آفتاب خرد، تهران، 1396ش، چاپ سوم، تعداد صفحات 320، 





عالم سنی علامه «سیّد محمّد بن علوی مالکی» ، مدرس علوم حدیث در مکه مکرمه، در نقد و رد افکار وهابیت نسبت  به برگزاری جشن پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) در مقدمه کتاب خود می‌نویسد:

 آنچه معلوم است که در دیانت اسلام دو عید بیشتر نیست یکی عید قربان و دیگری عید فطر، و ما قائل به آن نیستیم که روز تولد پیامبراکرم( صلی الله علیه و آله) نیز عید است بلکه معتقدیم که این روز مبارک، بزرگ‌تر و باعظمت‌تر از عید است و اگرچه ما آنرا عید نمی‌نامیم زیرا که ولادت آن حضرت عید‌ها و شادی‌ها را به همراه آورد و همه روزهای بزرگ در اسلام از حسنات ایشان محسوب می‌شود.

اگر ولادت باسعادت او نبود، بعثت نیز اتفاق نمی‌افتاد و نزول قرآن و اسراء و معراج و هجرت و پیروزی در جنگ بدر و فتح مکه و.... هیچ‌کدام انجام نمی‌پذیرفت زیرا که همه این‌ها وابسته و مربوط به آن حضرت  ولادت باسعادت او می‌باشد که مثمر این همه خیرات بزرگ است. پر واضح است که هر عید در یک سال ، یک بار بیشتر نیست ولی جشن مولودی و توجه به سیره شریف حضرت پیامبر اکرم  بایستی که همیشه تکرار شود و مقید به هیچ زمانی و هیچ مکانی نباشد.[1]

پی نوشت:
[1]. السید محمد بن علوی المالکی الحسنی،کتاب: الإعلام بفتاوى أئمة الإسلام حول مولده علیه الصلاة والسلام،دارالکتب العلمیه، بیروت-لبنان، 2005م،  1426ق، چاپ اول،ص8« ومعلوم انه لیس عندنا فی الاسلام الاّ عیدان: الفطر والاضحی، لکن یوم المولد اکبر واعظم من العید»







پایگاه جامع فرق، ادیان ومذاهب_عده‌ای سوال می‌کنند مگر میشه صحابه‌ای که کنار پیامبر بودند وکلام او را شنیدند  بر باطل اجتماع کنند و به خطا روند؟ چگونه ممکن است؟ دقیقا همین مطلب را در زمان خود امیرالمومنین علی (علیه السلام) در قضیه جنگ جمل از حضرت سوال کردند. «حارث بن حوت»‏ نزد امام آمد و گفت: آیا چنین پندارى كه من اصحاب جمل را ( با این عظمت و جلیل القدر بودنشان مانند طلحه و زبیر) گمراه مى‏‎دانم؟[1]

 جواب محکم و شیوای  امام، حضرت فرمودند: اى حارث! تو زیر پاى خود را دیدى، امّا به پیرامونت نگاه نكردى، پس سرگردان شدى، تو حق را نشناختى تا بدانى كه اهل حق چه كسانى مى‏‌باشند؟ و باطل را نیز نشناختى تا باطل گرایان را بدانى.[2]یعنی اینکه  حقیقت بر تو اشتباه شده. حق و باطل را با میزان قدر و شخصیت افراد نمى‏شود شناخت. این صحیح نیست كه تو اول شخصیت‌هایى را مقیاس قرار دهى و بعد حق و باطل را با این مقیاس‌ها بسنجى.  فلان چیز حق است چون فلان و فلان با آن موافقند و فلان چیز باطل است چون فلان و فلان با آن مخالف. نه، اشخاص نباید مقیاس حق و باطل قرار گیرند.

نتیجه: این حق و باطل است كه باید مقیاس اشخاص و شخصیت آنان باشند.یعنى باید حق شناس و باطل شناس باشى نه اشخاص و شخصیت شناس؛ و روح تشیع نیز جز این چیزى نیست. و در حقیقت فرقه شیعه مولود یك بینش مخصوص و اهمیت دادن به اصول اسلامى است نه به افراد و اشخاص.[3]

پی‌نوشت:
[1]. شریف الرضی، محمد بن حسین‏، نهج البلاغة / ترجمه دشتى، نشر مشهور،قم،ص693، حکمت262، « وَ قِیلَ إِنَّ الْحَارِثَ بْنَ حَوْطٍ أَتَاهُ [ع‏] فَقَالَ [لَهُ‏] أَ تَرَانِی أَظُنُّ أَنَّ أَصْحَابَ الْجَمَلِ‏ كَانُوا عَلَى‏ ضَلَالَةٍ فَقَالَ ع یَا حَارِثُ [حَارِ] إِنَّكَ نَظَرْتَ تَحْتَكَ وَ لَمْ تَنْظُرْ فَوْقَكَ فَحِرْتَ إِنَّكَ لَمْ تَعْرِفِ الْحَقَّ فَتَعْرِفَ مَنْ أَتَاهُ [أَهْلَهُ‏] وَ لَمْ تَعْرِفِ الْبَاطِلَ فَتَعْرِفَ مَنْ أَتَاهُ فَقَالَ»
[2]. همان
[3]. مجموعه آثار استاد شهید مطهرى، ج‏16، ص: 309




 دکتر«محمود السید صَبیح» استاد دانشگاه الازهر مصر در کتابش به نام « اشتباهات ابن تیمیه در باره رسول خدا واهل بیتشان» خطاب به این تیمیه وطرفداران او می‌گوید: «من از کسی که متوسل شدن به ساحت رسول الله را ممنوع می‌کند،در حالی که می‌داند و دیده است که بیش از صدها عالم بزرگ اسلامی به پیامبر متوسل شده‌اند تعجب می‌کنم. زیرا من به این  نکته پی‌بردم که مساله توسل از جمله مسائلی است که علما آنرا به منزله نخ لباس می‌دانند.

پس همان گونه که اگر لباس نخ‌کش شود  از بین می‌رود و ارزش ندارد، دینی که توسل به بزرگان، در آن وجود نداشته باشد، نیز بی‌ارزش است. این فرقه‌ها( جریان‌های تکفیری ازجمله وهابیت) در برخی از مسائل، بدعت گذاری کرده و بعد، از طریق آن مسائل ساختگی جامعه را به شرک متهم می‌کنند.آن‌ها کسانی هستند  که به نام امت سخن می‌گویند و گمان می‌کنند که غیر از خودشان دیگران بدعت گذار، منحرف و گمراه کننده هستند.»[1]

مخاطب عزیز این فقط یک نمونه از نقدهایی برعلیه وهابیت  بود که از طرف عالم سنی بیان شد. صدها کتاب و مقاله وسخنرانی بر علیه ابن تیمیه و وهابیت جمع آوری شده است که برای تشخیص  و تحقیق بسیار مفید است. خواننده عزیز برای آشنایی بیشتر با این کتاب«اشتباهات ابن تیمیه در باره رسول خدا واهل بیتشان» می‌توانید به این لینک مذکور مراجعه فرمایید.[2]

پی‌نوشت:
[1]. دکتر محمود السید صبیح، اشتباهات ابن تیمیه در باره رسول خدا واهل بیتشان، مترجم:حسن حکیم، نشر نفیس، سال 1394ش، مقدمه مولف ص8،
[2].کشف 96 خطای ابن تیمیه توسط عالم سنی




خوارج عقیده داشتند: كسى كه گناه كبیره انجام دهد، كافر و از اسلام خارج شده است، مگر توبه كند و دوباره مسلمان گردد.

حضرت علی (علیه السلام) برای افشاء گمراهی خوارج، سنت پیامبر(صلی الله علیه و آله) را حجت قرار دادند و فرمودند:  پس اگر چنین مى‌‏پندارید كه من خطا كرده و گمراه شدم، پس چرا همه امّت محمّد (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) را به گمراهى من گمراه مى‌‏دانید؟ در حالى كه شما مى‌‏دانید، همانا رسول خدا زناكارى را كه همسر داشت‏ سنگسار كرد، سپس بر او نماز گزارد، و میراثش را به خانواده‏‌اش سپرد، و قاتل را كشت و میراث او را به خانواده‌‏اش بازگرداند، دست دزد را برید و زناكارى را كه همسر نداشت تازیانه زد، و سهم آنان را از غنائم مى‌‏داد تا با زنان مسلمان ازدواج كنند.
پس پیامبر اکرم آن‌ها را براى گناهانشان كیفر مى‏‌داد، و حدود الهى را بر آنان جارى مى‌‏ساخت، امّا سهم اسلامى آن‌ها را از بین نمى‌‏برد، و نام آن‌ها را از دفتر مسلمین خارج نمی‌‏ساخت.پس با انجام گناهان كبیره كافر نشدند شما خوارج، بدترین مردم و آلت دست شیطان، و عامل گمراهى این و آن مى‏‌باشید.[1]

نتیجه: پس نبی مکرم اسلام با مرتکبان گناه کبیره همانند مومنان رفتار می‌کردند، و به صادق و کاذب بودن  و  قلوب آن‌ها  کاری نداشت و آن‌ها را کافر نمی‌دانستند.

پی‌نوشت:
[1]. شریف الرضی، محمد بن حسین‏، نهج البلاغة / ترجمه دشتى، نشر مشهور،قم،خطبه 127، ص241« فَأَخَذَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ص بِذُنُوبِهِمْ وَ أَقَامَ حَقَّ اللَّهِ فِیهِمْ وَ لَمْ یَمْنَعْهُمْ سَهْمَهُمْ مِنَ الْإِسْلَامِ وَ لَمْ یُخْرِجْ أَسْمَاءَهُمْ مِنْ بَیْنِ أَهْلِه‏»






شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic