دعای فرج مهاجر - مطالب ابر عکس نوشته پورصدوقی
مهاجر
العالم لغیره والعابدلنفسه
Slide 1 Slide 2 Slide 3 Slide 4


دراین نوشتار سعی برآن شده است که  اسناد تاریخی نارضایتی و واکنش  حضرت زهراء سلام (الله علیها) را نسبت به  خلیفه مسلمین«ابوبکر» به صورت سوالی از معتبرترین کتب اهل سنت یعنی «صحیح بخاری و صحیح مسلم» بیان شود  تا راهی  و سرنخی باشد برای شناخت حق از باطل.

چرا فاطمه زهراء، (سلام الله علیها) از ابوبکر ناراحت بود؟ چرا این ناراحتی تا آخر عمر ادامه داشت؟  چرا حضرت زهراء از ابوبکر غضب‌ناک و روی گردان بود؟ چرا تا آخر عمر رضایت حاصل نشد؟ [1]

اگر فاطمه زهرا از آن دو نفر راضی شده بود، چرا وصیت كرد كه او را شبانه دفن كنند و هیچ یك از كسانی را كه به وی ستم روا داشته اند، برای تشییع جنازه و نماز خبر نكنند؟[2]

چرا حضرت علی (علیه السلام )که افضل امت بعد از پیامبر اکرم  بود.[3] تا قبل از وفات حضرت زهراء( مدت شش ماه)  با ابوبکر بیعت نکرد؟ [4]

چرا حضرت علی (علیه السلام)، هنگام دفن و نماز بر حضرت زهراء ابوبکر را خبر نکرد؟ چرا تنها دختر و یادگار پیامبر اکرم غریبانه و مظلومانه و شبانه به خاک سپرده شد؟ [5]
و ابن درحالی است که فاطمه زهراء  برترین زنان عالم است.[6] و تمام افعال و کلام او بر همگان حجت است  چون او معصوم است. حالا اگر امر دایر بشود در  انتخاب و دفاع از حضرت زهراء نسبت به ابوبکر   طرفدار چه کسی خواهیم بود؟ آیا وجدانا شش ماه بیعت نکردن حضرت علی با خلیفه مسلمین( ابوبکر) نشانی بر  یافتن حقیقت نیست؟ [7]

آیا ناراحتی و غضب حضرت زهراء اتمام حجت نیست بر همگان؟ مگر نه این است که اذیت و ناراحتی حضرت زهراء، اذیت وناراحتی پیامبر اکرم است؟[8] و این درحالی است که خداوند متعال  خطاب به پیامبرش در قرآن کریم می‌فرماید: «إِنَّ الَّذینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهیناً .آن‌ها كه خدا و پیامبرش را آزار مى‏دهند، خداوند آنان را از رحمت خود در دنیا و آخرت دور ساخته، و براى آن‌ها عذاب خواركننده‏اى آماده كرده است. [احزاب/57]

نتیجه: حقیقت مثل روز روشن است البته برای کسی که منصف باشد و خودش را به خواب نزده باشد. اهل سنت با این روایات نارضایتی حضرت زهراء چه کار می‌خواهند بکنند؟ چگونه جواب می‌دهند؟ آیا حق را به فاطمه زهراء می دهند یا نه؟ این جاست که منصف و  محب واقعی اهل بیت مشخص می‌شود...
 

پی‌نوشت:
[1]. البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای256هـ)، صحیح البخاری، ج 3، ص 1126، ح2926، باب فَرْضِ الْخُمُسِ، تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن كثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.« فَغَضِبَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ رسول اللَّهِ صلی الله علیه وسلم فَهَجَرَتْ أَبَا بَكْرٍ فلم تَزَلْ مُهَاجِرَتَهُ حتی تُوُفِّیَتْ. فاطمه دختر رسول خدا از ابوبكر ناراحت و از وی روی گردان شد و این ناراحتی ادامه داشت تا از دنیا رفت.»
البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای256هـ)، صحیح البخاری، ج 4، ص 1549، ح3998، كتاب المغازی، باب غزوة خیبر، تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن كثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.« فَوَجَدَتْ فَاطِمَةُ علی أبی بَكْرٍ فی ذلك فَهَجَرَتْهُ فلم تُكَلِّمْهُ حتی تُوُفِّیَتْ فاطمه بر ابوبكر غضب كرد وبا وی سخن نگفت تا ازدنیا رفت»
البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای256هـ)، صحیح البخاری، ج 6، ص 2474، ح6346، كتاب الفرائض، بَاب قَوْلِ النبی (ص) لا نُورَثُ ما تَرَكْنَا صَدَقَةٌ، تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن كثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.« فَهَجَرَتْهُ فَاطِمَةُ فلم تُكَلِّمْهُ حتی مَاتَتْ. پس فاطمه از ابوبكر كناره گیری كرد وبا وی سخن نگفت تا از دنیا رفت.»
[2]. البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای256هـ)، صحیح البخاری، ج 4، ص 1549، ح3998، كتاب المغازی، باب غزوة خیبر، تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن كثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.« وَعَاشَتْ بَعْدَ النبی صلی الله علیه وسلم سِتَّةَ أَشْهُرٍ فلما تُوُفِّیَتْ دَفَنَهَا زَوْجُهَا عَلِیٌّ لَیْلًا ولم یُؤْذِنْ بها أَبَا بَكْرٍ وَصَلَّی علیها»« فاطمه پس از رسول خدا شش ماه زنده بود و چون از دنیا رفت همسرش علی شبانه او را دفن كرد و به ابوبكر خبر نداد و خودش بر بدن فاطمه نماز خواند»
[3]. روایات افضیلت حضرت علی (ع) در معتبرترین کتب اهل سنت
تجلی صفات انبیاء در حضرت علی(علیه اسلام)
[4]. صحیح البخاری، البخاری، دار الفكر للطباعة والنشر والتوزیع،1401 - 1981 م، باب غزوه خیبر، ج5،ص83، نرم افزار مکتبه اهل بیت« وعاشت بعد النبی صلى الله علیه وسلم ستة أشهر فلما توفیت دفنها زوجها على لیلا ولم یؤذن بها أبا بكر وصلى علیها وكان لعلى من الناس وجه حیاة فاطمة فلما توفیت استنكر على وجوه الناس فالتمس مصالحة أبى بكر ومبایعته ولم یكن یبایع تلك الأشهر»
[5]. مسلم النیسابوری، صحیح مسلم، دار الفكر - بیروت – لبنان، باب قول النبی صلى الله علیه وسلم لا نورث ما تركنا فهو صدقة، ج5، ص154، «فوجدت فاطمة على ابن بكرفی ذلك قال فهجرته فلم تكلمه حتى توفیت وعاشت بعد رسول الله صلى الله علیه وسلم ستة اشهر فلما توفیت دفنها زوجها علی بن أبی طالب لیلا ولم یؤذن بها أبا بكر وصلى علیها على وكان لعلى من الناس وجهة حیاة فاطمةفلما توفیت استنكر على وجوه الناس فالتمس مصالحة أبى بكر ومبایعته ولم یكن بایع تلك الأشهر فأرسل إلى أبى بكر ان ائتنا ولا یأتنا معك أحد ( كراهیة محضر عمر بن الخطاب )»
[6]. آلوسى سید محمود، روح المعانى فى تفسیر القرآن العظیم،‏ دارالكتب العلمیه‏،بیروت‏ف 1415ق، ج2ص149الی 151«والذی امیل الیه ان فاطمه البتول افضل النساء المتقدمات والمتاخرات«آلوسی عالم سنی در تفسیرش نوشته است: «برترین زن دنیا از ابتدای دنیا تا آخر آن، فاطمه بتول است، از جهت این‌که پاره تن رسول الله است و از جهات دیگر نیز، حتی اگر به نبوت حضرت مریم هم معتقد بشویم، باز حضرت فاطمه (سلام‌ الله‌ علیها) برتر است، و بر این اساس حتی به برتری حضرت فاطمه بر عایشه هم تصریح کرده است.
سیوطى، عبدالرحمن بن ابى‏بكر، الدر المنثور فى تفسیر المأثور، كتابخانه آیة الله مرعشى نجفى،قم، 1404ق، ج2ص32«أربع نسوة سادات عالمهن مریم بنت عمران و آسیة بنت مزاحم و خدیجة بنت خویلد و فاطمة بنت محمد(صلى الله علیه و سلم) و أفضلهن عالما فاطمة»
[7]. صحیح البخاری، البخاری، دار الفكر للطباعة والنشر والتوزیع،1401 - 1981 م، باب غزوه خیبر، ج5،ص83، نرم افزار مکتبه اهل بیت« وعاشت بعد النبی صلى الله علیه وسلم ستة أشهر فلما توفیت دفنها زوجها على لیلا ولم یؤذن بها أبا بكر وصلى علیها وكان لعلى من الناس وجه حیاة فاطمة فلما توفیت استنكر على وجوه الناس فالتمس مصالحة أبى بكر ومبایعته ولم یكن یبایع تلك الأشهر»
[8]. مسلم النیسابوری، صحیح مسلم، دار الفكر - بیروت – لبنان، باب فضائل فاطمة بنت النبی علیها الصلاة والسلام، ج7،ص141، «إنما فاطمة بضعة منى یؤذینی ما آذاها»
صحیح البخاری، البخاری، دار الفكر للطباعة والنشر والتوزیع،1401 - 1981 م، باب مناقب المهاجرین وفضلهم، ج4،ص210،« ان رسول الله صلى الله علیه وسلم قال فاطمة بضعة منى فمن أغضبها أغضبنی»





 براساس تحلیل و برداشت خودم از حوادثی که رخ داد و از صبری که حضرت کردند و واکنش شدیدی که انتظار می‌رفت انجام ندادند می توان این چنین برداشت کرد که قرار گرفتن حضرت در این موقعیت تاریخ ساز اتمام حجتی بود در برابر دیدگان مردم که ای مهاجر و انصار دست مرا بستند اما زبان و چشمان شما را که نبستند  من و فاطمه زهراء(سلام الله علیهم) مامور به صبر بودیم شما چی؟ آیا مامور به صبر بودید؟

اگر از شما صبر می‌خواستیم که دادخوهی و استمداد نمی‌کردیم. طلب یاری و دفاع از حق غصب شده نمی‌کردیم. من علی و فاطمه زهراء فقط  صبر کردیم ولی در برابر حق غصب شده خلافت و فدک سکوت نکردیم . شما چی؟ چرا سکوت کردید؟ با چه دلیلی بیعت کردید؟ دست مرا بستند به خانه من و فاطمه زهراء هجوم آوردند اما همیشه که دست من بسته نبود با دست باز آمدیم درب خونه شما باز چرا بیعت نکردید و از حقوق ما اهل بیت دفاع نکردید؟

ما که به خانه های شما هجوم نیاوردیم و بازور از شما بیعت نگرفتیم فقط برای نجات و هدایت شما  از فتنه ها و حوادث تلخ  آینده، من باب اتمام حجت شما را دعوت به بیعت و دفاع از حقوق غصب شده کردیم. مگر آیه تطهیر در شان ما اهلبیت نازل نشده است؟ مگر پیامبر در مورد اهل بیتش به شما سفارش نکرده بود؟ پس شما را چه شده است که دست از یاری اهل بیتش برداشته‌اید.

پس با این حساب حضرت علی (علیه السلام) سکوت نکرد بلکه صبرکرد. آن هم به خاطر دستور خدا و پیامبر بود برای حفظ اسلام ودلایل دیگر که خود حضرت سه دلیل را ذکر می‌کنند: 1-جلوگیری از تفرقه میان مسلمانان؛ 2- خطرمرتدان؛ 3- حفظ جان عترت اهل بیت. [1] هنوز آب غسل پیامبر خشک نشده بود  که شورای سقیفه و ماجرای بیعت با ابوبکر پیش آمد. و این در حالی بود که هنوز جنازه رسول اکرم بر زمین بود. و حضرت علی با اینکه از شورای سقیفه خبر داشت اما جنازه شریف نبی مکرم اسلام را رها نکرد. و به عمویش عباس که برای بیعت دستش را دراز کرده بود، گفت: اکنون کار ما تجهیز پیکر پیامبر است.[2] اما بعد از اتمام کار سقیفه و بیعت با ابوبکر حضرت علی (علیه السلام)  مخالفت خود را با بیعت نکردن نشان داد. در اینجا حضرت برای اتمام حجت کردن با همه مردم  و دفاع از حق خودش و دلسوزی نسبت به هدایت مردم همان اول فورا با ابوبکر بیعت نکرد.[3]

چون اگر همان اول مثل بقیه افراد بیعت می‌کرد مشروعیت و مقبولیت سقیفه و خلیفه بودن ابوبکر نزد همه مردم ثابت می‌شد. پس برای این که مشروعیت سقیفه و خلیفه بودن ابوبکر ثابت  و تایید نشود حضرت با او بیعت نکرد و منتظر شد تا او را به زور وادار کنند، که این اتفاق هم افتادف حضرت را با تهدید و اجبار و دست بسته  برای بیعت به مسجد بردند و همه مردم دیدند و فهمیدن حکومت به دست چه کسانی افتاده است.[4] در واقع صبر حضرت علی در این موقعیت اتمام حجت بود با مردم آن زمان. که ای مهاجر و انصار ببینید و بفهمید با چه کسی بیعت کردید، آن‌ها  با من علی و فاطمه  که افضل امت هستیم[5]

این گونه برخورد کردند. ای مهاجر و انصار من و همسرم فاطمه زهراء دختر پیامبرتان، با صبرمان فدا شدیم تا خباثت و خیانت دیگران بر شما آشکار شود. بشتابید و از حقوق اهل بیت پیامبرتان دفاع کنید من علی خیبر شکن به راحتی می‌توانم شمشیر بکشم  و از خودم و همسرم دفاع کنم اما به خاطر حفظ کیان اسلام صبر می‌کنم و از شما انتطار دارم به وظیفه خود عمل کنید و نسبت به حقوق از دست رفته ما اهل بیت عکس العملی نشان دهید. با این حال صبر حضرت مانع سکوتش نشد او جانانه  به خاطر هدایت مردم و دلسوزی نسبت به آینده و سعادت  مردم کوشید تا حجت را بر همه مردم تمام کند. دشمن اجازه نداد شمشیر به دست علی بیافتند فقط توانستند او را باطناب بگیرند. قابل توجه کسانی که می‌گویند مگه امکان داره، مگه میشه، علی را دست بسته ببرنند، در جواب باید بگوییم: اگر حضرت علی با آرامش خاطر و با اختیار خود بدون درگیری به مسجد برای بیعت می‌رفت جای تعجب داشت. با این حال صبر حضرت مانع از دادخواهی و طلب یاری نشد. امیرالمومنین علی (علیه السلام ) هنگام ورود به مسجد از حق حضرت زهراء دفاع کرد و نسبت به فدک با ابوبکر احتجاج کرد و با دلیل اثبات کرد که فدک حق حضرت زهراء است.

حضرت علی (علیه السّلام) به مسجد آمد و خطاب به أبو بکر- که میان جماعت مهاجر و انصار بود- فرمود: برای چه فاطمه را از میراث پدری او محروم ساختی حال اینکه او در زمان حیات رسول خدا مالک آن شده بود؟! أبو بکر گفت: این فیء(فدک) مال همه مسلمین است، اگر شهودی را بیاورد که رسول خدا در زمان حیاتش به او بخشیده قبول است و گر نه او هیچ حقّی در فدک ندارد.

حضرت امیر (علیه السّلام) فرمود: ای أبو بکر، آیا در باره ما ، خلاف دستور خداوند، در باره مسلمانان حکم می‌کنی؟ گفت: نه این طور نیست، فرمود: اگر در دست یکی از مسلمانان چیزی باشد و من ادّعا کنم که مالک آن هستم، تو از کدامیک از ما درخواست شهود می‌نمائی؟گفت: معلوم است که فقط از تو طلب شاهد می‌کنم، فرمود: پس چرا از فاطمه طلب شاهد می‌کنی؛ با اینکه او فدک را از زمان رسول خدا تصاحب کرده و تا بعد از وفات او نیز مالک آن بوده، حال اینکه از مسلمانان دیگر که مدّعی هستند درخواست شاهدی نمی‌کنی؟ أبو بکر ساکت شده و مجاب گشت. عمر گفت: ای علی دست از این سخنان بردار، که ما قادر به بحث و احتجاج با تو نیستیم، اگر در اثبات این مالکیت شاهدانی آوردید که قبول است و گر نه فدک مال همه مسلمین بوده؛ نه تو و نه فاطمه هیچ حقّی در آن ندارید!!.

حضرت امیر علیه السّلام فرمود: ای أبو بکر آیا قرآن خوانده‌ای، گفت: آری، فرمود: به من بگو آیا آیه شریفه «إِنَّما یرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنْکمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَ یطَهِّرَکمْ تَطْهِیراً خداوند فقط مى‏خواهد پلیدى و گناه را از شما اهل بیت دور كند و كاملًا شما را پاك سازد.[احزاب/33]در باره ما نازل شده، یا دیگران؟ أبو بکر گفت: بلکه در باره شما نازل شده، فرمود: ای أبو بکر اگر جماعتی گرد آمده و شهادت دهند که فاطمه دخت پیامبر مرتکب فاحشه‌ای شده است تو چه خواهی کرد؟ گفت: مانند زنان دیگر مسلمان حدّ را بر او جاری می‌سازم، حضرت امیر (علیه السّلام )فرمود: ای أبو بکر در این صورت در نزد خدا از کافران خواهی بود، گفت: برای چه؟

فرمود: زیرا تو منکر گواهی خداوند بر طهارت او شده و شهادت گروهی از مردمان را پذیرفته‌ای، به همین ترتیب حکم خدا و رسول را در مسأله فدک-که آن را در زمان حیات پیامبر تصاحب نموده ردّ نموده و در مقابل شهادت فردی اعرابی دور از تمدّن را پذیرفته‌ای، و فدک را از او غصب نمودی، و پنداشته‌ای که آن فی ء (فدک) مال همه مسلمین است، حال اینکه پیامبر (صلّی اللَّه علیه و آله) خود فرموده بود که: «دلیل و اثبات بر عهده شخصی است که به زیان دیگری ادّعایی دارد، و دیگری تنها باید سوگند یاد کند»، و تو از این فرمایش پیامبر نیز غافل شده و درست عکس آن عمل نموده‌ای، و از فاطمه که فدک را تصاحب نموده اقامه شاهد می‌کنی. با شنیدن این کلام بی نقص و سرتاسر منطقی جماعت حاضر متأثّر و متحیر شده و به یک دیگر خیره شدند، و یک صدا گفتند: بخدا که علی راست می‌گوید!!. حضرت امیر علیه السّلام به خانه خود بازگشت.[6]

 خلاصه اینکه برای باور کردن ظلم‌های وارد شده بر حضرت زهراء و علی (علیهم السلام) کافیست مردم آن زمان و دشمنان اهل بیت را بشناسیم. با مطالعه ورقهای تاریخ وقتی سکوت مهاجر و انصار را در برابر دادخواهی و فریادهای حضرت زهراء و علی می‌بینیم بی‌بصیرتی مردم آن زمان  برای ما آشکار می‌شود.تن پروری و آسایش طلبی و  ترس و عوام فریبی و تهدید و خیانت آشکار می‌شود. بهترین سند برای آشکار شدن خصوصیت و هویت افراد آن زمان خطبه جانانه حضرت زهراء (سلام الله علیها) است. در خطبه حضرت با اشک چشم و با آه دل فریاد می‌زند و می‌گوید: «زخم مصیبت ما وسیع ، هنوز جراحت قلبی ما بهبودی نیافته، بدن مطهر پیامبر روی زمین بود، به گمان خود خواستید جلوی فتنه‌ی را بگیرید. اما خود در این فتنه سقوط کردید، محققا دوزخ کافران را در بر خواهد گرفت. چه دور شدید؟ و چه شد بر شما و چرا از راه خود منحرف شدید؟ وای برشما آیا از قرآن روی بر می‌گردانید؟

مخفیانه به بهانه گرفتن کف شیر آن را به کلی تا آخر نوشیدید، برای منزوی ساختن خاندان و فرزندان پیامبر به کمین نشستید. ما در برابر شما همانند کسی که خنجر بر گلویش و نوک نیزه بر دل او نشسته باشد چاره‌ای جز صبر نداریم. آنگاه حضرت زهراء رو به طرف انصار کرد وگفت:  ای جوانمردان ای بازوان ملت، وپاسداران اسلام، شما را چه شده که در باز گرفتن حق من(فدک) سستی روا می‌دارید؟ چرا دیده به هم نهاده‌اید و از ستمی که بر من روا می‌دارند چشم پوشی می‌ورزید؟ مگر نشنیدید پدرم رسول خدا فرمودند:  حفظ حرمت مرد، در حفظ حرمت فرزندان اوست؟ چه با عجله حادثه آفریدید؟ چه با شتاب به بی‌راه رفتید. داداخواهی من به شما رسیده چرا اجابتم نمی‌کنید؟ فریاد استغاثه‌ام را می‌شنوید اما به فریادم نمی‌رسید.»[7]

نتیجه: وقتی دشمن شناسی ما  قوی شد آن وقت به راحتی می‌توانیم قبول کنیم که چرا حضرت علی را با زور و  دست بسته برای بیعت بردند مسجد. چرا به خانه فاطمه زهراء هجوم آوردند. آن‌ها مامور به صبر بودند. آیا واقعا مهاجر و انصار هم مامور به صبر بودند ؟ آیا اصلا دست یاری به سوی حضرت علی دراز کردند ؟ آیا کسب اجازه کردند از امیر مومنان علی علیه السلام نسبت به صبر و بیعت؟ ای کاش معنای انقلابی و آتش به اختیار بودن که الان مطرح شده است آن زمان می‌فهمیدند.


پی‌نوشت:
[1]. دلایل صبر حضرت علی(علیه السلام)از زبان خودشان
[2].  جوهرى بصرى، احمد بن عبد العزیز، السقیفة و فدك، محقق / مصحح: امینى، محمد هادى‏، مكتبة نینوى الحدیثة، تهران، ص42،«لنا بجهاز رسول اللّه صلى اللّه علیه و آله، شغل‏..»
[3]. آیا امیرالمؤمنین (علیه السلام) با ابوبکر بیعت کردند؟
[4]. إبن أبی‌الحدید المدائنی المعتزلی، ابوحامد عز الدین بن هبة الله بن محمد بن محمد، شرح نهج البلاغة، ج 6، ص 31، تحقیق محمد عبد الکریم النمری، دار الکتب العلمیة، بیروت، الطبعة الأولی، 1418 هـ.« وقال: قم، فأبی أن یقوم، فحمله ودفعه کما دفع الزبیر، ثم أمسکهما خالد، وساقهما عمر ومن معه سوقاً عنیفاً، واجتمع الناس ینظرون، وامتلأت شوارع المدینة بالرجال،»
[5]. روایات افضیلت حضرت علی (ع) در معتبرترین کتب اهل سنت
تجلی صفات انبیاء در حضرت علی(علیه اسلام)
آلوسى سید محمود، روح المعانى فى تفسیر القرآن العظیم،‏ دارالكتب العلمیه‏،بیروت‏ف 1415ق، ج2ص149الی 151«والذی امیل الیه ان فاطمه البتول افضل النساء المتقدمات والمتاخرات.»
«آلوسی» عالم سنی در تفسیرش نوشته است: «برترین زن دنیا از ابتدای دنیا تا آخر آن، فاطمه بتول است، از جهت این‌که پاره تن رسول الله است و از جهات دیگر نیز، حتی اگر به نبوت حضرت مریم هم معتقد بشویم، باز حضرت فاطمه (سلام‌ الله‌ علیها) برتر است، و بر این اساس حتی به برتری حضرت فاطمه بر عایشه هم تصریح کرده است.
سیوطى، عبدالرحمن بن ابى‏بكر، الدر المنثور فى تفسیر المأثور، كتابخانه آیة الله مرعشى نجفى،قم، 1404ق، ج2ص32«أربع نسوة سادات عالمهن مریم بنت عمران و آسیة بنت مزاحم و خدیجة بنت خویلد و فاطمة بنت محمد(صلى الله علیه و سلم) و أفضلهن عالما فاطمة»
[6]. الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسی)، ترجه جعفری، ج1، ص214
[7]. ابن أبی الحدید، شرح نهج البلاغة، تحقیق : محمد أبو الفضل إبراهیم ، دار إحیاء الكتب العربیة ،ج16، ص251،«و الجرح لما یندمل‏ إنما زعمتم ذلك خوف الفتنة أَلا فِی الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِیطَةٌ بِالْكافِرِینَ‏فهیهات و أنى بكم و أنى تؤفكون و كتاب الله بین أظهركم زواجره بینة و شواهده لائحة و أوامره واضحة أ رغبة عنه تریدون أم لغیره تحكمون‏ بِئْسَ لِلظَّالِمِینَ بَدَلًا و من یتبع‏ غَیْرَ الْإِسْلامِ دِیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِینَ‏ ثم لم تلبثوا إلا ریث أن تسكن نفرتها تسرون حسوا فی ارتغاء و نحن نصبر منكم على مثل حز المدى و أنتم الآن تزعمون أن لا إرث لنا أَ فَحُكْمَ الْجاهِلِیَّةِ یَبْغُونَ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً لِقَوْمٍ یُوقِنُون‏»
الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسی)، محقق / مصحح: خرسان، محمد باقر، نشرمرتضی، مشهد، 1403ق، ج1، ص103،« نَحْوَ الْأَنْصَارِ فَقَالَتْ یَا مَعْشَرَ النَّقِیبَةِ وَ أَعْضَادَ الْمِلَّةِوَ حَضَنَةالْإِسْلَامِ مَا هَذِهِ الْغَمِیزَةُ فِی حَقِّی‏ وَ السِّنَةُ عَنْ ظُلَامَتِی؟ أَ مَا كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَبِی یَقُولُ الْمَرْءُ یُحْفَظُ فِی وُلْدِهِ سَرْعَانَ مَا أَحْدَثْتُمْ وَ عَجْلَانَ ذَا إِهَالَةٍوَ لَكُمْ طَاقَةٌ بِمَا أُحَاوِلُ وَ قُوَّةٌ عَلَى مَا أَطْلُبُ وَ أُزَاوِل‏…»،« تُوَافِیكُمُ الدَّعْوَةُ فَلَا تُجِیبُونَ وَ تَأْتِیكُمُ الصَّرْخَةُ فَلَا تُغِیثُونَ وَ أَنْتُمْ مَوْصُوفُونَ بِالْكِفَاحِ مَعْرُوفُونَ بِالْخَیْرِ وَ الصَّلَاحِ....»




علمای بزرگ اهل سنت و نخبگان علمای تشیع روایتی را نقل کرده‌ا‌‌ند که متن آن بابد مورد دقت قرار بگیرد. کیفیت روایت قابل تامل و تدبر است و حجت را بر همه تمام می‌کند.

«جابر بن عبدالله» گفت: «شنیدم که رسول اکرم سه روز قبل از ارتحالش به علی بن ابی طالب چنین فرمود: سلام خدا برتو باد ای پدر دو ریحانه( حسن وحسین سلام الله علیهم) به تو درباره‌ی ریحانه‌ام در دنیا سفارش می‌کنم. به زودی دو رکن تو منهدم می‌شود، و خدا خلیفه‌ی من بر تواست.( چون خبر این مصیبت برای حضرت علی کمرشکن بود نبی مکرم اسلام با این جمله« و خدا خلیفه‌ی من بر تواست» او را تسلیت داد و آرام کرد.
چون رسول خدا (صلی الله علیه و آله) وفات كردند؛ علی (علیه السلام) فرمودند: این یكی از رکن‌هایی بود كه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به من فرمودند. چون فاطمه (سلام الله علیها) وفات كردند؛ فرمودند: این رکن دوم است كه رسول خدا  فرمودند.»[1]

حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی در تفسیر این حدیث می‌فرماید: «حقیقت رُکن این است که موقع منهدم شدن دیگر بدلی برایش نیست  و در واقع، آن از دست رفته دیگر جایگزین ندارد. رکن امیرالمومنان علی (علیه السلام) از دست رفت، شخصیتی که حقیقت رکنیتش، با شناخت وجود علی شناخته می‌شود .
حضرت علی باب الله و حبیبب الله و وجه الله است او رکن اولیاءالله است آن وقت چنین موجودی، رکن وجودش، نقطه‌ی اتکایش، همه هستیش، فاطمه زهراء است. این‌جاست که باید فهمید حضرت زهراء کیست؟  کجایند افرادی که این مطالب را بفهمند، امیرالمومنان کیست؟ او رکن اولیاء خدا است، اولیاء الله چه کسانی هستند که امیرمومنان رکن آن‌هاست؟ اولیاء الله آن‌هایی هستند که خداوند در وصف آنان  فرموده است [ أَلا إِنَّ أَوْلِیاءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ آگاه باشید که اولیای خدا نه ترسی دارند و نه غمگین می‌شوند.یونس/62] اینها همگی، با این ویژگی ممتاز  از اول  و آخرشان، رکنشان امیرالمونین (علی علیه السلام) است.

حالا آن کسی که خودش رکن تمام اولیاء خدا است باید دید رکن او کیست؟ کسی نیست جز فاطمه زهراء. این است که می‌گوییم چه کسی است که  صدیقه کبری را شناخته؟ کسی فهمیده فاطمه زهراء کیست؟ به قدری ساحت، بلند است. یه قدری مقام منیع است که حتی در عالم بقاء هم درک نمی‌شود. آن وقت چنین کسی  زود از این دنیا رفت، چه جور از دنیا رفت؟»[2] کاری کردند که آرزوی رفتن کرد و به همسرش (علی علیه السلام) تاکید کرد که در تشیع جنازه و دفنم  به  احدی اعلام نکن.[3] ودر مورد قبرش هم در روایت آمده است که تا قیامت این قبر مخفی است.[4]

عجب چینشی! فضیلت و منزلت بی‌نهایت، مصیبت و مظلومیت هم بی‌نهایت.آیا مظلوم‌تر و داغ دیده تر از فاطمه زهراء  در عالم کسی هست؟ 

سوزنده تراز داغ تو داغی نبود     پژمرده تراز تو گل بباغی نبود
روشن‌گر دل‌هایی واما افسوس     بر گم‌شده  قبر تو چراغی  نبود

لینک‌های مربوط به مقام ومنزلت و مظلومیت حضرت زهراء (سلام الله علیها) تقدیم محضر شریف شما خواننده محترم وعزیز. برای آگاهی بیشتر می‌توانید رجوع کنید.[5]

 

پی‌نوشت:
[1]. الفایق فی غریب الحدیث، الزمخشری، مصادر حدیث سنى ، چاپ : الأولى، 1417 - 1996 م، دار الكتب العلمیة – بیروت،ج1، ص162« أبا الریحانتین أوصیك بریحانتی خیرا فی الدنیا قبل أن ینهد ركناك . فلما مات رسول الله صلى الله تعالى علیه وسلم قال علی : هذا أحد الركنین ، فلما ماتت فاطمة قال : هذا الركن الاخر»
تاریخ مدینة دمشق، ابن عساكر، مهمترین مصادر رجال سنى ، تحقیق : علی شیری ، دار الفكر للطباعة والنشر والتوزیع - بیروت – لبنان، 1415ق، ج14، ص166« جابر بن عبد الله قال قال رسول اله لعلی سلام علیكم أبا الریحانتین أوصیك بریحانتی من الدنیا من قبل أن ینهد ركنی والله عز وجل خلیفتی علیك قال فلما مات النبی قال علی هذا أحد الركنین...»
معانی الأخبار، شیخ صدوق‏، جامعه مدرسین‏،قم، چاپ اول، 1403ق،ص403، ح69،«قَالَ جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ‏ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص یَقُولُ لِعَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع قَبْلَ مَوْتِهِ بِثَلَاثٍ سَلَامُ اللَّهِ عَلَیْكَ یَا أَبَا الرَّیْحَانَتَیْنِ أُوصِیكَ بِرَیْحَانَتَیَّ مِنَ الدُّنْیَا فَعَنْ قَلِیلٍ یَنْهَدُّ رُكْنَاك..»
[2]. حضرت آیت الله وحید خراسانی، کتاب حلقه وصل رسالت و امامت، نشر: قم، مدرسه الامام باقرالعلوم، چاپ سوم، 1391ش، ص194
[3]. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، بحار الأنوار( ط- بیروت)، دار إحیاء التراث العربی‏، بیروت، 1403ق،ج43، ص214« وَ غَسِّلْنِی وَ كَفِّنِّی بِاللَّیْلِ وَ صَلِّ عَلَیَّ وَ ادْفِنِّی بِاللَّیْلِ وَ لَا تُعْلِمْ أَحَداً وَ أَسْتَوْدِعُكَ اللَّهَ وَ أَقْرَأُ عَلَى وُلْدِیَ السَّلَامَ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَة..»
[4]. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، بحار الأنوار( ط- بیروت)، دار إحیاء التراث العربی‏، بیروت، 1403ق،ج43، ص215« انْسَدَّ الْقَبْرُ وَ اسْتَوَى بِالْأَرْضِ فَلَمْ یُعْلَمْ أَیْنَ كَانَ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ.»
[5]. خطابی از دل اندوهگین فاطمه درخطبه فدکیه
خطاب حضرت زهراء به مهاجمین در دفاع از ولایت
تصریح عملی پیامبراکرم در ابلاغ فضایل حضرت زهراء
شش ماه حضور و سلام، یعنی حجت تمام
برداشت زیبا وبحق دوعالم سنی ازحقیقت مباهله
ترس اُسقف نصرانی از نَفَس فاطمه زهراء












شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic