دعای فرج مهاجر - مطالب ابر بدعت
مهاجر
العالم لغیره والعابدلنفسه
Slide 1 Slide 2 Slide 3 Slide 4


 عالم سنی به نام «سیّد محمّد بن علوی مالکی»، مدرس علوم حدیث در مکه مکرمه، در نقد و رد افکار وهابیت نسبت به برگزاری جشن پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) در کتاب خود بیست ویک دلیل بر مشروعیت و مطلوبیت جشن میلاد رسول‌اکرم  ذکر می‌کند، که مادر این نوشتار فقط دلیل چهاردهم را انتخاب و تقدیم می‌کنیم: 

دلیل چهاردهم: این پندار غلطی است که گفته شود: «هر عملی که سلف صالح انجام نداده‌اند و در صدر اول اسلام نبوده است آن عمل، بدعتی زشت و گناه است و انجام آن حرام می‌باشد و واجب است از انجام آن ممانعت و جلوگیری شود»

روش صحیح در این باره این است که آنچه که تازه پدید آمده است بر دلایل شرعی عرضه شود، هر آنچه که شامل مصلحتی باشد پس واجب است یا اگر شامل حرامی باشد پس حرام است و اگر با مکروه آمیخته است، مکروه است و اگر شامل مباح است پس مباح است و اگر در بردارنده مستحب است ، پس مستحب است و قاعده معروفی است به نام «للوسائل حکم المقاصد» یعنی برای وسیله‌ها با توجه به نیت و هدف و مقصود آن‌ها حکم کرده می‌شود.

علماء اهل سنت و جماعت بدعت را به پنج قسم تقسیم کرده‌اند: 1- بدعت واجب: مانند: رد کردن عقاید گروه‌های منحرف 2- بدعت مستحب: مانند:اذان دادن بر مناره ها 3- بدعت مکروه: مانند: زینت دادن و آراستن مساجد. 4- بدعت مباح: مانند: افزایش رفاه و تنعم در خوردن و نوشیدن. 5- بدعت حرام: و آن فعلی است که تازه پیدا شده و مخالف سنت صحیحه است و هیچ یک از أدله شرعی آنرا شامل نمی شود و در بردارنده ی هیچ گونه مصلحت شرعی نیز نمی باشد.[1]
در نتیجه با این حساب هر بدعتی حرام نیست. وهابیت هیچ دلیل شرعی و عقلی و عرفی برای حرام دانستن جشن میلاد پیامبر اکرم ندارند.

پی نوشت:
[1]. السید محمد بن علوی المالکی الحسنی،کتاب: الإعلام بفتاوى أئمة الإسلام حول مولده علیه الصلاة والسلام،دارالکتب العلمیه، بیروت-لبنان، 2005م،  1426ق، چاپ اول،ص19و20«الرابع عشر: لیس کل ما لم یفعله السلف ولم یکن فی الصدر الاول فهو بدعت منکره سیئه یحرم فعلها»



مطالب مرتبط :
مصطفی پورصدوقی
برچسب ها : پورصدوقی ,  ضد وهابیت ,  عالم سنی ,  علوی مالکی ,  بدعت , 



 عده‌ای با وارد کردن شبهه، عزاداری و سینه‌زنی شیعیان را رد می‌کنند و آن را احمقانه و بدعت و شرک می‌دانند، به‌خصوص فرقه ضاله وهابیت خیلی روی این قضیه مانور می‌دهد، در حالی‌که ام المومنین عایشه در سوگ نبی مکرم اسلام با زنان، عزاداری کرده و به سینه و صورتشان می‌زدند.[1] با این حساب تکلیف چیست؟ اگر عزاداری بدعت و شرک است، پس بعد از پیامبر، اول مشرک و بدعت‌گذار باید خود عایشه باشد، آیا می‌توان این را گفت؟ قطعاً این لازمه‌ی کلام خود را نمی‌پذیرند.    

پی‌نوشت:

[ا]. احمد ابن حنبل، مسند احمد، دارصادر بیروت، ج6، ص274 «قال: سمعت عائشة تقول : مات رسول الله صلى الله علیه وسلم بین سحری ونحری وفی دولتی لم أظلم فیه أحدا فمن سفهی وحداثة سنی أن رسول الله صلى الله علیه وسلم قبض وهو فی حجری ، ثم وضعت رأسه على وسادة ، وقمت التدم مع النساء وأضرب وجهی»
محمد بن جریر الطبری، تاریخ الطبری، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات - بیروت – لبنان، چاپ چهارم،  1403 - 1983 م، ج2، ص441






شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic