دعای فرج مهاجر - مطالب تیر 1397
مهاجر
العالم لغیره والعابدلنفسه
Slide 1 Slide 2 Slide 3 Slide 4

عالم سنی «حسن بن فرحان المالکی» از محققان اهل سنت عربستان و از شاگردان «شیخ عبدالعزیز بن باز» با نگاهی به غلو اندیشی و افراط گرایی «محمد بن عبدالوهاب» در کتاب خود به نام (داعیه و لیس نبیا) به معنی «مبلّغ نه پیامبر» به نقد خطاهای «محمد بن عبدالوهاب» می‌پردازد، این عالم سنی می‌نویسد: نمونه‌هایی از اتهامات شیخ علیه مسلمانان را از کتاب «الدررالسنیه» برگزیده‌ایم که به صورت گذرا مورد بحث قرار خواهد گرفت.[1]
ما در این نوشتار از بین چهل نمونه از خطاها و اتهامات شیخ «محمد بن عبدالوهاب» علیه مسلمانان فقط نمونه هشتم را ذکر می‌کنیم و نقد آن را توسط عالم سنی بیان می‌کنیم، امیدواریم عدّه‌ای از خواب غفلت بیدار شوند.

نمونه هشتم: «تکفیر دشنام دهندگان صحابه»
«حسن بن فرحان مالکی» اندیشمند سنی می‌گوید: این دیدگاه نادرست بر مبنای آن‌چه که شیخ، دشنام دهندگان صحابه را تکفیر کرده است. در کتاب‌های عقاید افراطی آمده است و گرنه حجت شرعی ندارد؛ زیرا با وجود این‌که خوارج، امام علی (علیه السلام) را تکفیر می‌کردند و به او دشنام می‌دادند، اما وی آنان را تکفیر نکرد. هم‌چنین «احمد بن حنبل» در مسندش با سند صحیح از مسند ابوبکر نقل می‌کند: «ابو بکر صدیق از آزار رساندن به کسی‌که به او دشنام دهد یا سخن درشت علیه او اظهار کند، نهی کرده.»
از طرفی، چرا کسانی‌که دشنام به صحابی را کفر می‌دانند، از معاویه که به علی (علیه‌السلام) دشنام می‌داد، دفاع می‌کنند؛ آیا علی (علیه‌السلام) صحابی نبود؟ آیا در کتاب معتبر «صحیح مسلم» از معاویه نقل نشده است که به مردم دستور داد به امام علی (علیه‌السلام) دشنام دهند؟[2] آیا حمایت از امام علی (علیه‌السلام) و طُلقا[3] مباح است؟ اگر این‌گونه است، چرا دفاع از امام علی و محکوم کردن ظلم در حق او را فقط  مخصوص کتاب‌های شیعه می‌دانید؟[4]

با وجود این‌که بسیاری از بزرگان اهل سنت کتاب‌ها و تألیفاتی درباره فضایل امام علی (علیه‌السلام) نوشته‌اند؛ از جمله نسائی کتاب خصائص امیرالمؤمنین، علی بن ابی‌طالب را در اوائل قرن چهارم، در رد اهل شام و ناصبی‌ها[5] نوشت و به خاطر نوشتن این کتاب گور خود را کند. زیرا ناصبی‌های دمشق از او خواستند تا کتابی همانند آن در فضایل معاویه بنویسد، که در پاسخ آن‌ها اظهار داشت: من درباره او یک حدیث بیشتر نمی‌دانم، و آن حدیث این است: «لا اشبع الله بطنه» (خداوند شکم او را سیر نکند! )[6]در نتیجه آنان خشمناک شدند و او را تحت فشار قرار دادند تا جان داد.

و امام «حافظ ابو عبدالله حاکم»، مؤلف کتاب المستدرک در اوایل قرن پنجم روایات زیادی درباره فضایل امام علی (علیه‌السلام) و در دفاع از او در مستدرک نقل کرد و ناصبی‌ها طبق شیوه معمول خود از او خواستند احادیثی نیز درباره معاویه جمع‌آوری کند که در پاسخ اظهار داشت: «قلبم اجازه نمی‌دهد» و در نتیجه او را در منزلش در خراسان محصور کردند. هم‌چنین امام «ابن عبدالبر» در زمان حیاتش، امام اهل سنت بود و در کتاب‌هایش از امام علی (علیه‌السلام) دفاع کرده است. از جمله در کتاب «الاستیعاب و الاستذکار» که در اواسط قرن پنجم نوشته است، و سلفیه معاصر از او به خاطر بسط مشاجرات صحابه انتقاد کرده‌اند: در حالی‌که آنان می‌دانند «ابن تیمیه» این موضوع را بیشتر بسط داده است،[7] اما منظور آن‌ها این است که چرا او فضائل امام علی (علیه‌السلام) را بیان کرده و ظلم معاویه را تقبیح کرده است.

هم‌چنین، ناصبی‌ها با تمام توان هجوم خود را بر کسانی متمرکز می‌کنند که از امام علی (علیه‌السلام) دفاع و ستم معاویه را نقد کنند و در نتیجه  آنان را متهم به رافضی بودن می‌کنند. بنابراین در میان اهل سنت نیز کسانی‌که قائل به فضل اهل بیت و دفاع از آن‌ها باشند وجود دارند. اما غالباً ناصبی‌ها برای از بین بردن نام آن‌ها تلاش می‌کنند، هم‌چنان که امروز نیز تلاش‌ها ادامه دارد، با وجود این‌که کتاب‌های ناصبی‌ها، مانند کتاب‌های «ابن تیمیه و فراء حنبلی، محب الدین خطیب» و سایر کتاب‌های سلفیه و پایان نامه‌های دانشگاهی بر حفظ حرمت صحابه تبلیغ می‌کنند. اما تمام آن‌ها مشوب (آمیخته و مخلوط) به دشمنی پنهان با اهل بیت است.[8]

پی‌نوشت:

[1]. ترجمه کتاب: داعیه ولیس نبیا (مبّلغ نه پیامبر) مولف: عالم سنی«حسن بن فرحان المالکی»، ص91.
[2]. صحیح مسلم، مسلم بن حجاج، دار احیاء التراث العربی، بیروت: کتاب فضائل الصحابة، باب 32 من فضائل علی بن ابی طالب، ح2404، ص1042. «عَامِرِ بْنِ سَعْدِ بْنِ أَبِی وَقَّاصٍ، عَنْ أَبِیهِ، قَالَ: أَمَرَ مُعَاوِیَةُ بْنُ أَبِی سُفْیَانَ سَعْدًا فَقَالَ: مَا مَنَعَكَ أَنْ تَسُبَّ أَبَا التُّرَابِ؟ فَقَالَ: أَمَّا مَا ذَكَرْتُ ثَلَاثًا قَالَهُنَّ لَهُ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَلَنْ أَسُبَّهُ،» عامر بن سعد بن ابى وقّاص، از پدرش روایت كرده است كه در یكى از روزها، معاویة بن ابى سفیان به سعد دستور داد [تا به حضرت على بن ابی‌طالب علیه السّلام ناسزا بگوید! «سعد» از دستور او سرپیچى كرد.] معاویه، از وى پرسید : به چه سبب على را آماج ناسزا و دشنامت قرار نمی‌دهی؟ سعد گفت: بخاطر آنكه سه فضیلت از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در شأن على علیه السّلام شنیده‌ام كه با توجه به آنها، هیچگاه به سبّ و دشنام آن حضرت، اقدام نمى‏‌كنم و هر گاه یكى از آنها براى من بود، بهتر و ارزنده‌‏تر از شتران سرخ مو بود كه در اختیار من باشد.
[3]. طلقا؛ یعنی آزادشدگان. «طلقاء» جمع طلیق است و در لغت به اسیری اطلاق می‌شود که اسارتش از او برداشته شده و رها شده باشد. عده ای از روی اکراه و ناچاری در جریان فتح مکه مسلمان شدند در حالیکه مستحق مجازات بودند، اما پیامبر اکرم به آنها فرمود: «اذهبوا وانتم الطّلقاء؛ بروید شما آزاد شدگانید.»
[4]. ترجمه کتاب: داعیه ولیس نبیا( مبّلغ نه پیامبر) مولف: عالم سنی «حسن بن فرحان المالکی» ص86
[5]. ناصبی: کسی است که وقتی فضیلتی از اهل بیت را می‌شنود انکار می‌کند. کسیکه با آنکه می‌داند نصّ بر حضرت علی وجود دارد آن را انکار می‌کند و در روایت صحیحه‌ای آمده است: «ناصبی کسی نیست که دشمنی با ما اهل بیت نماید، زیرا تو نمی‌توانی کسی را بیآبی که بگوید من پیامبر و خاندان او را دشمنی می‌ورزم، بلکه ناصبی کسی است که خود را در مقام دشمنی شما قرار دهد در حالیکه می‌داند شما ولایت ما را داشته و شیعه ما هستید.»
[6]. أحمد بن یحیى بن جابر ( البلاذری )، أنساب الأشراف، تحقیق : الدكتور محمد حمید الله، مطابع دار المعارف بمصر، 1959م، ج1،ص532،« فقال : لا أشبع الله بطنه فكان معاویة یقول : لحقنی دعوة رسول الله صلى الله علیه وسلم . وكان یأكل فی كل یوم مرّات أكلا كثیرا»
مسلم النیسابوری، صحیح مسلم، مصادر حدیث سنى – فقه، دار الفكر - بیروت – لبنان، ج8،ص27« عن ابن عباس قال كنت ألعب مع الصبیان فجاء رسول الله صلى اللهعلیه وسلم فتواریت خلف باب قال فجاء فحطأنی حطأة وقال اذهب وادع لی معاویة قال فجئت فقلت هو یأكل قال ثم قال لی اذهب فادع لی معاویة قالفجئت فقلت هو یأكل فقال لا أشبع الله بطنه» مسلم در صحیح از سخنان پیامبر بزرگ اسلام صلی الله علیه واله درباره معاویه، چنین آورده است: روزی پیامبر اکرم ابن عباس را به دنبال او فرستاد تا بیاید و برایش بنویسد. ابن عباس او را یافت که غذا می خورد. بازگشت و به پیامبر خبر داد. حضرت دوباره او را فرستاد. باز هم ابن عباس دید که او مشغول خوردن است. تا سه مرتبه این رفت و آمد رخ داد. بالاخره پیامبر اکرم فرمودند: خدا هرگز شکمش را سیر نکند.( هرچند بعضی از اهل سنت(مانند مسلم نیشابوری)  این کلام پیامبر را دعا و فضیلت برای معاویه می داند، اما برای  انسان منصف و عاقل قابل قبول نیست)
[7]. بغض حضرت علی نزد اکثر صحابه
[8]. ترجمه کتاب: داعیه ولیس نبیا (مبّلغ نه پیامبر) مولف: عالم سنی «حسن بن فرحان المالکی» پاورقی ص98




هدف پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نسبت به جمع خواندن نماز، «توسعه بر امّت» و «رفع عسر و حرج» بوده است، بدون این‌که خوف و ضرری در کار باشد.
آیا با این حال سزاوار است بعضى اشکال تراشى کنند و بگویند این جمع‌ها مربوط به موارد اضطرارى بوده است؟ این جمع‌ها از بدعت‌های شیعیان است؟ یا بگویند این جمع‌ها مربوط به خود پیامبر می‌شده است؟ چرا چشم خود را روى حقایق ببندیم، و پیش داورى‌هاى خود را بر سخنان صریح رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) مقدّم بشماریم؟ خدا و رسولش بخشیده‌اند، ولى متاسّفانه متعصّبان امّت نمى‌بخشند! آخر چرا؟

باهم مرور می‌کنیم احادیث (جمع بین صلاتین) را در معتبر‌ترین کتب اهل سنت یعنی «صحیح بخاری و مسلم»

احادیث جمع بین دو نماز در کتاب «صحیح مسلم»
1- ابن عباس می‌گوید:‌ رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نمازهای ظهر وعصر، مغرب و عشاء را بدون خوف و سفر با هم خواند.[1]
2- هم‌چنین نقل می‌کند که ابن عباس می‌گوید:‌ رسول خدا نماز ظهر و عصر، مغرب و عشاء را در مدینه بدون ترس و شرایط بارانی با هم خوانده است.
در روایت وکیع آمده است که به ابن عباس گفتم:‌ چرا رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) بین دو نماز جمع کرد؟ گفت: تا این‌‌که بر امتش حرجی و سختی نباشد.
و در روایت ابومعاویه آمده که به ابن عباس گفته شد منظور رسول خدا از این کار چه بود؟ گفت: رسول خدا اراده کرده است که تا بر امتش حرجی و مشقتی نباشد.[2]
3- عبدالله بن شقیق مى‌گوید: روزى ابن عبّاس براى ما بعد از نماز عصر خطبه خواند، تا آفتاب غروب کرد و ستاره‌ها ظاهر شد؛ مردم صدا زدند نماز نماز، سپس مردى از طایفه بنى‌تمیم آمد و پیوسته مى‌گفت: نماز نماز! ابن عبّاس گفت: «تو مى‌خواهى سنّت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) را به من یاد بدهى، «ای مادرت به عزایت»
رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) میان نماز ظهر و عصر (هم‌چنین) مغرب و عشا را جمع کرد. عبدالله بن شقیق مى‌گوید: در دل من شکّى پیدا شد، نزد ابوهریره آمدم، از او پرسیدم، او سخن ابن عبّاس را تصدیق کرد.[3]
4- ابن شقیق می‌گوید: «شخصی به ابن عباس گفت: نماز! و سپس خاموش شد و این کار تا سه بار انجام گرفت. سپس ابن عباس به او گفت: ای بی مادر! تو می‌خواهی نماز را به ما یاد دهی. ما در زمان رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) بین صلاتین جمع می‌کردیم.[4]

احادیث جمع بین دو نماز در«صحیح بخاری»
1- ابو امامه گفت: نماز ظهر را با عمر بن عبدالعزیز خواندیم، سپس بیرون آمدیم تا نزد انس بن مالک رسیدیم و او را دیدیم که نماز عصر می‌خواند، به او گفتیم: ای عمو! کدام نماز بود که خواندی؟ گفت: نماز عصر و این نماز رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) است که با او می‌خواندیم.[5]
2- از ابن عباس نقل شده که رسول خدا در مدینه هفت رکعت با هم و هشت رکعت با هم (نمازهای ظهر و عصر، مغرب و عشاء) را انجام داد.[6]

نکته:
تجربه نشان داده که تاکید بر نمازدر پنج وقت، گاه سبب مى‌شود که اصل نماز به فراموشى سپرده شود و گروهى از مردم نمازرا ترک کنند.
چرا نمى‌خواهند جوانان مسلمان، در هر حال و در همه جا، در داخل کشورهاى اسلامى و خارج آن، در دانشگاه و در ادارات و کارخانه‌ها، به مهم‌ترین وظیفه اسلامى (نمازهاى یومیّه) عمل کنند؟
ما معتقدیم اسلام براى هر زمان و هر مکان تا پایان دنیاست. به یقین پیغمبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) با نظر وسیعش همه مسلمین جهان را در تمام اعصار و قرون مى‌دیده و مى‌دانسته، اگر بخواهد همه را مقیّد به نمازدر پنج وقت کند، گروهى تارک الصلوة خواهند شد (همان‌گونه که امروز چنین مى‌بینیم) به همین جهت بر امّت خود منّت نهاد و کار را وسعت بخشید تا همگان در هر زمان و هر مکان بتوانند به آسانى نمازهاى روزانه را انجام دهند.[7]

پی‌نوشت:

[1]. صحیح مسلم، ج1 ص489. ط دار احیاء الکتب العربیة، «عن بن عَبَّاسٍ قال صلى رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم الظُّهْرَ وَالْعَصْرَ جمیعا وَالْمَغْرِبَ وَالْعِشَاءَ جمیعا فی غَیْرِ خَوْفٍ ولا سَفَرٍ»»
[2]. صحیح مسلم، ج1 ص490. ط دار احیاء الکتب العربیة. «عن بن عَبَّاسٍ قال: جَمَعَ رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم بینالظُّهْرِ وَالْعَصْرِ وَالْمَغْرِبِ وَالْعِشَاءِ بِالْمَدِینَةِ فی غَیْرِ خَوْفٍ ولا مَطَرٍ فی حدیث وَکِیعٍ قال قلت لابن عَبَّاسٍ لِمَ فَعَلَ ذلک؟ قال کَیْ لَا یُحْرِجَ أُمَّتَهُ وفی حدیث أبی مُعَاوِیَةَ قِیلَ لابن عَبَّاسٍ ما أَرَادَ إلى ذلک قال أَرَادَ أَنْ لَا یُحْرِجَ أُمَّتَهُ»
[3]. مسلم النیسابوری، صحیح مسلم، مصادر حدیث سنى – فقه، دار الفكر - بیروت – لبنان، باب الجمع بین الصلاتین فی الحضر ج2، ص151 و153، ( براساس نرم افزار مکتبه اهل بیت) « قال خطبنا ابن عباس یوما بعد العصر حتى غربت الشمس وبدت النجوم وجعل الناس یقولون الصلاة الصلاة ... «فقال ابن عباس أتعلمنی بالسنةلا أم لك ثم قال رأیت رسول الله صلى الله علیه وسلم جمع بین الظهر والعصر والمغرب والعشاء»
[4].همان «وكنا نجمع بین الصلاتین على عهد رسول الله صلى الله علیه وسلم. 
[5]. البخاری، صحیح البخاری، چاپ : 1401 - 1981 م، دار الفكر للطباعة والنشر والتوزیع، باب وقت العصر،ج 1، ص138، « قال سمعت أبا امامة یقول صلینا  مع عمر بن عبد العزیز الظهر ثم خرجنا حتى دخلنا على أنس بن مالك فوجدناه یصلى العصر فقلت یا عم ما هذه الصلاة التی صلیت قال العصر وهذه صلاة رسول الله صلى الله علیه وسلم التی كنا نصلى معه»
[6]. البخاری، صحیح البخاری، چاپ : 1401 - 1981 م، دار الفكر للطباعة والنشر والتوزیع، باب وقت المغرب،ج 1، ص140، « حدثنا آدم قال حدثنا شعبة قال حدثنا عمرو ابن دینار قال سمعت جابر بن زید عن ابن عباس قال صلى النبی صلى الله علیه وسلم سبعا جمیعا وثمانیا جمیعا»
[7]. کتاب: شیعه پاسخ می گوید، آیت الله العظمى ناصر مكارم شیرازى،‏، مدرسه الامام على بن ابى‌‌طالب (ع)، قم‏،1387 ه. ش‏، ص 160



مطالب مرتبط :
مصطفی پورصدوقی
برچسب ها : صحیح مسلم ,  صحیح بخاری , 



عالم سنی جناب مولوی «عبدالصمد دامنی» مدیر حوزه علمیه دارالعلوم حقانیه و امام جمعه مسجد حقانیه ایرانشهر، با اشاره به حدیثی از صحیح بخاری در مورد حرمت خون گوینده شهادتین[1] جنایات آل سعود نسبت به یمن را محکوم کرد و گفت: طبق حدیث هر کس به شهادت به یگانگی خدا اقرار کند و رو به قبله شود و همانند ما نماز بخواند و از خوردن گوشت حیوانی که ما آن را ذبح کرده‌ایم، ابائی نداشته باشد، پس چنین کسی مسلمان است و هر حقوقی که مسلمانان دارد، او هم دارد.
این عالم سنی در ادامه گفت: از احادیث متعدد و نصوص قرآن بر می‌آید جنایات عربستان در یمن محکوم است و هر کُشت و کشتاری که در ممالک اسلامی همانند یمن، سوریه، افغانستان، بحرین، عراق و دیگر کشورهای اسلامی رخ می‌دهد، حرام و خلاف شرع اسلام است.[2]
خواننده گرامی برای آگاهی بیشتر می‌توانید به لینک زیر مراجعه فرمایید.[3]

پی‌نوشت:

[1]. محمد بن إسماعیل البخاری، صحیح البخاری، دار الطباعة العامرة بإستانبول، دارالفکر، 1401، باب فضل استقبال القبلة، ج1، ص103،« وما یحرم دم العبد وماله فقال من شهد أن لا إله إلا الله واستقبل قبلتنا وصلى صلاتنا واكل ذبیحتنا فهو المسلم له ما للمسلم وعلیه ما على المسلم»
[2]. ماهنامه فرهنگی  اسوه، خرداد 1394، شماره 179، ص31، عنوان( علمای اهل سنت ایرانشهر جنایات آل سعود در یمن را محکوم کردند) 
[3]. جنایت نه جهاد اسلامی
استقلال و حب اهل‌بیت، جرم اصلی یمنی‌ها !




 آیا فریضه حج مسلمانان که بر دور سنگ و گِل طواف می‌کنند و در منا خون می‌ریزند، شبیه و مشترک با اعمال بت‌پرستان نیست؟

جواب: بر اساس شباهت ظاهری نباید حکم و قضاوت کرد و هر دو را با یک چوب نباید راند. چون در اعمال مشترك، میزان و ملاك، قضاوت ظاهر نیست، بلكه ملاك نیت و قصد قلبی است. بله! اگر خواسته باشیم شباهت ظاهری را كافی در قضاوت بدانیم، بسیاری از اعمال فریضه حج، شبیه اعمال بت‌پرستان است كه بر گرد سنگ و گل طواف می‌كردند و بتهای چوبی و فلزی خود را می‌بوسیدند، و شبیه همین كار را ما نیز انجام می‌دهیم، دور كعبه كه از سنگ و گِل است، می‌گردیم و حَجَر را می‌بوسیم و در منا خون می‌ریزیم.

در این رابطه حضرت آیت‌الله سبحانی می‌فرماید: «پس باید توجه داشته باشیم که ملاك قضاوت‌ها و داوری‌ها در كارهای به ظاهر مشترك، انگیزه‌ها، نیت‌ها و قصدها است و هرگز نمی‎توان به حكم این‌كه ظاهر عمل به هم شبیه است، حكم آن‌ها را یكی دانست.»[1] پس نه تنها شباهتی بین حج مسلمانان و بت‌پرستی مشرکان نیست، بلکه از زمین تا آسمان با هم فرق می‌کنند.

پی‌نوشت:

[1]. کتاب آیین وهابیت، آیت الله جعفر سبحانی، چاپ دارالحدیث، نشر مشعر، فصل17، ص316.




چهار فقیه بزرگ اهل‌سنت به‌طور مستقیم یا غیر مستقیم در محضر حضرت امام صادق (علیه السلام) شاگردی کردند و به عظمت علمی ایشان اعتراف کرده‌اند.
ابوحنیفه و مالک بن انس شاگرد امام صادق بودند چه در فقه و چه در طریقت، بسیار تحت تاثیر ایشان بودند و مالک، استاد شافعی است و شافعی مردم را به فرزندان پیامبر (صلی الله علیه و آله) رهنمون می‌ساخت كه با آنان ارتباط خانوادگی برقرار كنند و از علم آنان بهره بگیرند. احمد‌ بن حنبل ده سال از او آموخت. این‌ها امامان چهارگانه اهل سنت هستند که مستقیم و غیر مستقیم شاگرد امام صادق بودند.(الإمام جعفر الصادق، ص3)
سوال این‌جاست: این چهار امام و فقیه اهل سنت که الان امام چهار مذهب هستند، «مذهب شافعی، مالکی، حنبلی، حنفی» که اهل سنت از آن‌ها تقلید می‌کنند، مگر شاگردان مکتب اهل بیت نبودند؟ الان فقه جعفری، (شیعی)، چه جایگاهی نزد اهل سنت دارد؟

پی‌نوشت:

عبد الحلیم الجندی، عالم سنی، الإمام جعفر الصادق ( ع)، تحقیق : إشراف : محمد توفیق عویضة،1397 - 1977 م، مطابع الأهرام التجاریة – القاهرة،ص3« فلقد تتلمذ أبو حنیفة ومالک للإمام الصادق، وتأثر کثیرا به ،سواء فی الفقه أو فی الطریقة. ومالک شیخ الشافعی والشافعی یدلى إلى أبناء النبی بأسباب من العلم والدم. وقد تتلمذ له أحمد بن حنبل سنوات عشرة. فهؤلاء أئمة أهل السنة الأربعة، تلامیذ مباشرون أو غیر مباشرین للإمام الصادق.»






شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic