دعای فرج مهاجر - مطالب اردیبهشت 1396
مهاجر
العالم لغیره والعابدلنفسه
Slide 1 Slide 2 Slide 3 Slide 4

در گفتگو ومناظرات با اهل سنت سوالی که درمورد توسل مطرح می‌شود  این است که می‌گویند شما شیعیان که به ائمه معصومین  متوسل می‌شوید آیا خود ائمه معصومین هم توسل انجام می دادند؟آیا سیره وسنت خود ائمه بوده است؟ همه ما می‌دانیم که توسل یكی از اعتقادات مهم مسلمان است كه ریشه در قرآن كریم و روایات صحیح منقول از اهل بیت (علیهم السلام) دارد. درمتن پیش رو روایاتی را نقل می‌کنیم که حاکی از توسل خود ائمه معصومین می‌باشد.

 1-توسل امیر مؤمنان به رسول خدا و فرشتگان و انبیاء     

    
امام صادق علیه السلام فرمودند: امیر مؤمنان علیه السّلام بعد از اتمام نماز ظهر این دعا را می‌خواند: خداوندا به تو تقرّب مى‏جویم به وسیله جود و كرمت، تقرّب مى‏‌جویم به سوی تو به حقّ محمد (كه بنده تو و رسول تو است) و تقرّب می‌جویم به وسیله فرشتگان مقرّبت و پیغمبران مرسلت.[1]مرحوم علامه مجلسی در تصحیح روایت فوق می‌فرماید: روایت حسن مانند صحییح می‌باشد.[2]

2. توسل امام حسین  به قبر پیامبر

حضرت امام حسین (علیه السلام) وقتی شب دوم فرا رسید، بار دوم به سوی قبر پیامبر (صلی الله علبه وآله) خارج شد و دو ركعت نماز خواند،‌ وقتی از نماز فارغ شد، فرمود: 




 در پرسش و پاسخ‌هایی که با اهل سنت در باب تقیه انجام می‌شود، بعضاً سؤال می‌کنند که مگر طبق احادیث وارده و مبانی فقهی شیعه، به‌خاطر حفظ جان تقیه واجب نیست؟[1] اصلاً خود حضرت علی (علیه السلام) فرمودند: هنگامی‌که شما را امر کردند به دشنام به من، مرا دشنام دهید.[2] اگر واقعا برای حفظ جان، تبری و سبّ واجب است، پس چرا حجربن عدی و میثم تمار که از نزدیک‌ترین یاران حضرت علی (علیه السلام) بودند، تبرّی نکردند؟! به آنان عرضه شد که از علی تبرّی بجویند و به اودشنام دهند،‌ ولی آن‌ها حاضر به تبرّی و سبّ نشدند و همین سبب شهادت آن‌ها شد.

پاسخ
باید توجه داشت که اصولاً موقعیت‌ها و موارد و اشخاص با هم فرق مى‌کنند، گاهى خطرى که از ناحیه دشمن متوجه است، چندان مهم نیست و اساس مکتب را تهدید نمى‌کند، در چنین مواردى مى‌توان تقیه نمود، ولى گاهى خطر چنان جدى و مهم است که اساس مکتب و مذهب در معرض خطر قرارمى‌گیرد، طبعاً در چنین مواردى که سکوت و بى‌تفاوتى و تسلیم و سازش به قیمت نابودى مکتب تمام مى‌شود، تقیه جایز نیست؛ بلکه باید با تحمل همه خطرات، مبارزه و مقاومت کرد. به عبارتی دیگر فرق است بین حجر بن عدی و  میثم تمار و بین یک فرد عادی و معمولی؛ یک فرد عادی و معمولی اگر سبّ (دشنام) و تبرّی انجام دهد، سبب نمی‌شود که مردم از تشیع بیرون بروند، اما حجر بن عدی و میثم تماری که از خصّیصین و از نزدک‌ترین یاران علی (علیه السلام) بودند، اگر دشنام می‌دادند و تبری می‌کردند، تبّری آن‌ها  سبب می‌شد که گروهی در اصل تشیع متزلزل بشوند. یک فرد معمولی اگر تبرّی کند، فقط جنبه‌ی فردی دارد، اما آدمی که ثابت قدم است و شب و روزش در کنار آن حضرت سپری شده و از اسم و رسمی برخوردار شده است، چنین شخصی اگر از حضرت علی (علیه السلام) تبّری جوید، دیگران نیز در اعتقادشان متزلزل می‌‌شوند و لذا سبّ و تبری برای آنان حرام است.




سوالی که در مناظرات و پرسش و پاسخ با برخی ازسلفی‌های جوان مطرح می‌شود، در مورد ظهور حضرت مهدی است که آیا  واقعا ظهور می‌کند؟ احادیث مربوط به ظهور تا چه اندازه معتبر است؟ در جواب باید گفت نه‌ تنها ظهور حتمی است، بلکه احادیث آن به حد تواتررسیده است.[1] شما را دعوت می‌کنیم به پرسش و پاسخی که  در مورد ظهور حضرت مهدی از «عبدالله بن باز» مفتی اعظم و سلفی عربستان سعودی[1] پرسیدند.

از «عبدالله بن باز» سوال کردند کسی‌که انکار کند ظهور حضرت عیسی و دجال و مهدی را و به آن‌ها اعتقاد نداشته باشد و صحت احادیث را قبول نکند، تکلیفش چیست؟
عبدالله بن باز در جواب می‌گوید: مثل چنین کسی کافر می‌باشد، چون چیزی را انکار کرده است که نزد رسول خدا ثابت می‌باشد و اخبار وارده از رسول خدا در این مورد صحیح و متواتر می‌باشد، و مهدی در آخرالزمان  زمین را پر از عدل و داد می‌کند و احادیث آخرالزمان هم‌چون آمدن مهدی و نزول مسیح و خروج دجال و یاجوج و ماجوج، همه این‌ها ثابت شده است، به‌وسیله احادیث صحیح و متواتر از رسول خدا، پس انکار کردن آن کفر و گمراهی است.[3]




 در گفتگو ومناظرات با اهل سنت سوال مهمی که درمورد توسل مطرح می‌شود این است که می‌گویند شما شیعیان که به ائمه معصومین متوسل می‌شوید آیا دستوری برای توسل از ائمه معصومین رسیده است.؟ آیا اصلا خود ائمه گفتند به ما توسل کنید؟ جواب را با بیان سه روایت ذکر می‌کنیم.

روایت اول: دستور امیر مؤمنان حضرت علی(علیه السلام )به توسل

مرحوم كلینی با سند معتبر نقل كرده که معاویة بن عمار گوید: حضرت امام صادق (علیه السلام) بدون سخن و پرسشى به من فرمود: اى معاویة آیا نمی‌دانى كه مردى خدمت امیر المؤمنین (علیه السلام) آمد و از این‌كه اجابت دعایش دیر شده بود به آن حضرت شكایت كرد، آن حضرت به او فرمود: چرا دعاى سریع الاجابة را (یعنى دعائى كه زود باجابت رسد) نخواندى؟ آن مرد عرض كرد: آن دعا كدام است؟ فرمود: بگو و به سوی تو به حق محمد و اهل‌بیتش رو آورده‌ام، به حق تو وآن‌ها از شما درخواست دارم كه بر محمد وآل محمد دورد فرستی و فلان حاجت مرا بر آورده سازی.[1].طبق این روایت اگر كسی بخواهد حاجتش زود تر بر آورده شود و دعایش مستجاب شود، می‌تواند با توسل به پیامبر و اهل بیت (علیهم السلام) به مقصودش برسد.

روایت دوم: دستور امام صادق (علیه السلام) در توسل به قبر پیامبراکرم

معاویه بن عمار نقل می‌كند كه امام صادق (علیه السلام) فرمود: 




 شعری در مدح مقام شایسته ائمه معصومین (سلام الله علیهم) توسط عالم سنی، که سر‌شار از ارادت و اعتقاد در آن است و نشان از محبت اهل سنت به اهل بیت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌باشد و این قبیل شعر‌ها جواب محکمی می‌تواند باشد، به یاوه‌گویانی چون وهابیت که همیشه دنبال تفرقه و کتمان حقایق هستند. این شعر شاهد و دلیل خوبی است براثبات اعتقاد اهل سنت به مهدویت و انتظار.

بحق فاطمه‌ای که برتری داده شده بر         تمامی زنان وگردنبند افتخار آویخته
و به حَسَنِین  دو سبط  سرور دنیا  و          آخرت همان‌که  آنان راعبا  پوشاند
و به عمویش عباس و فرزندش  که           حبرالامه لقب گرفت ومشعل اندیشه بود[1]
و به  تمامی  آل و اصحاب  پیامبر             و همسران وعمه‌هایش که کَد بانوی منزل بودند
و حضرت سجاد  چراغ در تاریکی                و باقر که علوم  را شکافت
و حضرت صادق  و کاظم  ورضا                 همان‌که مسجدها و مدرسه‌ها را آباد کردند
و دیگر بزرگواران حضرت تقی و                 نقی  پیشوایان  دوازده گانه 
و به پایان بَخشِشان، فرزند رسول که          امام منتظر و مهدی ما در آینده است[2]

امامی که همه ما منتظرش هستیم؛ چه شیعه و چه سنی و احادیث مهدویت و انتظار ظهور آن حضرت، نزد شیعه و سنی به حد تواتر رسیده است، و قابل شک و انکار نمی‌باشد.[3]




 بعضی‌ها خیال می‌کنند مذهب تشیع از دوران صفوی به‌وجود آمده است. همان‌طور که وهابی‌ها از طریق تبلیغات ماهواره‌ای می‌گویند: اصل تشیع از ایران است. مذهب شیعه، مذهب ایرانیان است و آغاز آن نیز از ایران و اصفهان و از زمان صفویه است.

در پاسخ باید گفت: صفویه نژاد فارس نیستند؛ بلکه نژاد ترکند؛ صفوی‌ها عموزاده‌های عثمانی‌ها و همه از نژاد ترک «از شمال عراق» هستند، و از سویی، ریشه مذهب شیعه فارسی نیست؛ بلکه عربی است و در زمان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بوده است. بنابراین ما برای اثبات ادعای خود کلمات علمای اهل سنت را در مورد دوران پیدایش تشیع به‌عنوان دلیل و شاهد بیان می‌کنیم، تا مشخص شود که اصل تشیع از چه زمانی بوده است.

دلیل اول: ابوحاتم رازی از علمای بزرگ اهل سنت و سلفی مسلک می‌‌گوید: «شیعه نام نخستین مذهب، در اسلام است. یعنی قبل از مذهب تسنن، لقب چهار تن از صحابه مانند: «ابوذر، سلمان، عمار، مقداد» بوده است.»[1]
خوب دقت کنید، ابوحاتم رازی که می‌گوید: «شیعه نام نخستین مذهب در اسلام است.» خود، در سال 195 هجری، یعنی هفت‌صد سال قبل از صفویه زندگی می‌کرده است و بر اساس این نقل تشیع ریشه مدنی و عربی دارد نه فارسی. ریشه شیعیان در مدینه و بین صحابه و عرب وجود داشته است.

دلیل دوم: احمد امین مصری می‌گوید:




سوال و جواب در مورد علت انتخاب مذاهب اربعه اهل سنت و مذهب تشیع این است که اگر پیامبر اکرم روز قیامت از من شیعه بپرسد و یا این‌که خداوند عزوجل روز قیامت مرا به محاکمه بکشد که چرا تو شیعه شدی و پیرو اهل بیت هستی؟ چه کسی به تو گفته شیعه باشی؟ و پیرو علی بن ابی‌طالب باشی؟

بی‌درنگ خواهم گفت طبق روایاتی که از شما در حق حضرت علی (علیه السلام) نقل شده. چون پیامبراکرم فرمودند: «بهترین و برترین مخلوقات، علی بن ابی‎طالب است.»[1] و خطاب به حضرت علی فرمودند: «كسانى‌كه ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌‏اند، بهترین مخلوقاتند؟ این تو و شیعیان تو هستید، و وعده‏‌گاه من و شما كنار حوض كوثر است.»[2] و هم‌چنان فرمودند: «حق با على است و على با حق، حق آن‌جا گردد كه على باشد و جنگ و دشمنی با علی، جنگ با من است و صلح و مدارا با علی، صلح با من است.»[3] و در جای دیگر رسول خدا به عمار گفت: «اى عمار! هرگاه على (علیه السلام) را دیدى كه به راهى مى‌‏رود و تمامى مردم به راهى دیگر، تو راه‏ على‏ را بگیر و انتخاب کن، زیرا على تو را از راه هدایت خارج نمی‌کند و به گمراهى نمى‏‌كشاند.»[4] این‌ها دلایل من بود. یعنی حجت دارم و می‌توانم دفاع کنم و حقانیت تشیع و پیرو مذهب علی بن ابی‌طالب را اثبات کنم.

شما ای اهل سنت چه مذهبی دارید؟ آیا حنفی؟ یا مالکی و شافعی و حنبلی؟ اگر خدا و پیامبر از شما سؤال کنند، چرا حنفی یا مالکی و غیره هستی؟ چرا این چهار مذهب؟ چه پاسخی می‌دهید؟ 




حقیقت جایگاه و مقام شامخ ائمه معصومین نزد همه روشن است و قابل کتمان نیست؛ به خصوص مباحث مربوط به مهدویت و انتظار که قابل خدشه و انکار نیست. «شیخ احمد سرهندی» از عالمان اهل سنت، خیلی صریح و شفاف یکی از راه‌های قرب به خداوند را  راه ولایت می‌داند وائمه معصومین را منبع فیض و راه هدایت معرفی می‌کند ودر آخر اشاره می‌کند به ظهور حضرت مهدی و می‌گوید این‌ها خود مستقیماً سرچشمه فیض هستند.

واما کلام زیبای شیخ احمد سرهندی
«راه‌هایی که به جناب قدس موصل‌اند دوتا است؛ راهی که به قرب نبوت تعلق دارد، و راهی که به قرب ولایت تعلق دارد.
واما راه قرب ولایت: پیشوای این راه و سرگروه این‌ها و منبع فیض این بزرگواران حضرت علی مرتضی (علیه السلام) است و این منصب عظیم الشان به ایشان تعلق دارد و حضرت فاطمه و حضرت حسنین در این مقام ایشان شریک‌اند. انگارم [می‌نویسم] که حضرت امیر قبل از نشاة عنصری [تولد دنیوی] نیز  ملاذ وملجأ [حامی و پناه‌گاه] این مقام بوده‌اند. چنان‌چه بعد از نشأ عنصری این گونه‌اند، و هر که را فیض و هدایت از این راه می‌رسید، به توسط ایشان می‌رسید، چون ایشان نقطه منتهای این راه‌اند و مرکز این مقام به ایشان تعلق دارد و چون دوره حضرت امیر تمام شد، این منصب عظیم القدر به 




شاه ولی الله دهلوی یکی از عالمان اهل سنت[1] در کتاب خود از مقام و جایگاه و وجود حضرت مهدی در زمان حال سخن می‌گوید. او بر اساس اعتقادش می‌نویسد: «گاهی اوقات در نظام عالم افرادی هستند که هم خصوصیت انسان را دارند و هم خصوصیت ملائکه را دارند، به آن‌ها الهام می‌شود و عالم را تدبیر می‌کنند. (در ادامه در چند صفحه بعد می‌گوید:) آن انسان به تنهایی یک عالِم به حساب می‌آید، هر آن‌چه در عالَم است در آن انسان خلاصه می‌شود. و ای خدا توگفته‌ای یک نفر در آخر الزمان می‌آید که امر عالم را ظاهراً و باطناً دست او می‌دهی و ظاهراً وباطناً عالم را می‌گیرد، یعنی حاکم دنیا می‌شود. (این عالم سنی در دو صفحه بعد می‌گوید:) خدایا! تو را قسمت می‌دهم، به اون شخصی که الان در زمان ما موجود است.»[2]

الان از هر کس بپرسی حتی از وهابیت که چه کسی در آخرالزمان ظهور می‌کند و جهان را پر از عدل و داد می‌کند، همه می‌گویند حضرت مهدی،[3] که این عالم سنی (شاه ولی الله دهلوی) گفت: آن انسان کامل که مدبر عالم است، ظاهراً و باطناً، الان در زمان ما موجود است. پس با این اعترافات و بیانات، به این راحتی نمی‎توانیم بگوییم که حضرت مهدی نیست و وجود ندارد و بعداً می‌آید.





دین اسلام دریایی از حقایق و لطایف است که برای رسیدن به ساحل نجات و سعادت آن باید سوار بر کشتی نجات اهل بیت شد، با وصل به آن‌ها می‌توان معرفتی از حقایق را کسب کرد، همان‌طور که ناجی و حاکی و حامی این دین، خود اهل بیت (سلام الله علیهم) هستند. هر امامی مانند امواجی از دریا، متلاطم به‌سوی ساحل هدایت و حمایت در حرکت است. هر کدام ویژگی‌هایی و طبق وظیفه عمل‌کرد خاصی دارند و در بین اهل بیت هرچند شباهت‌هایی باهم دارند، اما دو امام ویژگی و شباهت خاص و بیشتری با هم دارند و آغاز و پایانشان به هم ربط دارد، قیام و کلام یکی حاکی از دیگری و آن دیگری با نام او قیام می‌کند.

آن یکی قیام می‌کند و فدا می‌شود تا اسلام باقی بماند و به‌دست دیگری برسد و آن دیگری قیام می‌کند، تا با انتقام خون او، حکومت اسلامی را بنا کند؛ آن یکی سالار شهیدان حسین بن علی است و آن دیگری فرزندش مهدی قائم آل محمد است. پس دو دریا، دو تلاطم، یک ساحل، یعنی دو امام، دو قیام و یک هدف که همان زنده کردن حقایق و لطایف اسلام می‌باشد، و ما با بررسی روایات، اشاره می‌کنیم به چند مورد از شباهت‌ها و اشتراکات بین این دو امام همام (سلام الله علیهم)، تا باشد راهی به سوی کسب معرفت و این‌که مشخص شود که چرا هر جا سخن از امام حسین است، نام حضرت مهدی نیز رخ می‌گشاید.

اشتراک اول: اصلاح‌گری و ضرورت نبرد با باطل





شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic