دعای فرج مهاجر - مطالب آبان 1395
مهاجر
العالم لغیره والعابدلنفسه
Slide 1 Slide 2 Slide 3 Slide 4

 عده‌ای با وارد کردن شبهه، عزاداری و سینه‌زنی شیعیان را رد می‌کنند و آن را احمقانه و بدعت و شرک می‌دانند، به‌خصوص فرقه ضاله وهابیت خیلی روی این قضیه مانور می‌دهد، در حالی‌که ام المومنین عایشه در سوگ نبی مکرم اسلام با زنان، عزاداری کرده و به سینه و صورتشان می‌زدند.[1] با این حساب تکلیف چیست؟ اگر عزاداری بدعت و شرک است، پس بعد از پیامبر، اول مشرک و بدعت‌گذار باید خود عایشه باشد، آیا می‌توان این را گفت؟ قطعاً این لازمه‌ی کلام خود را نمی‌پذیرند.    

پی‌نوشت:

[ا]. احمد ابن حنبل، مسند احمد، دارصادر بیروت، ج6، ص274 «قال: سمعت عائشة تقول : مات رسول الله صلى الله علیه وسلم بین سحری ونحری وفی دولتی لم أظلم فیه أحدا فمن سفهی وحداثة سنی أن رسول الله صلى الله علیه وسلم قبض وهو فی حجری ، ثم وضعت رأسه على وسادة ، وقمت التدم مع النساء وأضرب وجهی»
محمد بن جریر الطبری، تاریخ الطبری، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات - بیروت – لبنان، چاپ چهارم،  1403 - 1983 م، ج2، ص441






 عده‌ای می‌گویند معاویه را قبول داریم، چون امام حسن (علیه السلام) که «آقای جوانان اهل بهشت است»، با او صلح کرد. چه جالب! عجب استدلالی! حالا اگر ما به شما بگوییم، همین معاویه، امام حسن (علیه السلام) را لعن و سبّ می‌کرد، چه می‌گویید؟
آیا باز معاویه را قبول دارید؟ آیا معاویه که خلاف سنت و دستور پیامبر عمل می‌کند، قابل ستایش است؟
معاویه افرادی را سب می‌کرد، که نباید سب و لعن می‌کرد؛ مگر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نفرمودند: «کسی‌که به امیرالمؤمنین دشنام دهد، مانند این است که به من دشنام دهد.»[1] مگر نبی مکرم اسلام نفرمودند: «حسن و حسین را سب نکنید، به‌درستی‌که آنان سرور جوانان اهل بهشت هستند.»[2] و این در حالی است که معاویه بر خلاف دستور پیامبر اکرم عمل کرد و افرادی هم‌چون حضرت علی و امام حسن و امام حسین و ابن عباس و مالک اشتر را لعن و سب می‌کرد.[3] مگر این‌ها از اصحاب پیامبر نبودند؟ به چه دلیل باید مورد سب قرار بگیرند؟
پس نتیجه‌ای که می‌توان گرفت، این است که معاویه فردی مقبول و قابل ستایش نیست و هیچ جایگاهی، نزد اهل سنت و تشیع ندارد. دقت کنیم ببینیم سنگ چه کسی را به سینه می‌زنیم، بدانیم که تعصب بی‌جا، حس تشخیص را از انسان می‌گیرد. والله خودمان مسئولیم، باید تحقیق و دقت کنیم تا راه از چاه مشخص شود. ان‌شاءالله.
خواننده محترم و عزیز! برای تحقیق بیشتر و تشخیص دقیق‌تر، می‌توانید به لینک‌های زیر در ادامه طلب  مراجعه فرمایید.[4]




شبهه‌ای نه چندان مهم و قوی که متاسفانه بعضی روشن‌فکران مطرح کردند، و قائل هستند به این‌که برای زیارت، پیاده‌روی نیاز نیست، با استناد به این عبارت که در زیارت‌نامه «مفجعه» امام حسین وارد شده «فی قلوبِ مَن والاهُ قبرُهُ.[1] قلب دوست‌داران آنان حرم آن‌هاست.»  بدین‌وسیله می‌گویند نیاز نیست، که افراد به حرم حضرات مشرف شوند.
دوست داشتن قبر کافی است، یعنی به‌دل دوست دارم صاحب قبر و قبر را، و قلب من حرم حسین است، همین کافی است و جزء زوار حسین حساب می‌شوم و دیگر نیاز نیست پیاده‌روی کنم. حتما که نباید پیاده‌روی کنی، تا جزء زائرین حسین، حساب شوی.
در جواب می‌گوییم: چگونه می‌توان این همه روایتی که در فضیلت زیارت امام حسین (علیه السلام) وجود دارد را با استناد به این عبارت مذکور نادیده گرفت؟ ما روایت‌هایی داریم که در آن بسیار نسبت به زیارت ائمه، به خصوص امام حسین (علیه السلام) سفارش شده است. امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: کسى‌که با پای پیاده به زیارت امام حسین برود، خداوند به هر قدمى که برمى‏‌دارد، یک حسنه برایش نوشته و یک گناه از او محو مى‌‏فرماید و یک درجه مرتبه‌‏اش را بالا مى‏‌برد، وقتى به زیارت رفت، حق تعالى دو فرشته را موکل او مى‏‌فرماید که آن‌چه خیر از دهان او خارج می‌شود را نوشته و آن‌چه شر و بد است را ننویسند و وقتى برگشت با او وداع کرده و به وى مى‏‌گویند: اى ولىّ خدا! گناهانت آمرزیده شد و تو از افراد حزب خدا و حزب رسول او و حزب اهل بیت رسولش هستی، به خدا قسم! هرگز تو آتش را به چشم نخواهی دید و آتش نیز هرگز تو را نخواهد دید و تو را طعمه خود نخواهد کرد.[2]
حضرت آیت‌الله «شیبری زنجانی» نسبت به عبارت «فی قلوب من والاه قبره» می‌فرمایند: «عبارت را بد معنا می‌کنند. این عبارت در صدد ابطال اصل زیارت امام حسین (علیه السلام) نیست، بلکه مرتبه‌ای از مراتب زیارت را بیان می‌کند. این یک مرتبه از زیارت است، زیارت از راه دور هم، یک‌مرتبه از زیارت است و به کربلا مشرف شدن هم یک مرتبه است. نباید این همه روایاتی که وجود دارد را نادیده گرفت و به آن چیزی که مورد مذاق خودمان است، استناد کنیم. این کار تبعیت از هوای نفس است. نمی‌توان فقط به یک روایت اکتفا کرد. در مسائلی که برهان عقلی بر خلاف آن نیست، ما باید تابع روایات شریفه باشیم و یکی از موارد مورد تاکید شریعت، زیارت اهل قبور افراد عادی است، چه برسد به زیارت حرم حضرات معصومین (علیهم السلام) به ویژه امام حسین (علیه السلام) که آثار و برکات زیادی برای خود انسان و جامعه دارد.»[3]
هم‌چنین دعای امام صادق (علیه السلام) برای زائرین امام حسین تاییدی است، بر پیاده‌روی اربعین. بنابر روایت صحیح حضرت امام  صادق (علیه السلام) در حال سجده پس از نماز خود، برای زائران آن حضرت این چنین دعا کرده‌اند: «خدایا.....




 امیرالمؤمنین (علیه السلام) از شهادت امام حسین (علیه السلام) خبر می‎دهد. خبری که حضرت از دو لب نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیده است. خبری که اتفاق خواهد افتاد، و عده‌ای امتحان می‌شوند و این امتحان هم‌چنان ادامه دارد.
«عبد الله بن نجی» از پدرش نقل می‌کند: «که با علی بود و به سمت صفین در حرکت بود، و هنگامی‌که به نینوا رسید، علی بن ابی‌طالب گفت: صبر کن! کنار رود فرات، صبر کن! گفتم: چرا؟ حضرت گفت: روزی بر پیامبر وارد شدم و چشمانش پر از اشک بود. گفتم: ای پیامبر خدا! آیا کسی شما را عصبانی کرده است؟ چرا چشمانتان پر از اشک است؟ پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: قبل از این‌که تو بیایی جبرئیل پیش من بود و به من گفت که حسین نزدیک رود فرات به شهادت خواهد رسید. سپس پیامبر به من گفت: آیا می‌خواهی از تربت آن‌جا ببویی؟ گفتم: بله! پیامبر دستش را دراز کرد و مقداری از خاکی را برداشت و آن را به من داد. نتوانستم جلوی اشک چشمانم را بگیرم.»[1]
قطعاً شیرینی هدایت و حفظ و نشر اسلام، سختی مصیبت و صبر را کم می‌کند، صبری که همه باید مطیع آن باشند، و الان وظیفه ما در قبال این مصیبت‌ها و صبرها که علمای شیعه و سنی بیان کردند، جز اطاعت و الگو قرار دادن اهل بیت چیز دیگر نیست. خواننده عزیز و محترم! بدانیم که محبت با اطاعت معنا پیدا می‌کند و مکمل یکدیگر می‌باشند و مظلوم و ظالم و حق و باطل همیشه بوده و هست و این ما هستیم که باید به‌موقع و به‌جا تشخیص بدهیم و عمل کنیم.....




 چقدر زیبا و دل‌نشین گفتند در وصف ائمه اطهار (علیهم السلام)؛ «امام، آب گوارا به كام تشنگان و راهنماى هدایت و رهاننده از گمراهى است. امام، یارى امین و پدرى مهربان و برادرى‏ دلسوز و پناهگاه بندگان در حوادث ناگوار است.»[1] سالار شهیدان حضرت حسین بن علی (علیه السلام) پدرانه و دل‌سوزانه عمل کرد، ولی ناجوان‌مردانه و مظلومانه جوابش را دادند. امام تشنگانی را سیراب کرد، ولی او را لب تشنه شهید کردند. داستان زیر حاکی از لطف و محبت حضرت سید الشهداء می‌باشد، در برابر سپاه دشمن.

حضرت امام  حسین ( علیه السلام) در«شَراف»[2] منزل كرد، به وقت سحر غلامان خویش را صدا زد و گفت كاملا آب‌گیرى كنید ، سپس از آن‌جا روان شدند، آن‌گاه یكى گفت «الله اكبر» حضرت گفت: الله اكبر، براى چه تكبیر گفتى؟ گفت: نخلستان دیدم. دو مرد اسدى گفتند: هرگز در این‌جا حتى یك نخل ندیده‌ایم. حضرت گفت: پس به نظر شما چه دیده؟ گفتیم: به نظر ما گردن اسبان و سر نیزه‌ها را دیده. گفت: به خدا به نظر من نیز همین است. آن‌گاه حضرت امام حسین (علیه السلام) فرود آمد و فرمود تا خیمه‌هاى او را برپا کردند، آن‌گاه سپاه دشمن آمدند كه یك هزار سوار بودند، همراه «حُر بن یزید تمیمى یربوعى». او و سپاهش در گرماى نیم‌روز مقابل امام حسین ایستادند، حُر و یارانش عمامه داشتند و شمشیر آویخته بودند، امام حسین به غلامانش گفت: آب به این جماعت دهید وآن‌ها و اسبانشان را نیز سیراب كنید. غلامان آمدند وسپاه دشمن و اسبان را سیراب كردند. كاسه‌ها و ظرف‌هاى سنگى و طشت‌ها را از آب پر می‌كردند و همه سپاه را آب دادند....





شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic