دعای فرج مهاجر - مطالب مرداد 1395
مهاجر
العالم لغیره والعابدلنفسه
Slide 1 Slide 2 Slide 3 Slide 4



برای آشنایی بیشتر با کیفیت تحریفِ لفظی، توسط وهابیون، مثالی بیان می‌شود.
در تفسیر طبری که یکی از قدیمی‌ترین تفاسیر معروف اهل سنت و مربوط به قرن سوم هجری است، ذیل آیه «وَأَنذِرْ عَشِیرَتَک الْأَقْرَبِینَ.[شعرا/ 214] و خویشاوندان نزدیكت را انذار كن!» طبری روایتی را به این شرح از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نقل می‌کند. کدام‌یک از شما وزیر و کمک‌کار من در امر رسالت خواهد شد، تا برادر و وصی و جانشین من باشد؟ بعد از آن‌که علی (علیه السلام) برخواست و اعلام آمادگی کرد، پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: «ان هذا اخی و وصیی و خلیفتی فیکم؛ همانا علی برادر و وصی و جانشین من، در بین شماست.»
اما وهابیون و اهل سنت متعصب و افراطی، با تحریف این حدیث و با حذف کلمات «وصیی و خلیفتی فیکم» از تفسیر طبری، و جایگزین کردن کلمات «کذا و کذا»، به میراث سلف صالح، تجاوز کرده و در صدد از بین بردن حقایق تاریخی و روایی هستند. به‌همین جهت در چاپ‌های فعلی کتاب تفسیر طبری، دیگر آن جملات واقعی به‌چشم نمی‌خورد، بلکه جمله «إنّ هذا أخی و کذا و کذا.[1] تو برادر من و کذا و کذا هستی.» جایگزین شده است.
وهابیون آن‌قدر بی‌عقل و بی‌خرد هستند، که نمی‌دانند با این‌کار حقیقت خود را به همه مسلمانان نشان می‌دهند؛ زیرا کتاب‌های فراوان دیگری هست، که این روایت را به‌صورت صحیح نقل کرده‌اند و پرده از حقایق بر می‌دارند. به‌عنوان مثال این روایت به‌صورت صحیح و با جملات «ان هذا اخی و وصیی و خلیفتی فیکم» در کتاب دیگر طبری با عنوان «تاریخ الامم و الملوک» نقل شده است.[2]

پی‌نوشت:

[1]. ابن جریر طبری، جامع البیان، دارالمعرفه، بیروت، 1412ق، ج19، ص75.
[2]. ابن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، 1387ق، ج2، ص321.





 
هدف ازاین مقاله بررسی شبهه حَکَمیت و شناخت اصحاب، به‌خصوص «عبدالله بن قیس ابوموسی اشعری» و جایگاهش در کتاب معتبر اهل سنت، یعنی «صحیح بخاری» می‌باشد. چرا حضرت به این امر تن داد؟ با این‌که از گمراهی حَکَمِین آگاه بود؟
حضرت مجبور شد، دفع افسد به فاسد کند؛ چون اگر قبول نمی‌کرد، فسادش بیشتر بود، یعنی درگیری و فتنه پیش می‌آمد و یارانش پراکنده می‌شدند، به‌همین خاطر به این امر، «حَکَمیّت» تن داد.[1] هرچند نفس امر حکمیت فاسد بود و جز گمراهی چیزی در بر نداشت. خود حضرت که در اصل مخالف صلح و حکمیت بود، اما متاسفانه اصرار و فشار افراد، حضرت را مجبور کرد. اما با این حال حضرت به‌طور کامل، آن‌ها را رها نکرد و برای امر حَکَمیت «ابن‌عباس» را نماینده خود و اهل عراق معرفی کرد، که متاسفانه باز هم مخالفت کردند، و همین‌طور مخالفت‌ها ادامه داشت، تا این‌که اشعث و همراهاناش گفتند که «عبدالله بن قیس، ابوموسی اشعری» را برای این امر معرفی کن.[2]
حضرت علی (علیه السلام) فرمودند: او مردم کوفه را ازهمراهی و یاری من منع نمود و او چاپلوس و فریب‌کار و دشمن من است و ظاهر او خلاف باطن اوست. ولی اشعث و همراهانش به انتخاب تنها ابوموسی اصرار نمودند.[3] چرا؟ به چه دلیل؟ سبب این مخالفت چیزی نبود، جز این‌که معاویه با ارسال نامه و هدایا و وعده مال، بیشتر آن‌ها را خرید و وادار به مخالفت با آن حضرت نمود، که خود معاویه بعد از جنگ صفین گفت با علی جنگیدم بدون نیروهای نظامی و درگیری.[4] ‌‌‌‌‌‌‌‌و جالب‌تر این‌که ابوموسی اشعری کسی است که پیامبر از گمراهی او خبر می‌دهد؛ پیامبر به او می‌گوید: «ای ابوموسی! برحذر باش از این‌که یکی از آن دو حَکَمِین، خود تو باشی. ابوموسی پیراهنش را درآورد و گفت از آن بیزاری می‌جویم، به‌سوی خدا، چنان‌که از این پیراهن دوری می‌جویم.»[5]




 کسانی‌که نه‌تنها دستورات اسلام را رعایت نمی‌کنند، بلکه ضد اسلام عمل می‌کنند، آیا می‌توان دولت اسلامی نامید؟ دولت اسلامی یعنی پیرو و تسلیم دستورات قرآن و پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)؛ این‌ها نه‌تنها تسلیم دستورات پیامبر و قرآن نیستند، بلکه خلاف دستورات عمل می‌کنند و حتی بدتر از آن پیروان اسلام ناب محمدی را، به ناحق  می‌کشند. تا به‌حال به کدامین دستورات اسلام عمل کردند؟
مگر پیامبر رئوف و مهربان ما از کشتن زن و فرزندان نهی نکرده است.[1]

مگر قرآن نمی‌فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامینَ لِلَّهِ شُهَداءَ بِالْقِسْطِ وَ لا یَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى‏ أَلاَّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ
لِلتَّقْوى‏ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبیرٌ بِما تَعْمَلُون‏.[مائده/8]

اى كسانى‌كه ایمان آورده‏‌اید! همواره براى خدا قیام كنید، و از روى عدالت، گواهى دهید! دشمنى با جمعیّتى، شما را به گناه و ترك عدالت نكشاند! عدالت كنید، كه به پرهیزگارى نزدیك‌تر است! و از معصیت خدا بپرهیزید، كه از آن‌چه انجام مى‌‏دهید، با خبر است.»
پس به کدامین برهان و دلیل زنان بی‌دفاع و کودکان معصوم را می‌کشند؟ آیا خلاف سنت پیامبرعمل کردن گناه نیست؟ آیا می‌توان گفت که این عدالت اسلامی است؟ آیا اسلام به آن‌ها چنین دستوری داده؟ دین اسلام، گلستان محبت و رحمت است. نه دین سر سختی و لجبازی و شرارت.[2]



تکفیر امت و مذهب، با کدامین سنت سازگار است؟ سنت پیامبر، یا خودتان؟
سنت پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) حاکی از نهی شدید از تکفیر مسلمانان است، عایشه می‌گوید: «از پیامبر گرامی شنیدم که فرمود: هیچ‌‌یک از اهل قبله را، به‌خاطر گناه تکفیر نکنید، اگرچه گناهان بزرگ انجام داده باشد.»[1] پس کلام و عمل وهابیت، خلاف کلام پیامبر است، چون نبی مکرم اسلام فرمودند: «کسی‌که مانند ما نماز بخواند و به طرف قبله بایستد و از گوشت ذبح شده ما بخورد، پس او مسلمان است و در پناه خدا و رسول است، عهد خدا را درباره او نشکنید.»[2]
اما متاسفانه وهابیت، به احادیث پیامبر عمل نمی‌‎‌کنند و به آن‌ها پشت کردند.

پی‌نوشت:

[1]. هیثمی، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، بیروت: موسس مکتبه القدسی و بالقاهره: دارالکتب العلمیه، ج1، ص106و 107 (لا تکفروا احدا من اهل قبله بذنب)
[2]. محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح بخاری، دارالطباعه العامره استانبول دارالفکر( 1401 ق) ج1، ص102، ح391. کتاب الصلاة باب فضل استقبال القبله.





 از مهم‌ترین اهداف سِیر در زمین بر اساس آیات قرآن، دیدن آثار گذشتگان است و لازمه سِیر و دیدن، بودن آثار است و بهترین الگو، آثار مذهبی و مقدس است و دیدن آثار گذشتگان، قلب را دانا و چشم را بینا و گوش را شنوا می‌گرداند، «أَ فَلَمْ یَسیرُوا فِی الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِها أَوْ آذانٌ یَسْمَعُونَ بِها فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتی‏ فِی الصُّدُورِ.[حج/46] آیا آنان در زمین سیر نكردند، تا دل‌هایى داشته باشند، كه حقیقت را با آن درك كنند، یا گوش‌هاى شنوایى كه با آن نداى حق را بشنوند؟! چرا كه چشم‌هاى ظاهر، نابینا نمى‌‏شود، بلكه دل‌هایى كه در سینه‌‏هاست، كور مى‌‏شود.»

این اهداف و فواید، اهمیت حفظ اماکن و آثار گذشتگان را می‌رساند، به‌ویژه حفظ آثار انبیاء و اولیاء خداوند، که بهترین اماکن و مواضع، برای تذکر زندگی توحیدی آن‌ها می‌باشد. چنان‌که «عتبان بن مالک» از پیامبر درخواست کرد، که در خانه‌اش نماز گزارند، تا او بتواند آن‌جا را مصلی خود قرار دهد و پیامبر پذیرفتند.[1] این نشان می‌دهد که حتی محل نماز خواندن پیامبر، دارای اهمیت و فضیلت است و تا هر زمان که وجود داشته باشد، افضل از مکان‌های معمولی دیگر است.



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic