دعای فرج مهاجر - مطالب مرداد 1394
مهاجر
العالم لغیره والعابدلنفسه
Slide 1 Slide 2 Slide 3 Slide 4

[http://www.aparat.com/v/gkxKF]



[http://www.aparat.com/v/9IVSj]



[http://www.aparat.com/v/qHiA2]



[http://www.aparat.com/v/Jw9m7]



[

 در قبرستان بقیع، روی تابلو عبارت ذیل نوشته شده است. «كان من هدی النبی(ص)»؛ از راهنمایی رسول‏اللَّه(ص) است كه فرموده اند:

1- زیارة المقابر بقصد الاعتبار و الاتعاظ لقوله(ص) «زوروا القبور فانها تذكركم الموت» مقصود از زیارت قبور، عبرت و پند گرفتن است، برای اینكه رسول‏اللَّه(ص) فرمود: قبرها را زیارت كنید، به درستی كه آنها مردن را به یاد شما می‏آورند.

2- كان النبی(ص): «اذا دخل المقابر سلّم علی اهلها فقال: «سلام علیكم اهل دار قوم مؤمنین و انّا ان شاء اللَّه بكم لا حقون و یرحم اللَّه المستقدمین منا و منكم و المستأخرین، نسأل اللَّه لنا و لكم العافیة، اللَّهم لا تحرمنا اجرهم و لا تفتنا بعدهم» رواه مسلم.[1]

3- نهی النبی(ص) عن الصلاة الی القبور او الجلوس علیها، بقوله: «لا تجلسوا علی القبور و لا تصلوا الیها» (رواه مسلم)؛ رسول‏اللَّه(ص) از نماز خواندن به سمت قبور و از نشستن بالای قبور نهی كرده است، و فرموده است: بالای قبرها ننشینید و به سمت قبرها نماز نخوانید.

4- نهی النبی(ص) عن دعاء الموتی و سؤالهم لجلب نفع او دفع ضرر، قال تعالی: «و الذین تدعون من دونه لایستطیعون نصركم و لا انفسهم ینصرون»[2] و قال النبی(ص): «اذا سئلت فاسأل اللَّه و إذا استعنت فاستعن باللَّه» (رواه الترمذی)؛ رسول‏اللَّه(ص) از خواندن اموات و از آنها سؤال جلب نفع یا دفع ضرر نمودن را نهی فرموده است. خداوند متعال فرموده است: و كسانی را كه به جای او می‏خوانید، نمی‏توانند شما را یاری كنند و نه خویشتن را یاری دهند، و رسول‏اللَّه(ص) فرمود: وقتی سؤال می‏كنی از خدا سؤال كن و وقتی كمك و استعانت می‏جویی از خدا كمك و استعانت به جوی.

اكنون پرسش این است كه منظور آنان از نوشتن عبارت شماره چهارم چیست؟ خواندن اموات كه رسول‏اللَّه(ص) از آن نهی فرموده، به چه معنا است؟ معنای سؤال جلب نفع یا دفع ضرر از اموات چیست كه رسول‏اللَّه(ص) از آن نهی فرموده است؟ و مخاطب آیه شریفه (و الذین تدعون من دونه) چه كسانی هستند؟ و آیا مقصود كسانی كه این تابلوها را نوشته و نصب نموده‏اند، زائران هستند و می‏خواهند زوّار قبور ائمه بقیع(علیهم السلام) را از مصادیق آیه شریفه قلمداد كنند؟ می‏خواهند با این عبارات مسلمانان را ارشاد كنند؟

 

پاسخ: اوّلاً، باید توجه داشت كه این تابلوها و نوشته‏ها از ناحیه گروه خاصی است و ارتباط به عامه اهل تسنن ندارد.




[http://www.aparat.com/v/CAX8g]



[http://www.aparat.com/v/1ug6c]



حدیث قرطاس را توضیح دهید؟

 

پاسخ: رسالت پیامبر گرامى‏صلى الله علیه وآله, ابلاغ احكام نورانى اسلام و دستورهاى الهى بود. آن حضرت از اول بعثت تا واپسین لحظات عمر مبارك خویش، به این امر اهتمام فراوان داشت و از هیچ كوششى در ابلاغ وحى و هدایت آدمیان دریغ نورزید و سختى‏هاى فراوانى تحمل كرد و در هیچ یك از گفتار و كردار از فرامین الهى رو بر نتافت. خداوند متعال در وصف آن حضرت مى‏فرماید: «و ما ینطق عن الهوى ان هو الا وحى یوحى»؛[1] او از روى هوا و هوس سخن نمى‏گوید؛ بلكه وحى الهى است كه به او مى‏رسد.

تاریخ نویسان در كتابهاى سیره پیامبرصلى الله علیه وآله و احوال و وصایاى آن بزرگوار نوشته‏اند كه پیامبر اكرم‏صلى الله علیه وآله در آخرین ایام عمر مباركشان فرمود: براى من قلم و كاغذى بیاورید تا براى شما كتابى بنویسم كه پس از آن گمراه نشوید. [2]

این فقره از حدیث مزبور مورد اتفاق تمام راویان اهل‏سنّت و شیعه است؛ اما درباره واكنش اصحاب در مقابل تقاضاى پیامبرصلى الله علیه وآله اختلاف است. برخى مى‏گویند: شخصى در جواب حضرت گفت: پیامبرصلى الله علیه وآله هذیان مى‏گوید. [3]  برخى گفتند: آن چه پیامبرصلى الله علیه وآله مى‏خواهد برایش بیاورید،[4] كه در جواب این افراد خلیفه دوم گفت: ساكت شوید و اصحاب را از آوردن قلم و كاغذ براى آن حضرت منع كرد. حال این سؤال مطرح مى‏شود كه نظر مبارك پیامبرصلى الله علیه وآله معطوف چه موضوع مهمى بود كه مى‏خواست آن را در آخرین لحظات حیات خویش به عنوان سند هدایت امت بنویسید، تا پس از آن موجبات گمراهى و افتراق از میان برود و آن نوشته چراغ فروزان راه آیندگان باشد.

از متن روایت چنین برمى‏آید كه پیامبرصلى الله علیه وآله مى‏خواست مهم‏ترین و اساسى‏ترین مسائل اسلام و آن چه را كه موجب سعادت و اتحاد مسلمانان پس از رحلت آن حضرت است بنویسد و به عنوان مشعلى فروزان به دست امت خویش بسپارد تا به وسیله آن در ظلمت فتنه‏ها, راه و سعادت خویش را بیابند و دچار افتراق و اختلاف نشوند؛ زیرا آن حضرت مى‏فرماید: پس با این نوشته هدایت شما براى ابد تضمین شده و گمراهى سراغ شما نمى‏آید.

در طبقات كبرى نیز این قضیه از عمر بن خطاب نقل شده است كه گفت: نزد رسول خداصلى الله علیه وآله بودیم، فرمود: «أتونى بصحیفة و دواة اكتب لكم كتاباً لن تضلّوا بعده فقال النسوة: ائتوا رسول اللَّه بحاجته. قال عمر: فقلت اسكتن»؛ براى من كاغذ و دوات بیاورید تا براى شما كتابى بنویسم كه پس از آن گمراه نشوید. زنان گفتند: براى رسول خدا آن چه احتیاج دارد بیاورید، عمر مى‏گوید: گفتم ساكت باشید. در طبقات كبرى از ابن عباس نقل شده كه گفت: وقتى وفات رسول خدا نزدیك شد، در خانه, مردانى بودند كه در بین آنان عمر بن خطاب هم حضور داشت و پیامبر خدا فرمود: براى من كاغذى بیاورید تا برایتان كتابى بنویسم پس از آن هرگز گمراه نشوید. در این هنگام عمر بن خطاب گفت: مریضى بر او شدت یافته و قرآن نزد ماست و كتاب خدا ما را كافى است. اهل خانه اختلاف كردند. برخى بر قول خلیفه دوم اصرار ورزیدند و عده‏اى خواهان اطاعت از امر پیامبرصلى الله علیه وآله بودند. هنگامى كه اختلاف و نزاع زیاد شد پیامبرصلى الله علیه وآله فرمود: از نزد من برخیزید و بروید. [5]

این حادثه در كتاب‏هاى صحیح بخارى، مسند احمد بن حنبل، صحیح مسلم، طبقات كبرى، سیره نبویه ذهبى به تفصیل آمده است.

بنابراین، با توجه به مطلب گفته شده مى‏توان نتیجه گرفت جاى هیچ گونه تردید در وقوع این حادثه نیست و از پژوهشگران معاصر، احمد امین مصرى در تعیین مراد و مقصود حضرت مى‏گوید: پیامبر با احضار قلم و دوات مى‏خواست معین كند چه كسى بعد از رحلت او ولایت امر را به دست بگیرد كه نزاع و اختلاف و فتنه ایجاد نشود.

 

پاورقی:

سوره نجم، آیه 3 - 4. }1{

{2}بخارى، صحیح بخارى، ج 1، باب كتابة العلم، ص 30، احمد بن حنبل، مسند، ج 1، ص 325، مسلم، صحیح مسلم، ج 2، ص 14.

ملل و نحل، استاد سبحانى، ج 6، ص 84.{3}

{4}طبقات كبرى، ابن سعد، ج 2، ص 242.

همان.{5}





شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic