دعای فرج مهاجر - مطالب دی 1394
مهاجر
العالم لغیره والعابدلنفسه
Slide 1 Slide 2 Slide 3 Slide 4

 

کتاب : الزیارة النبویه فی ضوء الکتاب والسنة

مولف : السیدمحمدبن علوی المالکی الحسنی


سوره نساء آیه 64(ولو انهم اذ ظلموا انفسهم جاءوک فاستغفروا الله واستغرلهم الرسول ...)وسیله برای قبولی توبه آمدن نزد پیامبر وطلب مغفرت پیامبر برای ایشان . خداوند آشکار کرده کمال فضل زیارت رادرآیه بدون قید زمان ومکان دراستغفار وزیارت وبدون فرق بین زیارت دور ونزدیک چنانچه درسوره نساء آیه100 می فرماید ((ومن یخرج من بیته مهاجرا الی الله ورسوله ثم یدرکه الموت)) پس کسی که زیارت کند پیامبر راقطعا او داخل درآیه می باشد.

عمو م آیه لجمیع الاحوال

توضیح مفتی مکه مکرمه علامه الفقیه جمال بن عبدالله شیخ عمر :فعل جاءوک درحیز وسیاق شرط دلالت بر عموم می کند . آمدن به سوی پیامبر ازدورو نزدیک ودرزمان حیات وبعد ازوفات راشامل می شود.اکابر مفسرین هم چنین گفتند مانند تفسیر قرطبی  (5//265)  وهمچنین امام نووی درکتاب الایضاح باب شش ص  498

 




                               

 السید محمد بن علوی المالکی الحسنی

السید محمد بن علوی المالکی ( ۱۳۶۵-۱۴۲۵ه. ق) وی سالها به عنوان یکی از علمای بزرگ وهابیت درمسجد الحرام به تبلیغ می پرداخته  ولی در اواخر عمر وظیفه خویش دانسته تا خطاها و برداشتهاى اشتباه را اصلاح کند از این رو در کتاب “مفاهیم یجب أن تصحّح” به تصحیح برداشتهاى غلط وهابیّت از روایات و سنّت نبوى پرداخته و در برابر آنان، که سایر مسلمین را متّهم به شرک و کفر میکردند، قد علم کرده و با سلاح کلام و قلم و با احتجاج از طریق أحادیث و روایات مورد پذیرش آنان، عقائد باطلشان را به چالش کشاند و با إستقبال بى ‏نظیر علماى تمامى کشورهاى اسلامى روبرو گردید. البته مطالب مطروحه در کتاب، خوشایند وهابیّت و بعضی از علماى حنبلى نبود و با عکس ‏العمل شدید آنان روبرو شد. وهابیان درواکنش به آن کتب زیادی مانند “کمال الأمه و حوار مع المالکی” و “ضدّ السید المالکی” و “جلاء البصائر” نوشتند که اوج این نوشته ها کتاب وزیر اوقاف وقت عربستان شیخ صالح آل الشیخ به نام هذه مفاهیمنا” است. پس از مدتی  محمد بن علوی المالکی از سوى علماى جامد وهّابى طرد و تکفیر شده و بعد از انتشار کتابهایش، وهابیان او را محاکمه و محکوم به اعدام نمودند. وی مدّتها در محاصره و تحت نظر بود و چاپ و انتشار کتاب وى ممنوع گردید، ولى‏این امر مانع انتشار کتب ایشان نشده و در کشورهاى گوناگون از جمله مصر، سوریه، امارات، پاکستان، مغرب و مکرر به چاپ رسید محمد بن علوی المالکی در یکی از کتاب‌ هایش می ‌نویسد: «ما به کسانی مبتلا شده‌ایم که در توزیع کفر و شرک و صادر کردن احکام با القاب و اوصاف غیرصحیح تخصص دارند، اوصافی که لایق مسلمان شهادت ‌دهنده به توحید و نبوت پیامبر اسلام نیست، مثل اینکه برخی از آنان به افرادی که مخالف خود در رأی و مذهب می ‌باشند عنوان تحریف‌ کنندهدجال شعبده ‌بازبدعت ‌گذار و در آخر مشرک و کافر را اطلاق می‌ کنند. این‌ گونه از برخی سفیهان می‌ شنویم که بصورت گسترده امثال این دشنام‌ ها و فحش‌ ها و الفاظ قبیح را به کار می‌ برند، الفاظی که تنها از افراد کوچه و بازار صادر می ‌شود، کسانی که اسلوب دعوت و طریقه ادب در مباحثه را به خوبی نمی ‌دانند

برچسب ها : تکفیر ,  تصحیح برداشتهای غلط , 



[http://www.aparat.com/v/C6qVL]
http://www.aparat.com/v/C6qVL     برای رفع خستگی




مرز اسلام وشرک

 عالم شیعی  رو كرد به مأموران سعودی  و گفت: مگر خداوند نمى فرماید:

(لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى إِلَیْكُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً) نساء 94«به كسى كه اظهار صلح و اسلام مى‏كند، نگویید مسلمان نیستى».

وهابى گفت: شما كه مسلمان نیستید، شما مشركید؛ زیرا همچون مشركان به رسول گرامى اسلام توسل مى‏جویید. آنان مى‏گفتند:

(ما نَعْبُدُهُمْ إِلّا لِیُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى)؛ زمر 3«این‏ها را نمى‏پرستیم مگر به خاطر این‏كه ما را به خداوند نزدیك كنند».شما هم براى تقرب به خدا، به رسول خدا توسل مى‏جویید. عالم شیعی گفت: چه كسى گفته كه توسل به رسول خدا (ص) شرك است؟ بت‏پرستان بت‏ها را مى‏پرستیدند و مى‏گفتند ما مى‏خواهیم به خدا نزدیك شویم، اما مسلمانان به گفته خداوندكه مى‏فرماید:(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُوا اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ) مائده 35 «اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، پرهیزكارى پیشه كنید و براى تقرب به خداوسیله‏اى انتخاب نمایید». به پیامبر (ص) توسل مى‏جویند. و هیچ مسلمانى رسول خدا را نمى‏پرستد، بلكه به دستور خدا به او توسل مى‏جوید و او را واسطه بین خود و خدا قرار مى‏دهد تا خداوندگناهانش را ببخشد، هم‏چنان‏كه خداوند چنین دستور داده:(وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِیماً) نساء 64 «و اگر آنان هنگامى كه به‏ خود ستم كردند (از راه خود برگشته و) نزد تو مى‏آمدند و از خداوند مغفرت مى‏خواستند و پیامبر هم براى آنان استغفار مى‏كرد، قطعاً خداوند را توبه‏پذیر و مهربان مى‏یافتند».

و هیچ مسلمانى نمى‏تواند ادعا كند كه گناهى مرتكب نشده و نیازمند شفاعت پیامبر (ص) نیست؛ از این رو شما با این حرف خود به رسول خدا (ص) توهین مى‏كنید كه توسل به او را همانند بت‏پرستى مى‏دانید.

جوان وهابى گفت: اگر منظور شما از توسل، پرستیدن نیست، پس چرا نام خود را عبدالنبى و عبدالحسین و ... مى‏گذارید؟

عالم شیعی گفت: اشتباه شما همین جاست؛ با آن‏كه خود را پیرو قرآن مى‏دانید و در حفظ ظاهر قرآن تلاش دارید، اما همانند «خوارج» حروفش را گرفته‏اید و از فهم معانى آن درمانده‏اید. مگر در قرآن كلمه عبد، فقط به معناى عبادت و بندگى و پرستش است؟ مگر خداوند در قرآن نمى‏گوید:

(وَأَنكِحُوا الأَیَامَى مِنكُمْ وَالصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ)نور 32 «مردان و زنان بى‏همسرخود را همسر دهید همچنین غلامان و كنیزان صالح و درستكارتان را».

در این آیه خداوند لفظ «عبادكم» آورده و دستور مى‏دهد به «عباد» خودتان زن بدهید. «عباد» به معناى نوكر و غلام است، نه به معناى پرستش‏كننده، ما هم وقتى مى‏گوییم «عبدالنبى» یا «عبدالحسین»؛ یعنى كسى كه افتخار نوكرى رسول خدا (ص) و سید جوانان بهشت را دارد. در هر صورت اگر شما حرفى براى گفتن دارید، ما حاضریم در هتل محل اقامت خودمان از شما پذیرایى نموده، با شما به گفت‏وگو بنشینیم؛ زیرا همه این‏هایى كه این‏جایند از دانشجویان‏و فرهیختگان كشور ما هستند كه هم حرف‏ها را به خوبى در مى‏یابند و هم قدرت تحلیل و درك آنان بالاست. اگر سخن حقى باشد با دل و جان مى‏پذیرند. آنگاه تیر خلاص را به طرف آنان نشانه رفت و به آنان گفت: آقایان مدعى مسلمانى! بر فرض كه ما مجوسى و مشرك وكافریم، شما كه خود را مسلمان مى‏نامید، آیا پیرو همین پیامبرید كه مى‏گوید:

«اكرِمُوا الضَّیفَ وَلَو كانَ كافِراً))

؛ میهمان را گرامى بدارید، هر چند كافر باشد».تفسیر روح البیان، ج 1، ص 383

اگر ما مسلمان نباشیم میهمان شما كه هستیم، آیا با میهمان چنین برخوردى مى‏كنند؟ حال شما با این رفتارتان یا پیامبر را تكذیب مى‏كنید و مى‏خواهید ثابت كنید كه او در این گفته خویش اشتباه كرده و یا این‏كه در ادعاى پیروى از او دروغ مى‏گویید.

آنان پس از شنیدن این سخن منطقى، چون پاسخى نداشتند، با شرمندگى از آن‏جا دور شدند.










واقعیت توسل ازدیدگاه تشیع

پادشاه كشور سعودى بنام عبدالعزیز آل سعود  هر سال روز عید قربان علماى فرقه‏هاى اسلامى را میهمان مى‏كند.در یكى از سالها علّامه سیّد شرف‏الدین جبل عاملى (از علماى برجسته لبنانى) به مهمانى دعوت مى‏شود. علّامه همین كه وارد جلسه شد، قرآنى را كه جلد چرمى داشت به شاه هدیه كرد. شاه آن را گرفت و بوسید وبه عنوان احترام وتعظیم بر پیشانی خود گذاشت. علّامه گفت: تو مشرك هستى! شاه ناراحت شد كه چرا چنین تهمتى مى‏زنى؟ علّامه گفت: چون شما چرمى را بوسیدى كه پوست حیوان است و احترام به پوست حیوان شرك است! شاه گفت: من هر پوستى را نمى‏بوسم، كفش من از چرم و پوست حیوان است؛ ولى هرگز آن را نمى‏بوسم، این قطعه چرم، جلد قرآن قرار گرفته است وغرض من قرآنی است که در داخل این جلدقرار دارد نه خود جلد.علّامه فرمود: «ما هم نیز هر آهنى را نمى‏بوسیم، آهنى را مى‏بوسیم كه صندوق یا ضریح و دژ و پنجره‏ى قبر پیامبر یا امامان معصوم علیهم السلام باشدما هم وقتی دراطاق پیامبر را می بوسیم می دانیم که آهن هیچ کاری نمی تواند بکند ولی غرض ما آن کسی است که ماورای این آهن ها وچوبها قرار داردما می خواهیم رسول الله راتعظیم واحترام کنیم همانگونه که شما با بوسه زدن بر پوست وجلد قران می خواستی قرآنی را تغظیم کنی که در داخل آن پوست قرار دارد .)) حاضران تکبیر گفتند واورا تصدیق کردند آنجا بود که ملک ناچار شد اجازه دهد حجاج با آثاررسول خدا تبرک جویند ولی پادشاه بعدی که آمد دیگر اجازه نداد وبه قانون گذشته شان بازگشت.آرى، شرك آن است كه ما كسى یا چیزى را در برابر خدا عَلم كنیم و براى او قدرتى مستقلّ قائل شویم، در حالى كه شیعه قدرت اولیاى خدا را مستقل نمى‏داند، بلكه قدرتى وابسته به قدرت الهى مى‏داند و اگر گنبد وبارگاهى مى‏سازد به‏خاطر آن است كه به مردم اعلام كند در این جا مرد توحید دفن شده است. كسى كه در اینجا دفن شده در راه خداشهید گشته و فدا و فناى توحید شده است. پس گنبد و بارگاه، یعنى مركزى كه زیر آن فریاد توحید بلند است، نه مركزى در برابر مسجد.

برچسب ها : شرف الدین ,  عبدالعزیز , 



مصحف  فاطمه  آیا  قرآنی دیگر برای شیعیان است؟

پس از پایان درس به او گفتم آقای من ممکن است مقصود ازاهل بیت دراین آیه شریفه((احزاب 33)) که می فرماید((انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت ویطهرکم تطهیرا )) برایم بیان بفرمایید؟ فورا پاسخ داد مقصود زنان پیامبر است.واول آیه را خواند که خطاب به زنهای پیغمبر می کند.گفتم علمای شیعه می گویند که این آیه اختصاص داردبه علی وفاطمه وحسن وحسین ومن هم طبعا پاسخشان دادم که در آغاز آیه یا نساء النبی دارد  علمای شیعه جواب دادن تا آنجا که سخن از زنان پیامبر بود تمام افعال با صیغه جمع مونث ونون النسوه آمده است  مثل ((لستن وان اتقیتن فلا تخضعن  وقرن فی بیوتکن ولا تبرجن )) ولی در ادامه واین فراز از آیه که خاص اهل بیت پیامبر است صیغه جمع عوض شده  ((لیذهب عنکم ویطهرکم))آمده است. قاضی مدینه عینکش را بالا زد ونگاهی معنی دار به من کرد وگفت زنهار بترس ازاین افکار زهر آلود ..شیعان قرآن دیگری دارند که آن را((مصحف فاطمه ))می نامند.((کتاب آنگاه هدایت شدم صفحه 115))

واما جواب به شبهه مصحف فاطمه شیعیان قرآنى به نام «مصحف فاطمه (علیها السَّلام)» دارند، این مطلب تاچه اندازه صحت دارد؟بله وجود دارد اما ربطی به قرآن ندارد........... 




برچسب ها : مصحف فاءمه ,  تیجانی ,  قاضی مدینه , 




شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic