جلسه‌ای در دانشگاه بزرگ اردن به نام  «آل البیت» با حضور حضرت آیت الله العظمی سبحانی«دامت برکاته» در کنار اساتید آن دانشگاه برگزار می‌شود. در آن جلسه حضرت استاد صحابه را همانند تابعین به دو صنف عادل و غیر عادل تقسیم می‌کند و می‌فرماید :«شیعه صحابه را تکفیر نمی‌کند بلکه صف عادل آنان را از صف غیر عادل جدا می‌کند»
یکی از استادان که از پاسخ های منطقی معظم له خیلی ناراحت شده بود با صدایی بلند از آخر مجلس می‌گوید: مدرک شما براین ادعا چیست؟ استاد در پاسخ می‌فرماید: چون جلسه شما جلسه علمی است و فرد دانشمند از بیان حقایق ناراحت نمی‌شود من ادله دو صنف بودن صحابه را یادآور می‌شوم.

1- دلیل اول: سوره حجرات آیه شش «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا... اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! اگر شخص فاسقى خبرى براى شما بیاورد، درباره آن تحقیقكنید[حجرات/6] شان نزول آن در مورد صحابه پیامبر است به نام «ولید بن عقبه»[1] همان کسی که بعد ها استاندار بی‌کفایت عثمان در کوفه می‌شود ودر حال مستی نماز صبح را چهار رکعت خواند.[2]
2- دلیل دوم: پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) به جناب عمار فرمودند:«تقتلک الفئه الباغیه» گروه ستمگران تو را می‌کشد.[3] حضرت استاد از حاضران می‌پرسند رییس این گروه ستمگر چه کسی بود؟ جز یک صحابی به نام معاویه  که متاسفانه اکنون نیز مورد احترام است؟

در این هنگام یکی از استادان با پرخاشگری می‌گوید: کلمه «باغیه» به معنای ستمگر نیست، بلکه به معنای خواهان حق و در لغت عرب به معنای جستجوگر هم آمده است.در این هنگام حضرت آیت الله سبحانی در پاسخ او به طنز می‌فرماید:«ان من هوان الدنیا ان یکون الترکی الآذری معلما لعرب الاقحاح»یعنی از مصائب دنیاست که یک نفر ترک زبان آذری مثل من استاد عرب اصیل باشد. مگر این آیه را نخوانده‌اید که خداوند می فرماید«وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُما فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الْأُخْرى‏ فَقاتِلُوا الَّتی‏ تَبْغی‏ حَتَّى تَفی‏ءَ إِلى‏ أَمْرِ اللَّهِ…و هر گاه دو گروه از مؤمنان با هم به نزاع و جنگ پردازند، آن‌ها را آشتى دهید؛ و اگر یكى از آن دو بر دیگرى تجاوز كند، با گروه متجاوز پیكار كنید تا به فرمان خدا بازگردد،...[حجرات/9]»

آیا دو کلمه«بَغَت وتَبغی» در آیه به معنای طلب حق است؟یا به معنای تجاوز وستمگر است؟ اما این پاسخ به قدری کوبنده و ناراحت کننده بود که آن استاد سلفی جلسه را بدون اجازه ترک کرد.[4]

پی‌نوشت:
[1]. ابن كثیر، اسماعیل بن عمر، تفسیر القرآن العظیم‏، اهل سنت، دار الكتب العلمیة، بیروت، 1419ق،ج7، ص345، ذیل آیه شش سوره حجرات« و قد ذكر كثیر من المفسرین أن هذه الآیة نزلت فی الولید بن عقبة بن أبی معیط،»
[2]. البخاری، صحیح البخاری، سال چاپ : 1401 - 1981 م،ج4، ص203، باب مناقب المهاجرین وفضلهم« أَمَّا مَا ذَکَرْتَ مِنْ شَأْنِ الوَلِیدِ، فَسَنَأْخُذُ فِیهِ بِالحَقِّ إِنْ شَاءَ اللَّهُ، ثُمَّ دَعَا عَلِیًّا، فَأَمَرَهُ أَنْ یَجْلِدَهُ فَجَلَدَهُ ثَمَانِینَ »
الإصابة فی تمییز الصحابة - الولید بن عقبة - ج6 ص482 المؤلف: أبو الفضل أحمد بن علی بن محمد بن أحمد بن حجر العسقلانی (المتوفى: 852هـ) تحقیق: عادل أحمد عبد الموجود وعلى محمد معوض الناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت الطبعة: الأولى - 1415 هـ،«قال مصعب الزّبیریّ: وکان من رجال قریش وسراتهم، وقصة صلاته بالناس الصبح أربعا وهو سکران مشهورة مخرجة، وقصة عزله بعد أن ثبت علیه شرب الخمر مشهورة أیضا مخرجة فی الصحیحین، وعزله عثمان بعد جلده عن الکوفة، وولاها سعید بن العاص»
[3]. الخطیب البغدادی، تاریخ بغداد، مهمترین مصادر رجال سنى، تحقیق:دراسة وتحقیق : مصطفى عبد القادر عطا، دار الكتب العلمیة-بیروت- لبنان،1417ق،ج13،ص188« أبا أیوب الأنصاری یقول : سمعت النبی صلى الله علیه وآله یقول لعمار بن یاسر : تقتلك الفئة الباغیة وأنت مع الحق والحق معك»
[4]. نماد توفیق«ویژه نامه نکوداشت خدمات قرآنی حضرت آیت الله سبحانی» زمستان 91وبهار92،ص69-70