پایگاه جامع فرق، ادیان ومذاهب- یکی از آیات شاخص در خصوص شأن اهل‌بیت، آیه 23 سوره مبارکه شوری است. خداوند در این آیه می‌فرماید: «... قُل لا أَسئَلُکُم عَلَیهِ أَجراً إِلاَّ المَوَدَّةَ فِی الْقُربی‏ وَ مَن یَقتَرِف حَسَنَةً نَزِد لَهُ فیها حُسناً...[شوری/23] بگو: من بر ابلاغ رسالتم که شما را به چنین جایگاهى مى‌رساند، هیچ مزدى جز دوستى با خویشانم از شما نمى‌خواهم، و هر کس کارى نیکو کند (به خویشان پیامبر مودّت داشته باشد) براى او در کار نیکویش پاداش نیک مى‌افزاییم.»
با رجوع به کتب تفاسیر درمی‌یابیم که چهار تفسیر در مورد این آیه وجود دارد:
1) برخی از مفسرین می‌گویند منظور از ذوى القربى نزدیكان پیغمبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) است. که جمعى از مفسران اهل‌سنت، و تمامی مفسران شیعه این معنا را برگزیده‌اند، و روایات فراوانى نیز در این زمینه نقل کرده‌اند كه به آن اشاره خواهیم كرد.
2) برخی دیگر از مفسرین گفتند که منظور از ذوی القربی این است كه اجر و پاداش رسالت، دوست داشتن امورى است كه شما را به قرب الهى دعوت مى‌كند. که این تفسیر را كه جمعى از مفسران اهل‌سنت انتخاب كرده‌اند، به هیچ‌وجه با ظاهر آیه سازگار نیست.
3) بعضی از مفسرین دیگر قائل شدند که مراد از ذوی القربی این است كه شما بستگان خودتان را به‌عنوان پاداش رسالت، دوست بدارید و صله رحم به‌جا آورید. همان‌گونه که واضح است در این تفسیر، هیچ تناسبى میان رسالت و پاداش آن وجود ندارد، زیرا دوست داشتن بستگان، چگونه می‌تواند اجر رسالت قرار داده شود؟
4) برخی دیگر گفته‌اند که منظور پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) این است كه پاداش من این است كه خویشاوندى مرا نسبت به خود محفوظ دارید، و به‌خاطر این‎كه با اكثر قبایل شما رابطه خویشاوندى دارم، مرا آزار ندهید.

اما آن‌چه که از روایات در ذیل این آیه به‌دست می‌آید، تفسیر اول صحیح و درست می‌باشد که در ادامه به برخی از این روایات اشاره می‌کنیم.
1) زمخشری در کتاب تفسیرش می‌گوید: «لَمّا نزلت هذه الآیة قیل یا رسول اللَّه مَن قرابتك هؤلاء الّذین وجبت علینا مودّتهم؟ فقال: على و فاطمه و ابناهما...[1] وقتی این آیه نازل شد از رسول‌خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) پرسیدند این خویشاوندانت که دوست داشتن آن‌ها بر ما واجب شد، چه کسانی هستند؟ حضرت فرمود: علی، فاطمه، حسن و حسین (علیهم السلام).»
2) فخررازی که از بزرگ‌ترین مفسرین اهل سنت است، در خصوص این آیه می‌گوید: «و اَنَا اقول آلُ محمد هُم الذین یَوول امرهم الیه فكل مَن كان امرهم الیه اشدّ و اكمل كانوا هم الآل و لا شك انّ فاطمةَ و علیاً و الحسن والحسین كان التعلّق بینهم و بین رسول اللَّه صلى الله علیه وآله اشدَّ التعلّقات و هذا كالمعلوم بالنقل المتواتر فوجب اَن یكونوا هم الآل... اَمّا غیرهم فهل یدخلون تحت لفظ الآل فمختلفٌ فى[2] و من مى‌گویم: آل محمد، كسانى هستند كه امرشان به او (پیامبر) برمى‌گردد؛ پس هر شخصى كه امرش شدیدتر و كامل‌تر به پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم) بود، او آل است و شكى نیست كه تعلّق فاطمه و على و حسن و حسین (علیهم السلام) به پیامبر، از همه شدیدتر بود و این مطلب، به نقل متواتر معلوم است. پس واجب است كه آن‌ها، آل پیامبر باشند. اما غیر از این چهار نفر، آیا داخل در لفظ آل مى‌شوند یا نه، مورد اختلاف واقع شده است.»
3) ابن‌عساکر از ابوامامه نقل کرده است که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «لو أنَّ عَبداً عَبَدَاللَّه بَینَ الصَّفا وَ المَروَه ألف عامٍ ثُمَّ ألف عامٍ ثُمَّ ألف عامٍ حَتّى یَصیرَ كالشِّن البالى ثُمَّ لَم یُدرِك مَحبَّتَنا  إلا أكَبَّه اللَّه عَلى مِنخَرَیهِ فِى النّار. ثم قرأ رسول الله هذه الآیة (قُل لا أَسئَلُکُم عَلَیهِ أَجراً إِلاَّ المَوَدَّةَ فِی الْقُربی‏).[3] اگر كسى خدا را در میان صفا و مروه، هزار سال و سپس هزار سال و آن‌گاه هزار سال عبادت كند، تا هم‌چون مشك كهنه شود، اما محبت ما را نداشته باشند، خداوند او را به‌صورت در آتش مى‌افكند. سپس پیامبر این آیه را قرائت نمودند (قُل لا أَسئَلُکُم عَلَیهِ أَجراً...).»
علاوه بر بسیاری از روایاتی که وجود دارد، ائمه مذاهب اربعه نیز در خصوص وجوب محبت اهل بیت (علیهم السلام) سخنانی را نیز بیان کردند.
امام شافعی که پیشوای مذهب شافعیه است، نتوانسته است عظمت اهل بیت (علیهم السلام) را ندیده بگیرد و در کتاب خود در چندین بیت و قصیده در وصف اهل بیت (علیهم السلام) شعر سروده است. یکی از این اشعار زیبا بدین شرح است:
«یَا آلَ بَیتِ رَسولِ الله حُبُّکُمُ       فَرضٌ مِنَ الله فی القُرآنِ أنزَلَهُ
کَفاکُم مِن عظیمِ القَدرِ أنّکُم         مَن لَم یُصلِّ عَلَیکُم لَا صَلَاةَ لَهُ.[4]
ای خاندان نبوّت، محبّت شما فرضی است که از جانب خداوند در قرآن آمده است. همین در عظمت شأن شما کافی است، آن کس شما را در نماز درود نگفت، نمازی ندارد.» این تنها بخشی از ده‌ها روایاتی بود که در ذیل این آیه آمده که بیان شده است.

پی‌نوشت:

[1]. الکشاف، زمخشری، دارالکتب العلمیة، بیروت: ج1، ص219
[2]. تفسیر الکبیر، فخر رازی، دارالکتب العلمیة، بیروت: ج27، ص143
[3]. تاریخ مدینة دمشق: ابن‌عساکر، دارالکتب العلمیة، بیروت: ج42، ص65
[4]. دیوان الإمام، شافعی، دارالکتب العربی، بیروت: ص95