کارنامه سیاه و زشت مُغِیرَةُ بن شُعبه را با هم مرور می‌کنیم و شما، خود قضاوت نمایید، آیا با وجود چنین اشخاصی به‌عنوان صحابه رسول خدا، می‌توان همه صحابه را عادل دانست؟ یا از آن‌ها حدیث نقل کرد؟ فقط به دو عملکرد زشت و نابخشودنی مغیره اشاره می‌کنیم و «تو خود بخوان حدیث مفصل، از این مجمل».
1. مغیره و سَبّ حضرت علی (علیه السلام)
مغیره در رأس کسانی بود که حضرت علی (علیه السلام) را سب می‌کرد. همیشه در خطبه‌هایش از علی بدگویی می‌کرد و خطبایی را گماشت که به امر او از حضرت علی بدگویی می‌کردند.[1] به زمان حیات حضرت هم اکتفاء نکرد و دشنام و بدگویی خود را بعد از شهادت حضرت هم ادامه داد، که زید بن ارقم به او گفت: «تو می‌دانی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از سب مردگان نهی فرموده است، پس چرا علی را دشنام می‌دهی، حال آن‌که او مرده است.»[2]
2. مغیره و زنا
چنان‌كه در روایت زهرى هست، «ابو بكره» و «شبل بن معبد بجلى» و «نافع بن كلده» و «زیاد» بر ضد مغیره شهادت دادند. یعقوب بن عقبه گوید: «مغیره پیش «ام جمیل» رفت و آمد داشت....
كه زنى از «بنى هلال» بود و شوهرى از طایفه‌ی ثقیف داشت، بنام «حجاج بن عبید» كه مرده بود. مغیره پیش وى می‌رفت. مردم بصره از این جریان باخبر شدند و آن را وحشت‌آور شمردند. یك روز كه مغیره پیش آن زن رفت، مراقبانی را گذاشته بودند و همه افراد كه حاضر بودند، رفتند و پرده برداشتند و مغیره را دیدند كه با آن زن در آمیخته بود».[3]
سوالی که به عنوان نتیجه‌گیری بحث پیش می‌آید، این‌است که مغیره با این کارنامه آلوده و ناصبی‌گری خود چگونه می‌شود، که  بخاری در کتابش «صحیح بخاری» از او روایت نقل می‌کند، نه یکی و دوتا، بلکه بیش از چهل روایت نقل می‌کند و متاسفانه این در حالیست که در همین کتاب، جناب بخاری از اهل بیت پیامبر اکرم (صلی  الله علیه و آله و سلم)  فقط و فقط 32 روایت نقل می‌کند، که این جای تعجب دارد و جالب‌تر این‌که از امام حسن مجتبی و امام صادق و امام کاظم و امام رضا (علیهم السلام) هیچ حدیثی روایت نکرده است.[4] چرا؟
به کدامین دلیل؟ و دردناک‌تر و بدتر از آن، این‌که اهل سنت، این کتاب را صحیح‌ترین کتاب بعد از قرآن می‌دانند،[5] مگر این کتاب چه امتیازی دارد، جز وجود تناقضات و تضاد و نسبت ناروا به خدا و پیامبر و وجود نواصب و خوارج[6]؛ ای کاش منصفانه و صادقانه برخورد می‌کردند.

پی‌نوشت:

[1]. سیر أعلام النبلاء، ذهبی، شمس الدین محمد بن احمد بن عثمان، مؤسسة الرسالة، بیروت‏‏، چاپ نهم، 1401: ج3، ص31«کان المغیره ینال من علی واقام الخطباء ینالون منه»
[2].  احمد ابن حنبل، مسند احمد، دارصادر بیروت،ج4، ص369،«وصح عند الحاکم والذهبی أن المغیرة سب علیا فقام إلیه زید بن أرقم فقال : یا مغیرة ! ألم تعلم أن رسول الله صلى الله علیه وآله نهى عن سب الأموات ؟ فلم تسب علیا وقد مات؟»
ابی عبدالله الحاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، دارالمعرفة، بیروت-لبنان، بإشراف یوسف عبد الرحمن المرعشلی، ج1، ص385،«فلم تسب علیا وقدمات» «هذا حدیث صحیح»
[3]. محمد بن جریر الطبری، تاریخ طبری، تحقیق:نخبة من العلماء الأجلاء، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت – لبنان، ج3، ص168،«أم جمیل امرأة من بنی هلال وكان لها زوج هلك قبل ذلك من ثقیف یقال له الحجاج بن عبید فكان یدخل علیها فبلغ ذلك أهل البصرة فأعظموه فخرج المغیرة یوما من الأیام حتى دخل علیها وقد وضعوا علیها الرصد فانطلق القوم الذین شهدوا جمیعا فكشفوا الستر»
محمد بن جریر الطبری، تاریخ طبری،تحقیق وترجمه:ابوالقاسم پاینده، انتشارات اساطیر،1368ش،ج5، ص1879
ابن أبی شیبة الكوفی، المصنف، تحقیق وتعلیق : سعید اللحام، دار الفكر للطباعة والنشر والتوزیع،  بیروت – لبنان،1409ق، ج6، ص560«وأتو عمر فشهدوا حتی قدموا زیادا فقال رایتهما فی لحاف واحد وسمعت نفسا عالیا ولا ادری ما وراء.فقال ابوبکرة الیس قد جلدتومنی؟ قال: بلی قال: فانا اشهد بالله لقد فعل»
[4].الیاس قاسمی، امام بخاری وجایگاه صحیحش، مرکز چاپ ونشر، 1390ش، ص41
[5]. صحیح مسلم بشرح النووی، دار الكتاب العربی، بیروت-لبنان، 1407ق، ج1،ص14«وكتاب البخاری أصحهما وأكثرهما فوائد ومعارف ظاهرة وغامضة وقد صح أن مسلما كان ممن یستفید من البخاری ویعترف بأنه لیس له نظیر فی علم الحدیث وهذا الذی ذكرناه من ترجیح كتاب البخاری هو المذهب المختار الذی قاله الجماهیر»
 مسلم بن حجاج نیشابوری, صحیح مسلم,دارالفکر، بیروت لبنان، ج1، ص1« اتفق العلماء على أن أصح الكتب بعد القرآن الكریم ، الصحیحان البخاری ومسلم  وتلقتهما الأمة بالقبول»
[6]. تناقض در صحیح بخاری و نسبت ناروا به پیامبر
ساق پای خداوند !
راویان بخاری بعضاً از نواصب هستند
نسبت سب به پیامبر و تناقضی دیگر در صحیح بخاری