دعای فرج مهاجر
مهاجر
العالم لغیره والعابدلنفسه
Slide 1 Slide 2 Slide 3 Slide 4

 




پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ یکی از فضائل معروف اهل بیت داستان مشهور ایثار علی و فاطمه و فرزندان آنان است، که منجر به نزول سوره هَل أتی (انسان) در حق آنان گردید. خلاصه ماجرا اینست که حسن و حسین (علیهم السلام) بیمار شدند و علی و فاطمه (علیهم السلام) نذر کردند، اگر فرزندانشان شفا گرفتند، سه روز را روزه بگیرند. حسن و حسین و فضه، کنیز آنان هم تصمیم گرفتند، این سه روز را روزه بگیرند.
روز اول موقع افطار یتیمی اظهار نیاز کرد و همگی افطار خود را به او بخشیدند و روز دوم و سوم هم به همین طریق غذای خود را به مسکین و اسیر دادند. بعد از این ماجرا وقتی پیامبر با بدن‌های سست و بی‌جان اهل‌بیتش بر اثر گرسنگی زیاد مواجه شد، متاثر گردید و خداوند به‌وسیله جبرئیل آیات ابتدایی سوره هل اتی را بر او نازل کرد و در پایان فرمود: «إِنَّ هَذَا كَانَ لَكُمْ جَزَاء وَ كَانَ سَعْیكُم مَّشْكُورًا.[انسان/22] این پاداش شماست و از كوششتان سپاس‌گزاری شده است.»
با این‌که این داستان و این شأن نزول را بسیاری از علمای اهل‌تسنن پذیرفته‌اند؛ اما عده‌ای یا بر اثر جهالت یا تعصب دست به انکار آن زده‌اند. از جمله این افراد جناب ترمذی و ابن جوزی هستند. آنان در عباراتی که در شأن یک عالم مسلمان نیست، کل این ماجرا را تکذیب نموده‌اند. آنان می‌گویند: «این داستان را كه نقل كرده‌اند، ساختگی است و سازنده‌اش با زرنگی خاص امر را بر شنوندگان مشتبه كرده است. آدم‌های جاهل به اصل این داستان، از روی تعجب لبانشان را زیر دندان می‌گیرند، كه ما چرا دارای این فضلیت نباشیم؛ در حالی‌كه چنین ایثار و گذشتی، نه‌تنها كه خوب نیست، بلكه بر خلاف دستور خدا و پیامبر است. ما چه‌قدر آیه و روایت داریم كه به ما دستور می‌دهد، رفاه خانواده را فراهم كنیم و در صدقه دادن حد وسط را رعایت كنیم. مگر انسان عاقل باور می‌كند، كه حضرت علی (علیه السلام) از این دستورات اسلامی بی‌خبر باشد و كودكانش را وادار كند كه گرسنه بخوابند... این داستان را فقط انسان‌های احمق و جاهل باور می‌كنند.»


مطالب مرتبط :
ادیان نت
برچسب ها : آیه هل اتی ,  اهل بیت , 



 فضیلتی دیگر از ازدواج حضرت علی (علیه السلام) و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) که در کتب اهل سنت به آن اشاره شده است، ازدواجی که به‌دستور خداوند صورت گرفت، همان عقد آسمانی و بابرکت که مورد تایید خداوند قرار گرفت، و ای کاش مهاجر و انصار این فضیلت‌ها را نادیده نمی‌گرفتند، و پشت نمی‌کردند و به جای دانستن صِرف، عمل و تبعیت می‌کردند.

نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) خطاب به حضرت زهراء (سلام الله علیها) فرمودند: «ای حبیبه من، آیا نمی‌دانی كه خداوند بر سراسر عالم نظر افكند و از میان تمام مخلوقات پدرت را برگزید و او را برای رسالت انتخاب كرد. سپس نگاه دیگری به عالم  انداخت و شوهر تو علی (علیه السلام) را انتخاب كرد. به من وحی كرد كه تو را به عقد و ازدواج علی (علیه السلام) در بیاورم. من خاتم انبیاء و گرامی‌ترین انبیاء و مخلوقین هستم، نزد خدا؛ و وصی من بهترین اوصیاء و محبوب‌ترین انسان‌ها نزد خداست، كه همسر تو است.»[1]
عده‌ای کوتاه فکر و حسود از قریش و مهاجرین، نسبت به این ازدواج و مَهر بسیار کم اعتراض کردند، اما نبی مکرم اسلام خطاب به آن‌ها گفتند: «ازدواج علی و فاطمه به دست من نبود، بلکه امر ازدواج به‌دستور خداوند بود.»[2] یعنی وحی الهی بود و عقد این دو آسمانی بود.





افرادی اصرار دارند به این‌که آیه تطهیر شامل زنان پیامبر هم می‌شود، تا در نتیجه به مقصودشان برسند و اثبات کنند که عایشه هم، جزء آیه تطهیر می‌باشد. «وَ قَرْنَ فی‏ بُیُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولى‏ وَ أَقِمْنَ الصَّلاةَ وَ آتینَ الزَّكاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطْهیراً.[احزاب/33] و در خانه‏‌هاى خود بمانید، و هم‌چون دوران جاهلیّت نخستین در میان مردم ظاهر نشوید، و نماز را برپا دارید، و زكات را بپردازید، و خدا و رسولش را اطاعت كنید؛ خداوند فقط مى‏‌خواهد، پلیدى و گناه را از شما اهل بیت دور كند و كاملًا شما را پاك سازد.»
و این در حالی است که می‌توان از کتب اهل سنت خلاف آن را  ثابت کرد. در این نوشتار به سه مورد از کتب معتبر اهل سنت اشاره می‌کنیم، تا حقیقت برای افراد منصف و بصیر روشن گردد.

1- از زید بن ارقم پرسیدند: آیا اهل بیت پیغمبر، زنانشان هستند؟ گفت: نه و به خدا سوگند یک زن، عمری با مردی زندگی می‌کند و طلاق می‌گیرد و به خانه پدرش برمی‌گردد.[1]
2- هم‌چنین امام «نووی» در «شرح صحیح مسلم» می‌گوید: در معظم روایات «غیر از صحیح مسلم» زنان پیغمبر جزء اهل‌بیت ایشان نیستند.[2]
3- آقای «آلوسی سلفی» در کتاب تفسیرش به صراحت می‌گوید: همسران پاکیزه پیغمبر، در اهل‌بیتی که یکی از ثقلین هستند، داخل نیستند.[3]
برای رسیدن به حقیقت همین سه مورد کافی است، تا در تشخیص اشتباه نکنیم. کمی انصاف و منطق به‌دور از تعصب برای بیداری و آگاهی کافی است، عجله نکنیم، حقیقت در کنار ماست، دور نشویم. ان‌شاءالله.
خواننده محترم و عزیز برای تحقیق بیشتر می‌توانید به مقالات زیر مراجعه فرمایید.[4]

پی‌نوشت:

[1]. صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج 4، ص 1874، ح 2408«فَقُلْنَا من أَهْلُ بَیتِهِ نِسَاؤُهُ قال لَا وأیم اللَّهِ إِنَّ الْمَرْأَةَ تَکونُ مع الرَّجُلِ الْعَصْرَ من الدَّهْرِ ثُمَّ یطَلِّقُهَا فَتَرْجِعُ إلی أَبِیهَا»
[2]. شرح صحیح مسلم، نویسنده: النووی، جلد: 15، وفات: 676، رده: مصادر حدیث سنی – فقه، خطی: خیر، سال چاپ: 1407 - 1987 م، ناشر: دار الکتاب العربی - بیروت – لبنان، ج 15، ص 180، باب من فضائل علی بن أبی طالب رضی الله عنه«والمعروف فی معظم الروایات فی غیر مسلم أنه قال نساؤه لسن من أهل بیته»
[3]. روح المعانی؛ شهاب الدین السید محمود الألوسی البغدادی، الناشر دار إحیاء التراث العربی، مکان النشر بیروت، ج 22، ص16 «أن النساء المطهرات غیر داخلات فی أهل البیت الذین هم أحد الثقلین» 
[4]. آیا آیه تطهیر در شان زنان پیامبر نازل شده است؟
متعلق اراده در آیه تطهیر
مخالف شأن نزول آیه تطهیر




پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ «آلوسى» مفسّر معروف اهل سنّت و نویسنده تفسیر مشروح و بزرگ‏ «روح المعانى»‏ است. او در شرح و تفسیر آیه «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْكافِرینَ.[مائده/67] اى پیامبر! آن‌‎چه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، كاملًا به مردم برسان و اگر نكنى، رسالت او را انجام نداده‌‏اى، خداوند تو را از خطرات احتمالى مردم، نگاه مى‌‏دارد و خداوند، جمعیّت كافران (لجوج) را هدایت نمى‏‌كند.»
وقتى به جریان غدیر مى‌‏رسد، مى‏‌گوید: «ابن جریر طبرى» از مورّخان معروف اهل سنّت، دو جلد كتاب پیرامون احادیث غدیر نوشته است. سپس (براى این‌‎كه به راحتى از كنار این كتاب رد شود) بدون بحث و بررسى پیرامون روایات این كتاب مى‏‌گوید: «این دو كتاب احادیث صحیح‏ و ضعیف را با هم مخلوط كرده است.» سپس از «ابن عساكر» نقل مى‌‏كند كه وى احادیث فراوانى در مورد خطبه و حادثه غدیر نقل كرده است، ولى ما تنها احادیثى را از او مى‏‌پذیریم، كه از خلافت على سخن نگوید![1]

این سخن، هر انسان منصفى را در اعجاب و حیرت فرو مى‌‏برد. آیا ما مى‌‏توانیم به بهانه این‌‎كه در كتابى احادیث ضعیف و غیر معتبر وجود دارد، تمام آن كتاب را مردود بدانیم؟ انصافاً كه این، سخن خنده‌‏دارى است. ولى بدتر از آن و عجیب‌تر و دردناک‌تر از آن سخن، سخنى است كه در مورد روایات ابن عساكر مى‏‌زند. كه این سخن نهایت عناد و دشمنى او را با حقّ و حقیقت و اهل بیت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) مى‌‏رساند. مگر علی با شما چه کرده است؟ آه و افسوس از این همه عداوت.


 پایگاه جامع فرق، ادیان ومذاهب- یکی از آیات شاخص در خصوص شأن اهل‌بیت، آیه 23 سوره مبارکه شوری است. خداوند در این آیه می‌فرماید: «... قُل لا أَسئَلُکُم عَلَیهِ أَجراً إِلاَّ المَوَدَّةَ فِی الْقُربی‏ وَ مَن یَقتَرِف حَسَنَةً نَزِد لَهُ فیها حُسناً...[شوری/23] بگو: من بر ابلاغ رسالتم که شما را به چنین جایگاهى مى‌رساند، هیچ مزدى جز دوستى با خویشانم از شما نمى‌خواهم، و هر کس کارى نیکو کند (به خویشان پیامبر مودّت داشته باشد) براى او در کار نیکویش پاداش نیک مى‌افزاییم.»
با رجوع به کتب تفاسیر درمی‌یابیم که چهار تفسیر در مورد این آیه وجود دارد:
1) برخی از مفسرین می‌گویند منظور از ذوى القربى نزدیكان پیغمبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) است. که جمعى از مفسران اهل‌سنت، و تمامی مفسران شیعه این معنا را برگزیده‌اند، و روایات فراوانى نیز در این زمینه نقل کرده‌اند كه به آن اشاره خواهیم كرد.
2) برخی دیگر از مفسرین گفتند که منظور از ذوی القربی این است كه اجر و پاداش رسالت، دوست داشتن امورى است كه شما را به قرب الهى دعوت مى‌كند. که این تفسیر را كه جمعى از مفسران اهل‌سنت انتخاب كرده‌اند، به هیچ‌وجه با ظاهر آیه سازگار نیست.
3) بعضی از مفسرین دیگر قائل شدند که مراد از ذوی القربی این است كه شما بستگان خودتان را به‌عنوان پاداش رسالت، دوست بدارید و صله رحم به‌جا آورید. همان‌گونه که واضح است در این تفسیر، هیچ تناسبى میان رسالت و پاداش آن وجود ندارد، زیرا دوست داشتن بستگان، چگونه می‌تواند اجر رسالت قرار داده شود؟
4) برخی دیگر گفته‌اند که منظور پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) این است كه پاداش من این است كه خویشاوندى مرا نسبت به خود محفوظ دارید، و به‌خاطر این‎كه با اكثر قبایل شما رابطه خویشاوندى دارم، مرا آزار ندهید.

اما آن‌چه که از روایات در ذیل این آیه به‌دست می‌آید، تفسیر اول صحیح و درست می‌باشد که در ادامه به برخی از این روایات اشاره می‌کنیم.




برای آشنایی بیشتر با کیفیت تحریفِ لفظی، توسط وهابیون، مثالی بیان می‌شود.
در تفسیر طبری که یکی از قدیمی‌ترین تفاسیر معروف اهل سنت و مربوط به قرن سوم هجری است، ذیل آیه «وَأَنذِرْ عَشِیرَتَک الْأَقْرَبِینَ.[شعرا/ 214] و خویشاوندان نزدیكت را انذار كن!» طبری روایتی را به این شرح از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نقل می‌کند. کدام‌یک از شما وزیر و کمک‌کار من در امر رسالت خواهد شد، تا برادر و وصی و جانشین من باشد؟ بعد از آن‌که علی (علیه السلام) برخواست و اعلام آمادگی کرد، پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: «ان هذا اخی و وصیی و خلیفتی فیکم؛ همانا علی برادر و وصی و جانشین من، در بین شماست.»
اما وهابیون و اهل سنت متعصب و افراطی، با تحریف این حدیث و با حذف کلمات «وصیی و خلیفتی فیکم» از تفسیر طبری، و جایگزین کردن کلمات «کذا و کذا»، به میراث سلف صالح، تجاوز کرده و در صدد از بین بردن حقایق تاریخی و روایی هستند. به‌همین جهت در چاپ‌های فعلی کتاب تفسیر طبری، دیگر آن جملات واقعی به‌چشم نمی‌خورد، بلکه جمله «إنّ هذا أخی و کذا و کذا.[1] تو برادر من و کذا و کذا هستی.» جایگزین شده است.
وهابیون آن‌قدر بی‌عقل و بی‌خرد هستند، که نمی‌دانند با این‌کار حقیقت خود را به همه مسلمانان نشان می‌دهند؛ زیرا کتاب‌های فراوان دیگری هست، که این روایت را به‌صورت صحیح نقل کرده‌اند و پرده از حقایق بر می‌دارند. به‌عنوان مثال این روایت به‌صورت صحیح و با جملات «ان هذا اخی و وصیی و خلیفتی فیکم» در کتاب دیگر طبری با عنوان «تاریخ الامم و الملوک» نقل شده است.[2]

پی‌نوشت:

[1]. ابن جریر طبری، جامع البیان، دارالمعرفه، بیروت، 1412ق، ج19، ص75.
[2]. ابن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، 1387ق، ج2، ص321.





 
هدف ازاین مقاله بررسی شبهه حَکَمیت و شناخت اصحاب، به‌خصوص «عبدالله بن قیس ابوموسی اشعری» و جایگاهش در کتاب معتبر اهل سنت، یعنی «صحیح بخاری» می‌باشد. چرا حضرت به این امر تن داد؟ با این‌که از گمراهی حَکَمِین آگاه بود؟
حضرت مجبور شد، دفع افسد به فاسد کند؛ چون اگر قبول نمی‌کرد، فسادش بیشتر بود، یعنی درگیری و فتنه پیش می‌آمد و یارانش پراکنده می‌شدند، به‌همین خاطر به این امر، «حَکَمیّت» تن داد.[1] هرچند نفس امر حکمیت فاسد بود و جز گمراهی چیزی در بر نداشت. خود حضرت که در اصل مخالف صلح و حکمیت بود، اما متاسفانه اصرار و فشار افراد، حضرت را مجبور کرد. اما با این حال حضرت به‌طور کامل، آن‌ها را رها نکرد و برای امر حَکَمیت «ابن‌عباس» را نماینده خود و اهل عراق معرفی کرد، که متاسفانه باز هم مخالفت کردند، و همین‌طور مخالفت‌ها ادامه داشت، تا این‌که اشعث و همراهاناش گفتند که «عبدالله بن قیس، ابوموسی اشعری» را برای این امر معرفی کن.[2]
حضرت علی (علیه السلام) فرمودند: او مردم کوفه را ازهمراهی و یاری من منع نمود و او چاپلوس و فریب‌کار و دشمن من است و ظاهر او خلاف باطن اوست. ولی اشعث و همراهانش به انتخاب تنها ابوموسی اصرار نمودند.[3] چرا؟ به چه دلیل؟ سبب این مخالفت چیزی نبود، جز این‌که معاویه با ارسال نامه و هدایا و وعده مال، بیشتر آن‌ها را خرید و وادار به مخالفت با آن حضرت نمود، که خود معاویه بعد از جنگ صفین گفت با علی جنگیدم بدون نیروهای نظامی و درگیری.[4] ‌‌‌‌‌‌‌‌و جالب‌تر این‌که ابوموسی اشعری کسی است که پیامبر از گمراهی او خبر می‌دهد؛ پیامبر به او می‌گوید: «ای ابوموسی! برحذر باش از این‌که یکی از آن دو حَکَمِین، خود تو باشی. ابوموسی پیراهنش را درآورد و گفت از آن بیزاری می‌جویم، به‌سوی خدا، چنان‌که از این پیراهن دوری می‌جویم.»[5]




 کسانی‌که نه‌تنها دستورات اسلام را رعایت نمی‌کنند، بلکه ضد اسلام عمل می‌کنند، آیا می‌توان دولت اسلامی نامید؟ دولت اسلامی یعنی پیرو و تسلیم دستورات قرآن و پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)؛ این‌ها نه‌تنها تسلیم دستورات پیامبر و قرآن نیستند، بلکه خلاف دستورات عمل می‌کنند و حتی بدتر از آن پیروان اسلام ناب محمدی را، به ناحق  می‌کشند. تا به‌حال به کدامین دستورات اسلام عمل کردند؟
مگر پیامبر رئوف و مهربان ما از کشتن زن و فرزندان نهی نکرده است.[1]

مگر قرآن نمی‌فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامینَ لِلَّهِ شُهَداءَ بِالْقِسْطِ وَ لا یَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى‏ أَلاَّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ
لِلتَّقْوى‏ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبیرٌ بِما تَعْمَلُون‏.[مائده/8]

اى كسانى‌كه ایمان آورده‏‌اید! همواره براى خدا قیام كنید، و از روى عدالت، گواهى دهید! دشمنى با جمعیّتى، شما را به گناه و ترك عدالت نكشاند! عدالت كنید، كه به پرهیزگارى نزدیك‌تر است! و از معصیت خدا بپرهیزید، كه از آن‌چه انجام مى‌‏دهید، با خبر است.»
پس به کدامین برهان و دلیل زنان بی‌دفاع و کودکان معصوم را می‌کشند؟ آیا خلاف سنت پیامبرعمل کردن گناه نیست؟ آیا می‌توان گفت که این عدالت اسلامی است؟ آیا اسلام به آن‌ها چنین دستوری داده؟ دین اسلام، گلستان محبت و رحمت است. نه دین سر سختی و لجبازی و شرارت.[2]



تکفیر امت و مذهب، با کدامین سنت سازگار است؟ سنت پیامبر، یا خودتان؟
سنت پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) حاکی از نهی شدید از تکفیر مسلمانان است، عایشه می‌گوید: «از پیامبر گرامی شنیدم که فرمود: هیچ‌‌یک از اهل قبله را، به‌خاطر گناه تکفیر نکنید، اگرچه گناهان بزرگ انجام داده باشد.»[1] پس کلام و عمل وهابیت، خلاف کلام پیامبر است، چون نبی مکرم اسلام فرمودند: «کسی‌که مانند ما نماز بخواند و به طرف قبله بایستد و از گوشت ذبح شده ما بخورد، پس او مسلمان است و در پناه خدا و رسول است، عهد خدا را درباره او نشکنید.»[2]
اما متاسفانه وهابیت، به احادیث پیامبر عمل نمی‌‎‌کنند و به آن‌ها پشت کردند.

پی‌نوشت:

[1]. هیثمی، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، بیروت: موسس مکتبه القدسی و بالقاهره: دارالکتب العلمیه، ج1، ص106و 107 (لا تکفروا احدا من اهل قبله بذنب)
[2]. محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح بخاری، دارالطباعه العامره استانبول دارالفکر( 1401 ق) ج1، ص102، ح391. کتاب الصلاة باب فضل استقبال القبله.





 از مهم‌ترین اهداف سِیر در زمین بر اساس آیات قرآن، دیدن آثار گذشتگان است و لازمه سِیر و دیدن، بودن آثار است و بهترین الگو، آثار مذهبی و مقدس است و دیدن آثار گذشتگان، قلب را دانا و چشم را بینا و گوش را شنوا می‌گرداند، «أَ فَلَمْ یَسیرُوا فِی الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِها أَوْ آذانٌ یَسْمَعُونَ بِها فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتی‏ فِی الصُّدُورِ.[حج/46] آیا آنان در زمین سیر نكردند، تا دل‌هایى داشته باشند، كه حقیقت را با آن درك كنند، یا گوش‌هاى شنوایى كه با آن نداى حق را بشنوند؟! چرا كه چشم‌هاى ظاهر، نابینا نمى‌‏شود، بلكه دل‌هایى كه در سینه‌‏هاست، كور مى‌‏شود.»

این اهداف و فواید، اهمیت حفظ اماکن و آثار گذشتگان را می‌رساند، به‌ویژه حفظ آثار انبیاء و اولیاء خداوند، که بهترین اماکن و مواضع، برای تذکر زندگی توحیدی آن‌ها می‌باشد. چنان‌که «عتبان بن مالک» از پیامبر درخواست کرد، که در خانه‌اش نماز گزارند، تا او بتواند آن‌جا را مصلی خود قرار دهد و پیامبر پذیرفتند.[1] این نشان می‌دهد که حتی محل نماز خواندن پیامبر، دارای اهمیت و فضیلت است و تا هر زمان که وجود داشته باشد، افضل از مکان‌های معمولی دیگر است.


 ابن‌حبّان را همه شما می‌شناسید؛ از عالمان مشهور و علمای رجال اهل‌سنت است و 1100 سال از زمان‌ او می‌گذرد.
ابن‌حبّان در کتابش «الثقات» می‌گوید: «در مدتی که در طوس بودم، هرگاه برایم مشکلی پیش می‌آمد، قبر علی بن موسی الرضا را زیارت می‌کردم، و از خداوند رفع آن مشکل را می‌خواستم و در اسرع وقت آن گرفتاری حل می‌شد، و این را بارها تجربه کردم، خداوند ما را بر محبت مصطفی و اهل بیت او (سلام الله علیهم) بمیراند.»[1]
خداوند در همه‌جا حضور دارد، چرا ابن‌حبان برای حل مشکلاتش کنار قبر امام رضا (علیه السلام) می‌رود و از خداوند درخواست می‌نماید؟
معلوم می‌شود کنار قبر امام رضا ویژگی و موضوعیت دارد که ابن‌حبّان بارها به آن‌جا رفته است.

پی‌نوشت

[1]. ابن حبان، الثقات، ج8، ص457. «قد زرته مراراً کثیرة و ماحلت بی شدة فی وقت مقامی بطوس فزرت قبر علی بن موسى الرضا صلوات الله على جده وعلیه ودعوت الله.»





کارنامه سیاه و زشت مُغِیرَةُ بن شُعبه را با هم مرور می‌کنیم و شما، خود قضاوت نمایید، آیا با وجود چنین اشخاصی به‌عنوان صحابه رسول خدا، می‌توان همه صحابه را عادل دانست؟ یا از آن‌ها حدیث نقل کرد؟ فقط به دو عملکرد زشت و نابخشودنی مغیره اشاره می‌کنیم و «تو خود بخوان حدیث مفصل، از این مجمل».
1. مغیره و سَبّ حضرت علی (علیه السلام)
مغیره در رأس کسانی بود که حضرت علی (علیه السلام) را سب می‌کرد. همیشه در خطبه‌هایش از علی بدگویی می‌کرد و خطبایی را گماشت که به امر او از حضرت علی بدگویی می‌کردند.[1] به زمان حیات حضرت هم اکتفاء نکرد و دشنام و بدگویی خود را بعد از شهادت حضرت هم ادامه داد، که زید بن ارقم به او گفت: «تو می‌دانی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از سب مردگان نهی فرموده است، پس چرا علی را دشنام می‌دهی، حال آن‌که او مرده است.»[2]
2. مغیره و زنا
چنان‌كه در روایت زهرى هست، «ابو بكره» و «شبل بن معبد بجلى» و «نافع بن كلده» و «زیاد» بر ضد مغیره شهادت دادند. یعقوب بن عقبه گوید: «مغیره پیش «ام جمیل» رفت و آمد داشت....




کسی‌که منتظرنابودی ظلم است، باید به اندازه توانش با آن مقابله کند و بی‌تفاوت نباشد. کسی‌که منتظر مهمان عزیزی می‌باشد، باید خانه دل را ازآلودگی‌ها تمییز کند و از گناهان بپرهیزد، تا دل و جانش قابلیت و ظرفیت پذیرایی از مهمان را داشته باشد، مهمانی به نام حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که نبی مکرم اسلام فرمودند: «مهدی از عترتم و از فرزندان فاطمه است.»[1]
منتظر باید به دل و جانش صفا و جلا بدهد، یعنی مواظب ورودی‌های اقیانوس دل و جانش باشد، هم‌چون گوش و چشم و زبان، تا نورانیت دل حاصل شود، و نور مهدی فاطمه درآن تجلی کند، این است معنای واقعی انتظار فرج، که در روایات، آن را افضل عبادات شمرده‌اند.[2] و رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «اگر از روزگار بیش از یک روز باقی نمانده باشد، خدا در آن روز، مردی از اهل بیت من را، مبعوث خواهد کرد تا زمین را از عدل و داد پر کند، بعد از آن‌که از جور پر شده باشد.»[3]
ای منتظران ظهور منجی بشریت!
بدانیم و بدانید و بیان کنید که..........


مطالب مرتبط :
ادیان نت


دسته بندی : خوارج زمان , 
برچسب ها : مهدویت ,  کتب اهل سنت ,  اقیانوس دل , 






خطبه فدکیه سند مظلومیت زهرا وپسر عمش علی بن ابی طالب 

تاریخ کهن  هم صدا بارسم روزگار ،هم چنان در حیرت ومات، بی قراروپرخروش مثل دریا پر تلاطم ،عمیق وراز آلود ،از ناگفته های تاریخ که رهگذران حقیقت جو  در گذرگاه روزگار، پیوسته از آن در پرس وجویند. راز آن شب مهتابی ،راز آنسکوت ظلمانی، راز آن دفن شبانگاهی، هنوزدر ذهن ها از پرده نیافتاده ،غصب فدک چرا؟ دفن شبانه چرا؟پنهانی مزار چرا؟

در آن دور دستها ناله حزینی سکوت هراس آلود شب را در هم می  شکست ، درنزدیکی خانه های شهر که رنگ فراق وماتم واندوه گرفته بود سوگناله ای بر می خواست که برای همیشه ، تاریخ وروزگار را بهت زده وانگشت حیرت بردهن واگذاشت . که  ای پیامبر خدا، درود باد ازجانب من واز سوی دخترت که اینک از سرای فانی رخت  بربسته ودرپی دیدار به تو پیوسته .پس از او صبرم از دست رهیده وتاب وتحملم به پایان رسیده اما درهجران دخترت شکیبایی می کنم .

 اینک امانت به دست صاحبش رسید ،زهرا از دستم جدا شد وای که پس ازاو دیگر نه افلاک را آرامشی است ونه خاک راپیرایشی ،فراق فاطمه تیر غم بردلم نشاند،  از اندوه، خواب در دیدگانم نیاید واز غم عقده دلم نگشایم تاآن هنگام که خداوند مرا در جوار تو ساکن نماید.[1]

واما رازهای نگفته ونهفته ، رازآن ظلم فشرده ،رازآن حق گرفته، راز آن دفن شبانه،همه را می توان درخطابهای خطبه فدکیه حضرت زهراء(سلام الله علیها) جستجو کرد.خطابی که ناشی ازسکوت وظلمهای زمانه حضرت است.......







حقیقت یافتنی است در کنارشماست

درمسجدالحرام بعد ازنماز باحالی سرشار ازآرامش وخوشحالی به طرف مرقد رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم)نشستم وباحال خوشی که داشتم  بلند  گفتم «السلام علیک یا رسول الله» ناگهان جوانی که کنارم نشسته بود به من نگاهی کرد ولبخندی زد، من هم دستم رادراز کردم  وباب دوستی راآغاز کردم . گفتم: اسمی مصطفی من ایران  (مااسمک ومن این انت  ) گفت: عماد هستم اهل  اهل مصر گفتم: تابه حال ایران آمده ای؟ گفت نه  نیامده‌ام  گفتم لاباس یعنی خیالی نیست من هم مصر نیامده‌ام، آن جوان بالبخندی زیبا گفت میشه چند سوال ازشما بکنم اجازه است؟ گفتم انا فی خدمتک بفرمایید، چرا بااین فاصله زیاد یا رسول الله گفتی؟  مگر پیامبر سلام ما  را می‌شنود؟ من هم با لبخندی صمیمانه دست به شانه اش زدم وگفتم مگر شما خودت همین جا در تشهد نمازت نگفتی السلام علیک ایها النبی ورحمة الله برکا‌ته پس بین صدازدن من وشما فرقی نیست هر دو یا رسول الله گفتیم از راه دورپس چنین سلامی آن هم به صورت خطاب چه معنایی دارد؟ در ضمن انبیاء سلام ما را می‌شنوند وجواب سلام رابه اذن خداوند برمی‌گردانند ودر قبرهایشان زنده هستند، طبق احادیثی که  مورد قبول همه مذاهب اسلامی  است . [1]

جوان  گفت: شما شیعیان،  رسول الله وائمه  را عبادت می‌کنید وروبه قبر آنها می‌ایستید ودست به دعا بلند می‌کنید وحاجت می‌طلبید.

گفتم: اولا هیچ مسلمانی اموات را عبادت نمی کند.

ثانیا:...........





شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic