دعای فرج مهاجر
مهاجر
العالم لغیره والعابدلنفسه
Slide 1 Slide 2 Slide 3 Slide 4

 




 عالم سنی به نام «سیّد محمّد بن علوی مالکی»، مدرس علوم حدیث در مکه مکرمه، در نقد و رد افکار وهابیت نسبت به برگزاری جشن پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) در کتاب خود بیست ویک دلیل بر مشروعیت و مطلوبیت جشن میلاد رسول‌اکرم  ذکر می‌کند، که مادر این نوشتار فقط دلیل چهاردهم را انتخاب و تقدیم می‌کنیم: 

دلیل چهاردهم: این پندار غلطی است که گفته شود: «هر عملی که سلف صالح انجام نداده‌اند و در صدر اول اسلام نبوده است آن عمل، بدعتی زشت و گناه است و انجام آن حرام می‌باشد و واجب است از انجام آن ممانعت و جلوگیری شود»

روش صحیح در این باره این است که آنچه که تازه پدید آمده است بر دلایل شرعی عرضه شود، هر آنچه که شامل مصلحتی باشد پس واجب است یا اگر شامل حرامی باشد پس حرام است و اگر با مکروه آمیخته است، مکروه است و اگر شامل مباح است پس مباح است و اگر در بردارنده مستحب است ، پس مستحب است و قاعده معروفی است به نام «للوسائل حکم المقاصد» یعنی برای وسیله‌ها با توجه به نیت و هدف و مقصود آن‌ها حکم کرده می‌شود.

علماء اهل سنت و جماعت بدعت را به پنج قسم تقسیم کرده‌اند: 1- بدعت واجب: مانند: رد کردن عقاید گروه‌های منحرف 2- بدعت مستحب: مانند:اذان دادن بر مناره ها 3- بدعت مکروه: مانند: زینت دادن و آراستن مساجد. 4- بدعت مباح: مانند: افزایش رفاه و تنعم در خوردن و نوشیدن. 5- بدعت حرام: و آن فعلی است که تازه پیدا شده و مخالف سنت صحیحه است و هیچ یک از أدله شرعی آنرا شامل نمی شود و در بردارنده ی هیچ گونه مصلحت شرعی نیز نمی باشد.[1]
در نتیجه با این حساب هر بدعتی حرام نیست. وهابیت هیچ دلیل شرعی و عقلی و عرفی برای حرام دانستن جشن میلاد پیامبر اکرم ندارند.

پی نوشت:
[1]. السید محمد بن علوی المالکی الحسنی،کتاب: الإعلام بفتاوى أئمة الإسلام حول مولده علیه الصلاة والسلام،دارالکتب العلمیه، بیروت-لبنان، 2005م،  1426ق، چاپ اول،ص19و20«الرابع عشر: لیس کل ما لم یفعله السلف ولم یکن فی الصدر الاول فهو بدعت منکره سیئه یحرم فعلها»



مطالب مرتبط :
مصطفی پورصدوقی
برچسب ها : پورصدوقی ,  ضد وهابیت ,  عالم سنی ,  علوی مالکی ,  بدعت , 



پایگاه جامع فرق، ادیان ومذاهب_ عالم سنی علامه «سیّد محمّد بن علوی مالکی» ، مدرس علوم حدیث در مکه مکرمه، در نقد و رد افکار وهابیت نسبت  به برگزاری جشن پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) در مقدمه کتاب خود می‌نویسد: 
 ما نمی‌گوییم که مجلس مبارک مولودی در شبی مخصوص و با آن کیفیتی که در نزد ما شناخته شده است عملی است که در شریعت به نص صریح وارد شده است ،همان‌گونه که درباره نماز و روزه وغیره .. نصوص صریحه آمده است.

بلکه می‌گوییم در شریعت هیچ نصّی و متنی  یافت نمی‌شود که از انجام مولودی شریف منع کند، زیرا که اجتماع مؤمنان برای ذکر و یاد خدا نمودن و صلوات و سلام فرستادن بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) ، از جمله اعمال نیک و پسندیده است و بایستی که هر گاه امکان آن وجود داشته باشد، به آن پرداخته شود مخصوصاً در ماه تولد او که در این ماه، انگیزه و علتی محکم‌تر و قوی‌تر وجود دارد برای روی آوردن و استقبال مردم و گردهمایی آن‌ها و هم‌چنین لبریز گشتن احساسات ایمانی ایشان.[1]

پی‌نوشت:
[1]. السید محمد بن علوی المالکی الحسنی،کتاب: الإعلام بفتاوى أئمة الإسلام حول مولده علیه الصلاة والسلام،دارالکتب العلمیه، بیروت-لبنان، 2005م،  1426ق، چاپ اول،ص10« اننا لا  نقول بانّ الاحتفال بالمولد المذکور فی لیله مخصوصه وعلی الکیفیه المعهوده لدینا،  ممّا نصت علیه الشریعه صراحه کما هوالشان فی الصلاه والصوم وغیرهما، الاّ انه لیس فیها ما یمنع من ذالک» 




دانشمند اهل سنت: «حسن بن فرحان المالکی»[1] از محققان اهل سنت عربستان واز شاگردان شیخ عبدالعزیز بن باز  در نقد غلو اندیشی و افراط گرایی علمای عربستان می‌گوید:

عجب این است که علمای عربستان نه در مساله تبرک، موضع معتدل اهل‌سنت را در پیش گرفته‌اند و نه در موضوع توسل، دیدگاه معتدل حنابله را پذیرفته‌اند، نه در قضاوت پیرامون اشخاص معین، از اعتدال ابن تیمیه الگو گرفته‌اند و نه در فقه  از اعتدال محمد بن عبدالوهاب تبعیت کرده‌اند، بلکه از همه گروه‌های یاد شده تنها جنبه‌های غلو آمیز و افراط گرایی را اقتباس کرده و از موارد اعتدال دوری جسته‌اند.

تا جایی که می‌توان گفت: در زمان پیامبر مسلمان شدن بسیار آسان و خروج از اسلام بسیار سخت بود، اما در زمان وهابیت، مسلمان شدن بسیار سخت و ارتداد( خروج از اسلام) بسیار آسان است.[2]  البته ناگفته نماند که علمای عربستان در نتیجه فشارهای سیاسی، در برخی موضوعات اندکی از غلو وافراط  عقب نشینی کرده‌اند و نیز تحت تاثیر مسائل سیاسی، فرهنگی وحزبی جدید، مسائلی را به اعتقادات خود افزودند. خواننده عزیز برای آگاهی بیشتر می‌توانید به لینک‌های زیر مراجعه فرمایید.[3]

پی‌نوشت:
[1]. دکتر «شیخ حسن فرحان المالکی» اندیشمند و مبارز سنی عربستانی، در سال 1390 هجری قمری در منطقه «بنی مالک جنوبی» 150 کیلومتری شرق شهر «جازان» متولد شد، وی از چهره‌های مشهور در بین پژوهش‌گران تاریخی در کشورهای عربی و به ویژه عربستان سعودی محسوب می‌شود.
[2]. حسن بن فرحان المالکی، نصیحة لشباب المسلمین فی کشف غلوالعلماء المعاصرین فی المملکة العربیه السعودیه، باترجمه(نگاهی به غلو اندیشی وافراط گرایی علمای معاصر عربستان)مترجم: معاونت پژوهشی موسسه فرهنگی وهنری آفتاب خرد، نشر موسسه آفتاب خرد، تهران 96ش، چاپ سوم، ص78
[3]. انتقادی شدید و به حق عالم سنی عربستان، به وهابیت
در این دوره مسلمان شدن بسیار سخت است




 «حسن بن فرحان المالکی»[1] عالم سنی کشور عربستان در کتاب خود به نام «نَصیحَة لشباب المسلمین فی کشف غلو العلماء المعاصرین فی المملکة العربیه السعودیه»عنوان ترجمه«نگاهی به غلو اندیشی و افراط گرایی علمای معاصر عربستان»[2] به حقایقی از  غلو اندیشی و افراط گرایی علمای معاصر عربستان اشاره کرده است.

او در مقدمه کتابش می‌گوید: بیست سال در کشور عربستان زندگی کردم و در طول این سال‌ها به تالیف و پژوهش و موعظه مشغول بوده‌ام . اما آنگاه که دین فروشی مردم را دیدم، برآن شدم که با نوشتن این کتاب، فریاد اعتراض سر دهم تا شاید بتوانم امانت علم را که بر عهده‌ام گذاشته شده ادا کنم. مدت‌ها در برابر غلوّ بسیاری از علمای عربستان سکوت کردم، به این امید که هدایت شوند و از مسیر خویش بازگردند، لیکن فایده‌ای نداشت، زیرا خداوند انسان‌های لجباز و معاند را با محروم کردن آنان از هدایت، مجازات می‌کند.

 این دانشمند سنی کتاب خود را که در نقد وهابیت است به سه باب تقسیم می‌کند: باب اول ( ویژگی‌ها، مختصات معرفتی، سطح دانش وآگاهی علمای معاصر عربستان) و در این  باب به بررسی مفهوم واژه علما پرداخته و در نهایت نتیجه‌گیری نموده که اطلاق واژه علمای اسلام بر علمای سعودی جایز نیست بلکه باید آن‌ها را صرفاً «عالم به مذهب تیمی- وهابی» دانست. یعنی (عالم به مذهب ابن تیمیه و محمدبن عبدالوهاب فقط.)

باب دوم: «فتواها و دیدگاهای شخصیت‌ها و مفتی‌های تاثیر گذار عربستان» در ابتدای این باب به نقد و بررسی فتواهای غلوآمیز علمای مشهور عربستان پرداخته مانند:«محمد بن ابراهیم آل الشیخ، عبدالعزیز بن باز، شیخ محمد بن صالح بن عثیمین و غیره..» و در ادامه به خطای راهبردی علمای عربستان سعودی در تکفیر دیگران و تعریف واژه غلو پرداخته شده است.

باب سوم: «فتواها و دیدگاها به عنوان نمونه‌ها و جزئیات بحث» در این باب موضوعاتی چون تاثیر تکفیر بر وجهه عربستان، انتقاد از پرداختن به حواشی به جای اصول، زیانبار بودن فتواهای تکفیری در خارج و حتی داخل عربستان، بررسی فتواهای رمزدار و نقد بعضی فتواها  مطرح شده است.

نتیجه: به طور کلی بررسی‌های نویسنده کتاب، گویای این حقیقت است که آنچه در تفکر وهابیت عربستان تجلّی دارد نوعی تقلیل گرایی و محدود‌اندیشی نسبت به فقه و اعتقادات اسلامی است که با مطلق گرایی علمای عربستان همراه شده و آنان با احساس استغنا و ناآگاهی از فقه سایر مذاهب به طور یک جانبه براندیشه‌هایی تاکید می‌کنند که مخالف و در مقابل تفکرات اسلامی مذاهب گوناگون قرار دارد.

 

پی نوشت:
[1]. دکتر «شیخ حسن فرحان المالکی» اندیشمند و مبارز سنی عربستانی، در سال 1390 هجری قمری در منطقه «بنی مالک جنوبی» 150 کیلومتری شرق شهر «جازان» متولد شد، وی از چهره‌های مشهور در بین پژوهش‌گران تاریخی در کشورهای عربی و به ویژه عربستان سعودی محسوب می‌شود.
[2]. نویسنده: حسن بن فرحان المالکی،کتاب: «نصیحة لشباب المسلمین فی کشف غلوالعلماء المعاصرین فی المملکة العربیه السعودیه،» ترجمه با عنوان«نگاهی به غلو اندیشی و افراط گرایی علمای معاصر عربستان»  ناشر و مترجم: موسسه فرهنگی و هنری آفتاب خرد، تهران، 1396ش، چاپ سوم، تعداد صفحات 320، 




پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ عالم و اندیشمند سنی جناب شیخ «حسن بن فرحان المالکی»[1] در نقد فتواهای علمای افراطی عربستان می‌نویسد:«یکی از مسائل غم‌بار که حاکی از غلوّ و افراط گرایی در فتوای علمای عربستان  است  مسئله  تغییر پرده حجره نبوی است که  از دوره ملک عبدالعزیز تا زمان ملک فیصل مورد اختلاف حاکمیت و علما بود، یعنی این اختلاف حدود بیست سال به طول کشید.

در این مدت حکومت از علماء خواهش می‌کرد به او اجازه دهند پرده حجره نبوی را تغییر دهد چرا که پرده قبلی، فرسوده شده بود و به همین خاطر شدیدترین انتقادات علیه دولت سعودی مطرح می‌شد.  ملک عبدالعزیز در این‌ مورد از علماء استفتاء کرد اما آن‌ها حکم به تحریم تعویض پرده دادند.

بعد از مدتها دوباره ملک سعود از جناب شیخ «محمد بن ابراهیم آل الشیخ»[2] استفتاء کرد که« حکم نصب پرده بر روی پنجره‌های آهنی اطراف حجره نبوی چیست؟  طی جلسه‌ای در مکه نهایت چنین حکم کردند: به اجماع ائمه، پوشاندن قبور انبیاء و صالحان و آویختن پرده، بدعتی شنیع و زشت است.( تاریخ فتوا1381ق)
باز دوباره همین سوال را ملک فیصل  مجددا با زبانی غمبار به محضر  شیخ«محمد بن ابراهیم آل الشیخ» مطرح کرد، وی به شیخ نوشت: به خاطر وضعیت پرده حجره نبوی، تحت اعتراضات و انتقادات گسترده قرار گرفتیم. بی‌تردید باقی ماندن پرده به صورت فعلی(پوسیده) شرم آوراست. از جنابتان خواهش می‌کنیم دقت و تجدید نظر فرمایید تا به این ترتیب بهانه اعتراض علیه ما گرفته شود و آسیبی به وجهه پادشاهی عربستان وارد نگردد.

اما جناب شیخ بر موضع سابق خود اصرار نموده و گفت ما نظری جز ممنوعیت تعویض پرده نداریم.»[3] این قدرت و نفوذ فتوا جای تعجب ندارد زیرا اقتدار این جریان غلو‌اندیش و افراط گرا که ترس همگان را برانگیخته یک علت بیشتر ندارد و آن هم حمایت‌های بی‌دریغ حکومت از آنان است. خواننده عزیز و محترم برای آگاهی بیشتر از غلو‌اندیشی و افراط‌گرایی علمای معاصر عربستان می‌توانید به لینک‌های زیر مراجعه فرمایید.[4]

پی نوشت:
[1]. دکتر «شیخ حسن فرحان المالکی» اندیشمند و مبارز سنی عربستانی، در سال 1390 هجری قمری در منطقه «بنی مالک جنوبی» 150 کیلومتری شرق شهر «جازان» متولد شد، وی از چهره‌های مشهور در بین پژوهش‌گران تاریخی در کشورهای عربی و به ویژه عربستان سعودی محسوب می‌شود. او در مقدمه کتابش می‌گوید: بیست سال در کشور عربستان زندگی کردم و در طول این سال‌ها به تالیف و پژوهش و موعظه مشغول بوده‌ام . مدت‌ها در برابر غلوّ بسیاری از علمای عربستان سکوت کردم، به این امید که هدایت شوند و از مسیر خویش بازگردند، لیکن فایده ای نداشت، زیرا خداوند انسان‌های لجباز و معاند را با محروم کردن آنان از هدایت، مجازات می‌کند.
[2]. «محمد بن ابراهیم آل الشیخ» مفتی اسبق عربستان،  نخستین مفتی رسمی این کشور. که چندین نهاد حکومتی زیر نظر وی کار می‌کردند. مجموع فتواها و رساله های او در 13 جلد چاپ شد وبه دستور ملک فیصل منتشر شد.  فتوای مشهور او مانند: هرکس ابوطالب را مسلمان بداند واجب القتل است. اهدای خون حرام است. .تنها گوشت چهارپایانی حلال است که وهابی ها آن را ذبح کنند.
[3]. حسن بن فرحان المالکی، نصیحة لشباب المسلمین فی کشف غلوالعلماء المعاصرین فی المملکة العربیه السعودیه، باترجمه(نگاهی به غلو اندیشی وافراط گرایی علمای معاصر عربستان)مترجم: معاونت پژوهشی موسسه فرهنگی وهنری آفتاب خرد، نشر موسسه آفتاب خرد، تهران 96ش، چاپ سوم،ص122
[4]. نقد افراط گرایی وهابیت توسط عالم سنی در کتاب«نصیحة لشباب المسلمین»
مفتیان مشهور و مؤثر حکومت سعودی سوم
غلو اندیشی و افراط گرایی علمای معاصر عربستان
در این دوره مسلمان شدن بسیار سخت است
 




 عالم و اندیشمند سنی جناب شیخ «حسن بن فرحان المالکی»[1] در نقد و بررسی و ذکر فتواهای علمای غلو اندیش و افراطی عربستان، فتواهای «شیخ عبدالله بن جبرین» را به عنوان نمونه‌ای از افراط و سخت گیری در عقاید ذکر می‌کند و در پایان می‌نویسد: برای اثبات غلو و افراط در فتواهای «ابن جبرین» نیازی به شرح و تفصیل نیست.

بنابراین اگر در فتواهای ایشان اثری از یک نمونه اعتدال صریح می‌یافتیم حتما آن را نقل می‌کردیم. براین اساس من باب قضاوت و  آشکار شدن مطلب،  باهم مرور می‌کنیم بعضی از فتواهای عالم معاصر عربستان «شیخ عبدالله بن جبرین»عضو کمیته صدور فتوا

1-«تحریم اهدای گل» چون اهدای گل تقلید کورکورانه و بدون فکر از غرب است.[2]
2- «تحریم احترام نظامی» گذاشتن دست بر روی سر جایز نیست.[3]
3- «تحریم قیچی کردن روبان در هنگام افتتاح یا کلنگ زنی یک پروژه» چون بدعت و تقلید از کفار است.[4]
4- «تشکیک در نسب بنی هاشم»  ابن جبرین می‌گوید نسب همه هاشمیون مشکوک است.[5] و اما جواب عالم و اندیشمند سنی جناب شیخ «حسن بن فرحان المالکی»: این در حالی است که شجره نامه هاشمی دقیق‌ترین شجره‌نامه عربی است و سلاطین، علماء، عوام و نسب‌شناسان در ثبت و ضبط آن سهیم بوده‌اند. این فتوا موجب خشم اکثر هاشمیون عربستان شد و شکاف میان آن‌ها و وهابیون را عمیق‌تر کرد.[6] خواننده عزیز برای آگاهی بیشتر از غلوّ اندیشی و افراط گرایی علمای معاصر عربستان می‌توانید به لینک‌های زیر مراجعه فرمایید.[7]

پی نوشت:
[1]. دکتر «شیخ حسن فرحان المالکی» اندیشمند و مبارز سنی عربستانی، در سال 1390 هجری قمری در منطقه «بنی مالک جنوبی» 150 کیلومتری شرق شهر «جازان» متولد شد، وی از چهره‌های مشهور در بین پژوهش‌گران تاریخی در کشورهای عربی و به ویژه عربستان سعودی محسوب می‌شود. او در مقدمه کتابش به نام« نصیحة لشباب المسلمین فی کشف غلوالعلماء المعاصرین فی المملکة العربیه السعودیه» می‌گوید: بیست سال در کشور عربستان زندگی کردم و در طول این سال‌ها به تالیف و پژوهش و موعظه مشغول بوده‌ام . مدت‌ها در برابر غلوّ بسیاری از علمای عربستان سکوت کردم، به این امید که هدایت شوند و از مسیر خویش بازگردند، لیکن فایده ای نداشت، زیرا خداوند انسان‌های لجباز و معاند را با محروم کردن آنان از هدایت، مجازات می‌کند.
[2].اللؤلؤ المکین من فتاوی ابن جبرین، ص58
[3]. الفتاوی الشرعیه فی مسائل العصریه، ص361
[4]. همان، ص420
[5]. همان، ص1617
[6]. حسن بن فرحان المالکی، نصیحة لشباب المسلمین فی کشف غلوالعلماء المعاصرین فی المملکة العربیه السعودیه، باترجمه(نگاهی به غلو اندیشی وافراط گرایی علمای معاصر عربستان)مترجم: معاونت پژوهشی موسسه فرهنگی وهنری آفتاب خرد، نشر موسسه آفتاب خرد، تهران 96ش، چاپ سوم،ص296_300
[7]. نقد افراط گرایی وهابیت توسط عالم سنی در کتاب«نصیحة لشباب المسلمین»
مفتیان مشهور و مؤثر حکومت سعودی سوم
غلو اندیشی و افراط گرایی علمای معاصر عربستان
در این دوره مسلمان شدن بسیار سخت است
بیست سال اختلاف در نصب پرده حجره نبوی
در این دوره مسلمان شدن بسیار سخت است 




 دوران حیات علمای معاصر عربستان از سال 1352ق. یعنی سال تاسیس پادشاهی سعودی آغاز می‌شود و تا به امروز ادامه دارد. در این نوشتار براساس تحقیقات گسترده عالم سنی«شیخ حسن فرحان المالکی»[1] اشاره می‌کنیم به تعدادی از علمای مشهور و تاثیر‌گذار که همگی در عرصه‌های مختلف، یعنی فتوا، تبلیغ، خالی از غلوّ و فریب نبوده و نیستند.

و فتواهای آن‌ها در اوج غلو ّو افراط می‌باشد. و از میان آن‌ها شاید بتوان گفت این سه نفر(محمد بن ابراهیم، بن باز، ابن عثیمین) مشهورترین و موثرترین علمادر حکومت سعودی سوم، هستند که ما هم به اختصار بعضی از فتواهای مشهور آنان را ذکر کرده‌ایم.
1-«محمد بن ابراهیم آل الشیخ» مفتی اسبق عربستان نخستین مفتی رسمی این کشور. مجموع فتواها و رساله های او در 13 جلد چاپ شد و به دستور ملک فیصل منتشر شد.  فتوای مشهور او مانند: هرکس ابوطالب را مسلمان بداند واجب القتل است. اهدای خون حرام است. تنها گوشت چهارپایانی حلال است که وهابی‌ها آن را ذبح کنند. تعویض و جدید کردن پرده حجره نبوی حرام و ممنوع می‌باشد چون پرده‌ها‌ی مزیّن برقبور جزء مظاهر شرک و آثار جاهلیت است.
2-«عبدالعزیز بن باز» مفتی سابق عربستان که موثرترین و مشهورترین عالم در عرصه داخلی وخارجی است . تمام فتواهای او در 26 جلد با عنوان«مجموع فتاوی بن باز» به چاپ رسیده. فتوای مشهور او مانند: کروی نبودن زمین و اعتقاد به گردش زمین اعتقادی باطل است.
3-«شیخ محمد بن صالح بن عثیمین» بعد از «شیخ بن باز» بزرگ‌ترین عالم عربستان بود. و فتواهای او  در حدود 25 جلد وکتاب‌های وی بیش از یکصد جلد می‌باشد. فتوای مشهور او مانند: یادگیری زبان انگلیسی حرام است. گفتن عبارت روزگار و سرنوشت چنین اراده کرد،را حرام می‌داند. هرکس در خانه خود از ماهواره استفاده کند در واقع رعیت خود را فریب داده ودر آتش خواهد بود.
4-«عبدالعزیز آل الشیخ» که قبلا عضو کمیته صدور فتوا بود امااکنون مفتی کل عربستان است.
5- «شیخ صالح بن غصون»عضو کمیته صدور فتوا متوفای 1419ق.
6- «عبدالرزاق عفیفی» عضو کمیته صدور فتوا، متوفای 1419ق.
7- «شیخ صالح بن فوزان الفوزان» عضو کمیته صدور فتوا،تالیفات او 20 عنوان می‌باشد.
8- «شیخ عبدالله بن جبرین» عضو کمیته صدور فتوا.
9- «عبدالله بن قعود» عضو کمیته صدور فتوا.
10- «عبدالله بن غدیان» عضو کمیته صدور فتوا.
11- «شیخ بکر ابوزید» عضو کمیته صدور فتوا، دارای تالیفاتی بیش از 60 عنوان.
12- «شیخ حمود التویجری» متوفای 1314ق، عدم عضویت در کمیته صدور فتوا، تالیفات او 40 عنوان می‌باشد.
13- «عبدالله بن حمید» متوفای 1402ق، عضو سابق کمیته صدور فتوا که از مبلغان مشهور بود.
14- «سفرالحوالی» از مبلغان تاثیر‌گذار و عدم عضویت در کمیته صدور فتوا.
15- «سلمان العوده» از مبلغان تاثیر‌گذار و عدم عضویت در کمیته صدور فتوا.
16- «عایض القرنی» از مبلغان تاثیر‌گذار وعدم عضویت در کمیته صدور فتوا
17- «ناصرالعمر» از مبلغان تاثیر‌گذار وعدم عضویت در کمیته صدور فتوا

البته دیگران نیز تاثیر‌گذار بوده و هستند، اما افراد فوق برجسته‌ترین و فعال‌ترین علمای عربستان محسوب می‌شوند. که غلوّ اندیشی و افراط گرایی در فتواهای آن‌ها یافت می‌شود، و این همه آسیب و اختلاف، نتیجه محدود بودن دانش و فهم  علمای معاصر عربستان به عقاید سایر مذاهب اسلامی، علوم شرعی، فقه وعقاید به طور کلی و محدود شدن به فهم از  فقه در چهارچوب تفکر حنبلی فقط.[2]

پی نوشت:

[1]. دکتر «شیخ حسن فرحان المالکی» اندیشمند و مبارز سنی عربستانی، در سال 1390 هجری قمری در منطقه «بنی مالک جنوبی» 150 کیلومتری شرق شهر «جازان» متولد شد، وی از چهره‌های مشهور در بین پژوهش‌گران تاریخی در کشورهای عربی و به ویژه عربستان سعودی محسوب می‌شود.
[2]. حسن بن فرحان المالکی، نصیحة لشباب المسلمین فی کشف غلوالعلماء المعاصرین فی المملکة العربیه السعودیه،عنوان ترجمه(نگاهی به غلو اندیشی وافراط گرایی علمای معاصر عربستان)مترجم: معاونت پژوهشی موسسه فرهنگی وهنری آفتاب خرد، نشر موسسه آفتاب خرد، تهران 96ش، چاپ سوم، صفحات: 44، 86، 87، 119، 128، 200، 226، 227، ،228، 304، 




نشانه‌های غلوّ در فتواهای «شیخ محمد بن ابراهیم آل الشیخ»[1] مفتی اسبق و نخستین مفتی رسمی عربستان عیان و آشکار است. از بین فتواهای غلوّ آمیز  ایشان یک مورد را به همراه نقد آن توسط عالم سنی ذکر می‌کنیم. این مفتی اعظم عربستان می‌نویسد: «هرکس ابوطالب را مسلمان بداند واجب القتل است»[2]

و امّا جواب عالم سنی دکتر «شیخ حسن فرحان المالکی»[3] اندیشمند و مبارز سنّی عربستانی، در نقداین فتوا می‌گوید: اینکه ابوطالب، اسلام آورده یا برکفر مرده است، مسأله‌ای اختلافی در میان اهل سنت محسوب می‌شود ولی امامیه و زیدیه ، ابوطالب را مسلمان و جزء صحابه بزرگ می‌دانند.
این یک مسأله تاریخی است که به ویژه در میان مذاهب سنی  و غیر سنّی، جای اجتهاد دارد و باید فضای اجتهاد درباره آن باز باش، زیرا اگر هر یک مذاهب بخواهند به خاطر این مسأله، یکدیگر را واجب القتل قلمداد کنند، دیگر همزیستی میان آن‌ها امکان پذیر نیست،  همه شیعیان امامیه و زیدیه معتقد به مسلمانی ابوطالب هستند وحتی برخی اهل سنت نیز مانند شیخ مکه جناب «سید عبدالله دحلان» در مورد ایمان ابوطاب کتاب نوشته‌اند.[4]

نتیجه: بررسی‌ فتواهای غلو اندیش و افراط گرای علمای عربستان، گویای این حقیقت است که آنچه در تفکر وهابیت عربستان تجلّی دارد نوعی تقلیل‌گرایی و محدود‌اندیشی نسبت به فقه و اعتقادات اسلامی است که با مطلق گرایی علمای عربستان همراه شده و آنان با احساس استغنا و ناآگاهی از فقه سایر مذاهب به طور یک جانبه براندیشه‌هایی تاکید می‌کنند که مخالف و در مقابل تفکرات اسلامی مذاهب گوناگون قرار دارد. خواننده عزیز و بصیر برای آگاهی بیشتر می‌توانید به لینک‌های زیر مراجعه فرمایید.[5]

 

پی نوشت:
[1]. «محمد بن ابراهیم آل الشیخ» مفتی اسبق عربستان،  نخستین مفتی رسمی این کشور. که چندین نهاد حکومتی زیر نظر وی کار می‌کردند. مجموع فتواها و رساله های او در 13 جلد چاپ شد وبه دستور ملک فیصل منتشر شد.  فتوای مشهور او مانند: هرکس ابوطالب را مسلمان بداند واجب القتل است. اهدای خون حرام است. .تنها گوشت چهارپایانی حلال است که وهابی ها آن را ذبح کنند.
[2].  حسن بن فرحان المالکی، نصیحة لشباب المسلمین فی کشف غلوالعلماء المعاصرین فی المملکة العربیه السعودیه، باترجمه(نگاهی به غلو اندیشی وافراط گرایی علمای معاصر عربستان)مترجم: معاونت پژوهشی موسسه فرهنگی وهنری آفتاب خرد، نشر موسسه آفتاب خرد، تهران 96ش، چاپ سوم،ص128
[3]. دکتر «شیخ حسن فرحان المالکی» اندیشمند و مبارز سنی عربستانی، در سال 1390 هجری قمری در منطقه «بنی مالک جنوبی» 150 کیلومتری شرق شهر «جازان» متولد شد، وی از چهره‌های مشهور در بین پژوهش‌گران تاریخی در کشورهای عربی و به ویژه عربستان سعودی محسوب می‌شود. او در مقدمه کتابش به نام« نصیحة لشباب المسلمین فی کشف غلوالعلماء المعاصرین فی المملکة العربیه السعودیه» می‌گوید: بیست سال در کشور عربستان زندگی کردم و در طول این سال‌ها به تالیف و پژوهش و موعظه مشغول بوده‌ام . مدت‌ها در برابر غلوّ بسیاری از علمای عربستان سکوت کردم، به این امید که هدایت شوند و از مسیر خویش بازگردند، لیکن فایده ای نداشت، زیرا خداوند انسان‌های لجباز و معاند را با محروم کردن آنان از هدایت، مجازات می‌کند
[4].حسن بن‌فرحان‌المالکی، نصیحة لشباب المسلمین فی کشف غلوالعلماء المعاصرین فی المملکة العربیه السعودیه، باترجمه(نگاهی به غلو اندیشی وافراط گرایی علمای معاصر عربستان)مترجم: معاونت پژوهشی موسسه فرهنگی وهنری آفتاب خرد، نشر موسسه آفتاب خرد، تهران 96ش، چاپ سوم،ص128
[5]. مفتیان مشهور و مؤثر حکومت سعودی سوم
غلو اندیشی و افراط گرایی مفتی عربستان «شیخ عبدالله بن جبرین»
نقد افراط گرایی وهابیت توسط عالم سنی در کتاب«نصیحة لشباب المسلمین»
بیست سال اختلاف در نصب پرده حجره نبوی
غلو اندیشی و افراط گرایی علمای معاصر عربستان
 





دکتر «شیخ حسن فرحان المالکی» اندیشمند و مبارز سنی عربستانی، در سال 1390 هجری قمری در منطقه «بنی مالک جنوبی» 150 کیلومتری شرق شهر «جازان» متولد شد، وی از چهره‌های مشهور در بین پژوهش‌گران تاریخی در کشورهای عربی و به ویژه عربستان سعودی محسوب می‌شود.
او در مقدمه کتابش به نام« نصیحة لشباب المسلمین فی کشف غلوالعلماء المعاصرین فی المملکة العربیه السعودیه» می‌گوید: بیست سال در کشور عربستان زندگی کردم و در طول این سال‌ها به تالیف و پژوهش و موعظه مشغول بوده‌ام. مدت‌ها در برابر غلوّ بسیاری از علمای عربستان سکوت کردم، به این امید که هدایت شوند و از مسیر خویش بازگردند، لیکن فایده ای نداشت، زیرا خداوند انسان‌های لجباز و معاند را با محروم کردن آنان از هدایت، مجازات می‌کند.[1]

مولف در این کتاب درتلاش است بر اساس اندیشه و عمل‌کرد علمای عربستان بخصوص سه نسل از مفتی‌های رسمی آن ، تحلیلی مستند از وضعیت غلو‌گرایی و افراط‌گری مذهبی و علل آن ارائه دهد.
او با طرح این سوال که آیا تفکر افراطی، ریشه در داخل عربستان دارد یا خیر به بررسی فقه و عقاید علمای عربستان پرداخته و جایگاه آن‌ها را به لحاظ برخوراری از صلاحیت علمی و اندیشه دینی مورد نقد قرار داده است.

از دیدگاه مؤلف، علمای عربستان نه تنها عالم به فقه و عقاید سایر مذاهب نیستند بلکه به اندیشه احمد‌بن‌حنبل، ابن‌تیمیه و محمد‌بن عبدالوهاب نیز وفادار نمانده و صرفا با تاکید بر بخش‌هایی از اندیشه محمد‌بن‌عبدالوهاب که بر غلوگرایی، افراط اندیشی و بویژه تکفیر تاکید دارد، محدود مانده‌اند. مؤلف تلاش دارد این نقیصه رفتاری و رویکردی علمای عربستان را با ارائه شواهد و مستندات فقهی و اعتقادی مورد بازکاوی و تحلیل قرار دهد. خواننده عزیز شما می‌توانید سر فصل‌ها و باب‌ها و بخشی از محتوای  این کتاب را در لینک‌های زیر مشاهده فرمایید.[2]

 

پی‌نوشت:
[1]. حسن بن فرحان المالکی، «نصیحة لشباب المسلمین فی کشف غلوالعلماء المعاصرین فی المملکة العربیه السعودیه»باترجمه(نگاهی به غلو اندیشی وافراط گرایی علمای معاصر عربستان)مترجم: معاونت پژوهشی موسسه فرهنگی وهنری آفتاب خرد، نشر موسسه آفتاب خرد، تهران 96ش، چاپ سوم،ص32
[2]. نقد افراط گرایی وهابیت توسط عالم سنی در کتاب«نصیحة لشباب المسلمین»
مفتیان مشهور و مؤثر حکومت سعودی سوم
غلو اندیشی و افراط گرایی علمای معاصر عربستان
غلو اندیشی و افراط گرایی مفتی عربستان «شیخ عبدالله بن جبرین» 

 





عالم سنی علامه «سیّد محمّد بن علوی مالکی» ، مدرس علوم حدیث در مکه مکرمه، در نقد و رد افکار وهابیت نسبت  به برگزاری جشن پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) در مقدمه کتاب خود می‌نویسد:

 آنچه معلوم است که در دیانت اسلام دو عید بیشتر نیست یکی عید قربان و دیگری عید فطر، و ما قائل به آن نیستیم که روز تولد پیامبراکرم( صلی الله علیه و آله) نیز عید است بلکه معتقدیم که این روز مبارک، بزرگ‌تر و باعظمت‌تر از عید است و اگرچه ما آنرا عید نمی‌نامیم زیرا که ولادت آن حضرت عید‌ها و شادی‌ها را به همراه آورد و همه روزهای بزرگ در اسلام از حسنات ایشان محسوب می‌شود.

اگر ولادت باسعادت او نبود، بعثت نیز اتفاق نمی‌افتاد و نزول قرآن و اسراء و معراج و هجرت و پیروزی در جنگ بدر و فتح مکه و.... هیچ‌کدام انجام نمی‌پذیرفت زیرا که همه این‌ها وابسته و مربوط به آن حضرت  ولادت باسعادت او می‌باشد که مثمر این همه خیرات بزرگ است. پر واضح است که هر عید در یک سال ، یک بار بیشتر نیست ولی جشن مولودی و توجه به سیره شریف حضرت پیامبر اکرم  بایستی که همیشه تکرار شود و مقید به هیچ زمانی و هیچ مکانی نباشد.[1]

پی نوشت:
[1]. السید محمد بن علوی المالکی الحسنی،کتاب: الإعلام بفتاوى أئمة الإسلام حول مولده علیه الصلاة والسلام،دارالکتب العلمیه، بیروت-لبنان، 2005م،  1426ق، چاپ اول،ص8« ومعلوم انه لیس عندنا فی الاسلام الاّ عیدان: الفطر والاضحی، لکن یوم المولد اکبر واعظم من العید»







پایگاه جامع فرق، ادیان ومذاهب_عده‌ای سوال می‌کنند مگر میشه صحابه‌ای که کنار پیامبر بودند وکلام او را شنیدند  بر باطل اجتماع کنند و به خطا روند؟ چگونه ممکن است؟ دقیقا همین مطلب را در زمان خود امیرالمومنین علی (علیه السلام) در قضیه جنگ جمل از حضرت سوال کردند. «حارث بن حوت»‏ نزد امام آمد و گفت: آیا چنین پندارى كه من اصحاب جمل را ( با این عظمت و جلیل القدر بودنشان مانند طلحه و زبیر) گمراه مى‏‎دانم؟[1]

 جواب محکم و شیوای  امام، حضرت فرمودند: اى حارث! تو زیر پاى خود را دیدى، امّا به پیرامونت نگاه نكردى، پس سرگردان شدى، تو حق را نشناختى تا بدانى كه اهل حق چه كسانى مى‏‌باشند؟ و باطل را نیز نشناختى تا باطل گرایان را بدانى.[2]یعنی اینکه  حقیقت بر تو اشتباه شده. حق و باطل را با میزان قدر و شخصیت افراد نمى‏شود شناخت. این صحیح نیست كه تو اول شخصیت‌هایى را مقیاس قرار دهى و بعد حق و باطل را با این مقیاس‌ها بسنجى.  فلان چیز حق است چون فلان و فلان با آن موافقند و فلان چیز باطل است چون فلان و فلان با آن مخالف. نه، اشخاص نباید مقیاس حق و باطل قرار گیرند.

نتیجه: این حق و باطل است كه باید مقیاس اشخاص و شخصیت آنان باشند.یعنى باید حق شناس و باطل شناس باشى نه اشخاص و شخصیت شناس؛ و روح تشیع نیز جز این چیزى نیست. و در حقیقت فرقه شیعه مولود یك بینش مخصوص و اهمیت دادن به اصول اسلامى است نه به افراد و اشخاص.[3]

پی‌نوشت:
[1]. شریف الرضی، محمد بن حسین‏، نهج البلاغة / ترجمه دشتى، نشر مشهور،قم،ص693، حکمت262، « وَ قِیلَ إِنَّ الْحَارِثَ بْنَ حَوْطٍ أَتَاهُ [ع‏] فَقَالَ [لَهُ‏] أَ تَرَانِی أَظُنُّ أَنَّ أَصْحَابَ الْجَمَلِ‏ كَانُوا عَلَى‏ ضَلَالَةٍ فَقَالَ ع یَا حَارِثُ [حَارِ] إِنَّكَ نَظَرْتَ تَحْتَكَ وَ لَمْ تَنْظُرْ فَوْقَكَ فَحِرْتَ إِنَّكَ لَمْ تَعْرِفِ الْحَقَّ فَتَعْرِفَ مَنْ أَتَاهُ [أَهْلَهُ‏] وَ لَمْ تَعْرِفِ الْبَاطِلَ فَتَعْرِفَ مَنْ أَتَاهُ فَقَالَ»
[2]. همان
[3]. مجموعه آثار استاد شهید مطهرى، ج‏16، ص: 309




 خیلی از افراد به خاطر متوجه نشدن مفهوم واقعی وحدت برموافقین وحدت ایراد می‌گیرند و انتقاد می‌کنند. در حالی که اگر متوجه معنای واقعی و فوائد وحدت بشود قطعا از طرفداران وحدت می‌شوند. در این مقاله مفهوم واقعی وحدت را ازمنظر استاد شهید مطهری بیان می‌کنیم.

«مخالفین اتحاد مسلمبن، برای اینکه از وحدت اسلامی، مفهومی غیر منطقی وغیر علمی بسازند، آن را به نام وحدت مذهبی توجیه می‌کنند. مسلمانان به نص صریح قرآن برادر یکدیگرند. وحقوق وتکالیف خاصی، آن‌ها را به یکدیگر مربوط می‌کند با این وضع چرا مسلمین از این همه امکانات وسیع که از برکت اسلام نصیبشان گشته استفاده نکنند؟  هیچ ضرورتی ایجاب نمی‌کند که مسلمین به خاطر اتحاد اسلامی صلح و مصالحه و گذشتی در مورد اصول یا فروع مذهبی خود بنمایند. وبحث و استدلال نکنند و کتاب ننویسند. این منظور واقعی وحدت  نیست.

بلکه تنها چیزی که وحدت اسلامی ازاین نظر ایجاب می‌کند این است که مسلمین برای اینکه احساسات کینه توزی در میانشان پیدا نشود یا شعله ور نگردد متانت را حفظ کنند یکدیگر را سب و شتم ننمایند به یکدیگر تهمت نزنند و دروغ نبندند منطق یکدیگر را مسخره نکنند و بالاخره عواطف یکدیگر را مجروح نسازند و از حدود منطق و استدلال خارج نشوند.

بدیهی  است که منظور علمای روشنفکر اسلامی از وحدت اسلامی حصر مذاهب به یک مذهب یا اخذ مشترکات مذاهب و طرد مفترقات آن‌ها نیست که نه معقول و منطقی است و نه مطلوب و عملی، بلکه منظور این دانشمندان متشکل شدن مسلمین است در یک صف در برابر دشمنان مشترکشان و این کار اضافه بر اینکه با موازین کتاب و سنت سازگا ر است معقول و مطلوب هم خواهد بود.»[1].

پی‌نوشت:
[1].مجید باقری، یک صدو ده سوال از استاد مطهری، انتشارات خادم الرضا ، ایران قم، سال 89، چاپ 98، ص158، سوال 81




 دکتر«محمود السید صَبیح» استاد دانشگاه الازهر مصر در کتابش به نام « اشتباهات ابن تیمیه در باره رسول خدا واهل بیتشان» خطاب به این تیمیه وطرفداران او می‌گوید: «من از کسی که متوسل شدن به ساحت رسول الله را ممنوع می‌کند،در حالی که می‌داند و دیده است که بیش از صدها عالم بزرگ اسلامی به پیامبر متوسل شده‌اند تعجب می‌کنم. زیرا من به این  نکته پی‌بردم که مساله توسل از جمله مسائلی است که علما آنرا به منزله نخ لباس می‌دانند.

پس همان گونه که اگر لباس نخ‌کش شود  از بین می‌رود و ارزش ندارد، دینی که توسل به بزرگان، در آن وجود نداشته باشد، نیز بی‌ارزش است. این فرقه‌ها( جریان‌های تکفیری ازجمله وهابیت) در برخی از مسائل، بدعت گذاری کرده و بعد، از طریق آن مسائل ساختگی جامعه را به شرک متهم می‌کنند.آن‌ها کسانی هستند  که به نام امت سخن می‌گویند و گمان می‌کنند که غیر از خودشان دیگران بدعت گذار، منحرف و گمراه کننده هستند.»[1]

مخاطب عزیز این فقط یک نمونه از نقدهایی برعلیه وهابیت  بود که از طرف عالم سنی بیان شد. صدها کتاب و مقاله وسخنرانی بر علیه ابن تیمیه و وهابیت جمع آوری شده است که برای تشخیص  و تحقیق بسیار مفید است. خواننده عزیز برای آشنایی بیشتر با این کتاب«اشتباهات ابن تیمیه در باره رسول خدا واهل بیتشان» می‌توانید به این لینک مذکور مراجعه فرمایید.[2]

پی‌نوشت:
[1]. دکتر محمود السید صبیح، اشتباهات ابن تیمیه در باره رسول خدا واهل بیتشان، مترجم:حسن حکیم، نشر نفیس، سال 1394ش، مقدمه مولف ص8،
[2].کشف 96 خطای ابن تیمیه توسط عالم سنی




خوارج عقیده داشتند: كسى كه گناه كبیره انجام دهد، كافر و از اسلام خارج شده است، مگر توبه كند و دوباره مسلمان گردد.

حضرت علی (علیه السلام) برای افشاء گمراهی خوارج، سنت پیامبر(صلی الله علیه و آله) را حجت قرار دادند و فرمودند:  پس اگر چنین مى‌‏پندارید كه من خطا كرده و گمراه شدم، پس چرا همه امّت محمّد (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) را به گمراهى من گمراه مى‌‏دانید؟ در حالى كه شما مى‌‏دانید، همانا رسول خدا زناكارى را كه همسر داشت‏ سنگسار كرد، سپس بر او نماز گزارد، و میراثش را به خانواده‏‌اش سپرد، و قاتل را كشت و میراث او را به خانواده‌‏اش بازگرداند، دست دزد را برید و زناكارى را كه همسر نداشت تازیانه زد، و سهم آنان را از غنائم مى‌‏داد تا با زنان مسلمان ازدواج كنند.
پس پیامبر اکرم آن‌ها را براى گناهانشان كیفر مى‏‌داد، و حدود الهى را بر آنان جارى مى‌‏ساخت، امّا سهم اسلامى آن‌ها را از بین نمى‌‏برد، و نام آن‌ها را از دفتر مسلمین خارج نمی‌‏ساخت.پس با انجام گناهان كبیره كافر نشدند شما خوارج، بدترین مردم و آلت دست شیطان، و عامل گمراهى این و آن مى‏‌باشید.[1]

نتیجه: پس نبی مکرم اسلام با مرتکبان گناه کبیره همانند مومنان رفتار می‌کردند، و به صادق و کاذب بودن  و  قلوب آن‌ها  کاری نداشت و آن‌ها را کافر نمی‌دانستند.

پی‌نوشت:
[1]. شریف الرضی، محمد بن حسین‏، نهج البلاغة / ترجمه دشتى، نشر مشهور،قم،خطبه 127، ص241« فَأَخَذَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ص بِذُنُوبِهِمْ وَ أَقَامَ حَقَّ اللَّهِ فِیهِمْ وَ لَمْ یَمْنَعْهُمْ سَهْمَهُمْ مِنَ الْإِسْلَامِ وَ لَمْ یُخْرِجْ أَسْمَاءَهُمْ مِنْ بَیْنِ أَهْلِه‏»






شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic